شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۱
شعر نو

من اندر کوچه ای او را پسنديدم
به ناگه مادرش از انتهای کوچه پيدا شد
من احساس خطر کردم
از آنجا با دلي غمگين به صد حسرت گذر کردم
***
الا ای مادر دختر
منم من شاعری از خطه تهران
برای خواستگاری آمدستم هاي مگو نچ نچ مکن حاشا
بيا نزديک و در بگشا
***
الا ای مادر دختر
پسرهای تو ديشب بنده را بر تير برق خانه بربستند
به جرم خواستگاری هفت دندان مرا با مشت بشکستند
به پای چشم من چيزی که مي بيني
خدا داند که بادمجان کرمان نيست
سياهی مال مشت است هان
به پای لنگ و چشم لوچ من بنگر
مرا نزديک خود بنشان
مگو نچ نچ مکن حاشا
بيا نزديک و در بگشا
***
هلا ای شيشه خانه
گرفتم انتقام آن کتکها را
بکن شادی که ديشب
شکستم شيشه های خانه بابای دختر را


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۱
همسر ايده آل


همسری خواهم چو برج زهرمار
در بيارد او ز ايامم دمار
گوژ او در پشت و باشد کک مکی
قد او چون سرو رعنا يا خيار
بهر من فرقی ندارد جان من
سن او باشد به ۱۰ يا در هزار
دست او شل پا چلاق و سر کچل
باشد اما نی ز هر ايل و تبار
دختری يکدانه اندر خانه شان
يک پدر باشد برايش مايه دار
خانه و ماشين و ويلا و اتول
باشد آنها را چو ريگ شوره زار
مادرش سازد ز هر نوعی جهاز
آن پدر باشد به حال احتضار
نادرا يادت بود اين پند من
از طمع نايد تو را سودی به کار
شعر بالا رو موقعی گفتم که دلم می خواست يه زن پولدار بگيرم.حالا که می بينم بی پولش هم نصيب ما نميشه به نظرتون چيکار کنم؟
بين خودمون باشه من که می دونم پولدارش قسمت ما نيست ولی اگه بشه چی ميشه

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۱
شلخته شاعر می شود
از آنجاييکه مملکت ما مملکت جواني است و اصولا در ممالک جوان،ميزان بيکاری بسيار زياد می باشد اينجانب شلخته احساس وظيفه نموده و اقدام به تشکيل حزب جوانان زيا آفتاب نموده ام.هدف بنده حمايت از تمام جوانان بيکاری است که از طلوع آفتاب تا غروب آن مشغول به امر مترولوژی(متراژ کردن خيابانها)می باشند
شعر
منم سرگشته صدها خيابان
از اين سو ميروم آنسو شتابان
کنم متراژ دمادم کوچه ها را
بود اين کار من هر لحظه هر آن
ز جمشيديه و ساعی و لاله
به سمت انقلاب و پيچ شمران
گهی تجريش و نوبنياد و گلها
گهی در شوش و گاهي در خراسان
زمانی می روم سمت وليعصر
زماني هم ولو در پاسداران
جوان زير آفتابی منم من
چو من بسيار می بينی در ايران
گمانم بنده تب دارم عزيزان
که می گويم به جای شعر هذيان

در همين راستا از تمام جوانانی که به امر شريف خيابانگردی می پردازند و دارای سوابق مفيدی در اين زمينه می باشند دعوت ميشود از تجارب خيابان نوردی خود ما را محروم نکنند.

با تشکرات فراوان:جناب آقای شلخته دبير کل حزب جوانان زير آفتاب

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۱
 
داشتم هفته نامه توفيق سال ۱۳۴۸ رو می خوندم که به يک مطلب جالب برخوردم.هرچند قول داده بودم که زياد سر به سر خانمها نذارم ولی نتونستم از ذکر اين مطلب بگذرم.
توفيق نوشته بود:
اکثر خانمها موقع بچه دار شدن خدا خدا می کنند که فرزندشان پسر باشد چون خودشان بهتر از همه جنس خودشان را می شناسند.

ضمن عرض پوزش از عموم بانوان محترم

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸۱
حزب جوانان زير آفتاب

زنگ انشا
موضوع هفته:در مورد حقوق زن هر چه می دانيد بنويسيد
من انشايم را با نام خدا آغاز می کنم.اولا ما می دانيم که زنان خيلی مهم می باشند و اهميت زنان بر هيچکس پوشيده نيست.ما بسيار طرفدار زنان می باشيم و از همينجا به تمامی جوامع مرد سالار دستور می دهيم سريعا خجالت کشيده و از اقداماتشان دست بردارند.بنده زمانی به اهميت حقوق زنان پی بردم که يکی از دوستانم -که اخيرا به طايفه مرغان پيوسته است-گفت:«آقا نادر اگر حقوق خانم نبود،حقوق من به تنهايی کفاف زندگی مشترک را نمی داد».
از همينجا درميابيم که هر کس بخواهد زن بگيرد بايد با دختری ازدواج کند که شاغل بوده و دارای حقوق کافی باشد.
پدر ما،در مورد نقش حقوق زن در خانواده،بارها به بنده تذکر داده که نادر جان،اگر خواستی زن بگيری سعی کن مثل من سرت کلاه نرود.پدرم می گويد:«اگر مادرت حقوق داشت من اينقدر خرجم زياد نمی شد».البته من با اين حرف پدرم موافق نيستم.من يک نفر را می شناسم که زنش حقوق زيادی داشت با اين وجود،تمام مخارج خانواده بر دوش آن يک نفر بود.بنابراين شانس هم در اين مورد موثر می باشد.یک ضرب المثل من درآوردی می گوید:ما با حقوق زن مخالف نیستیم با خودش مخالفیم.
اما حقوق زن فقط در امور اقتصادی مورد توجه قرار نمی گیرد بلکه در بسیاری از مسایل سیاسی از قبیل انتخابات نیز به اهمیت حقوق زن پی می بریم.
در موقع انتخابات تعداد بسیار زیادی از آقایان متوجه حقوق زنان شده و از همین طریق،خودشان نیز صاحب حقوق می شوند.این افراد در سخنرانی هایشان عنوان می کنند از زمانیکه در شکم مادرانشان بوده اند برای رسیدن زنان به حقوقشان مبارزه کرده و از هیچ کوششی در این راه دریغ نورزیده اند.تعدادی از جمعیت محترم بانوان نیز که قرار است در صورت تایید سخنان نامزدهای محترم انتخاباتی به حقوق کلانی دست یابند،فرمایشات آقایان را تصدیق می کنند.
الان که من دارم این انشا را برای شما می نویسم آقای محترمی در تلویزیون مشغول صحبت می باشد.این آقای محترم می فرماید که ما حقوق زنان را افزایش داده ایم و حالا زنان می توانند از شوهرانشان طلاق بگیرند.آقای محترم فوق الذکر اعلام می کند زنان به شرطی می توانند طلاق بگیرند که بعضی چیزها ثابت شود.احتمالا منظور آقای محترم این است که زن وقتی به علت شکستگی جمجمه و دست و پا و سایر اعضای بدن،جهت امر طلاق به دادگاه مراجعه می نماید باید ثابت کند که شکستگیها در نتیجه نوازشهای شوهر این خانم بوده و نه در اثر سقوط از پله.این آقای محترم در پایان سخنان گهربارشان تاکید کردند که ما خیلی به حقوق زن اهمیت می دهیم.
در پایان انشای خود لازم میدانم این موضوع را به اطلاع شما برسانم که ما چند روز پیش به خواستگاری یک دختر خانمی رفتیم که خیلی اهل مطالعهء وبلاگ می باشد.لذا ما این انشا را نوشتیم تا ایشان بخوانند و به این نکته توجه داشته باشند که ما به حقوق زنان اهمیت زیادی قایل می باشیم و در همینجا از خانواده محترم این دختر خانم می خواهیم که به درخواست ما پاسخ مثبت داده و این بنده حقیر را به غلامی خویش بپذیرند.
این بود انشای من.
راستش اگه خنده دار نبود ببخشید.بسکه این خانمها اعتراض کردن خواستم یه جوری از دلشون در بیارم.
تابعد...


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸۱
 
سلام دوستان
امروز ميخوام اول از همه از دوست عزيزم هدی خانم تشکر کنم که کمک زيادی به من کرد.اميدوارم بتونم خوبيهاشو جبران بکنم.اسم وبلاگ هدی خانمدختر سفیرهستش.توصيه می کنم سر بزنين.در ضمن به کتی خانم هم ميخوام بگم که بابا ما زن ستيز نيستيم.اصلا ما مخلص شما هستيم(بذاريد به حساب ترس ما از خانمها)

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin