سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۳
سفرنامه نادر خسرو!!!

روز پنجشنبه هفتم خرداد سنه يکهزار و سيصد و هشتاد و سه خورشيدی در رکاب جمعی از ياران،راهی همدان شديم و همدان شهريست که سابق هگمتانش می ناميدند و آن شهر را مناظر بسی زيبا بود.در اين شهر ماهرويانی ديدم رشک خورشيد و به غايت نيکو رو که فراوان عاشق ما شده بودند و از برايمان سر و دست می شکستند.پس در دل خوانديم:

دختر همدانی بيقراره   عاشق شده و خبر نداره!!!

در ابتدای سفر به ديدار حکيم ابوعلی سينا شتافتم.چون مرا از دور بديد پيش آمد و گفت:«به گمانم مريض احوالی؟».گفتم :«يا شيخ الرييس!همانگونه است که شما می فرماييد!» شيخ گفت:«تو را دوای درد آنست که همصحبتی بهر خويش مهيا کنی و با وی به سمت تپه های عباس آباد روی!»ما هر چه گشتيم مصاحبی که بتواند دردمان را مداوا کند نيافتيم!!!

نيمه شب به تپه عباس آباد شديم.و آنجا تپه ای بود که به شدت هوای دو نفره داشت و ما غمناک شديم که چرا يکنفره به اين تپه آمده ايم؟مگر نه اينست که انسان بايد در چنين مکان آرام و خلوتی!!! همصحبتی نيز داشته باشد!

از تپه های عباس آباد به سمت شاعری شديم که نامش باباطاهر بود.پس چون نيک در وی نگريستیم او را عريان ديديم و چون ما را چشم و دلی پاک بود نگاه از وی برگشيديم و برفتيم.

ياران ما را به ديدن عارفی بزرگ خواندندو ما به ديدارش شتافتيم.آن عارف بزرگ «عارف قزويني بود و چون نام وی شنيديم لرزه بر انداممان اوفتاد و ترس بر ما غالب گشت پس عطای ديدار اين مردک قزوينی را به لقايش بخشيديم.

بامداد روز هشتم خرداد،عزم خويش جزم نموديم و به غار عليصدر رفتيم و گويند عليصدر از اقوام مقتدی صدر می باشد!!!غار را تاريک و سرد يافتيم.در دهانه ورودی غار،شخصی خطاب به ما گفت:«ديگه اينروزا با ايران رادياتور کی ميره تو غار؟!!» ليکن ما وقعی ننهاده و داخل غار شديم!

چون غار آبی بود به ناچار سوار قايق گشتيم.آب سرد و آهکی بود از آنرو هيچ موجود زنده ای را يارای زيستن در آن نبود.و غار فاقد سکنه بود.پس قلابی در آب انداختيم و تعداد کثيری ماهی کپور و سفيد استجراج نموديم!!!پيشتر که رفتيم کوسه ای به سمت ما هجوم آورد.با وی گلاويز گشتيم و ترورش نموديم.

عصر گاهان سوار بر مرکب شديم و هگمتان را به مقصد طهران ترک کرديم.جايتان خالی بسی خوش خوشانمان شد!!!

*****

فوق العاده:توجه توجه:يک قرار وبلاگی به مناسبت اولين جشنواره وبلاگ

 زمان قرار :  

پنجشنبه بيست و يکم خرداد ساعت سه بعدازظهر

 

مکان :

جشنواره وب ؛ خيابان نياوران ( شهيد باهنر)؛ خيابان آقايی ؛ مرکز مجامع بين المللی

منتظر حضور سبز شما هستيم  .

لطفا ساير وبلاگنويسان را مطلع کنيد

خوشحال خواهيم شد اگر قرار را از طريق وبلاگ خود نيز اطلاع دهيد

برای اطلاعات بيشتر به وبلاگ مخصوص قرار سر بزنيد.

*****

۱- ما بعد از يک ماه برگشتيم سر وبلاگمان.اگر خدا بخواهد کمی تا قسمتی مثل آدم از اين به بعد وبلاگ خواهيم نوشت(يعنی مرتب و اقلا هفته ای يکبار!)

۲-ممنونم از تمامی دوستان عزيز که طی هفته گذشته به صورت حضوری،تلفنی،ايميلی،مسنجری و کامنتی!!!خجسته سالروز ميلادم را تبريک گفتند!!!سه شنبه هفته قبل تولدم بود.کم کم داريم پير ميشيم! بيست و چهار بهار پشت سر گذاشتيم تا حالا!

۳-ما متولد خرداديم.مردای خردادی اين شکلی هستن:

مرد متولد خرداد اكثرا دو زنه است و حتي در ضمن ماه عسل ممكن است عروس را بگذارد و برود.در زناشويي و معاشرت با زن اهل تنوع و ماجراست وحال و احوال عاشقانه اش بي ثبات و رنگارنگ است. براي فرزندان پدري نرم و مهربان و ملايم است، ممكن است بچه هاي خود را لوس كند.مردي با ذوق، هنر دوست و غير حسود و كمي بد قول است. عاشق يك چنين مردي شدن موجب مي شود كه احساس مطبوعي از تامين به شما دست بدهد زيرا پيوسته يقين خواهيد داشت كسي را داريد كه هر وقت به وي نيازمند شديد، به كمكتان بشتابد و هرگز تنهايتان نمي گذارد. تمام ترديدهاي اجتماعي كه قبل از ازدواج با او داشتيد، سريعا از بين مي روند، با وجود اين هيچ بعيد نيست كه اگر صبح روز شنبه او را براي خريد نان به خارج بفرستيد، تا يكشنبه ظهر برنگردد. اگر مي خوهيد اعصاب آرام و راحتي داشته باشيد، هرگز منتظرش نباشيد و هنگامي كه خواست از منزل خارج شود، گوشه كتش را نچسبيد.وقتي موفق شديد طبيعت نا آرام و رفتار غير قابل پيش بيني اش را درك و قبول كنيد،ديگر كارها برايتان سهل و ساده مي شوند. دختري كه به عقد يك مرد متولد خرداد مي آيد، نه تنها مي تواند مطمئن باشد كه شوهرش هرگز در مشكلات و پيچ و خم هاي زندگي او را تنها نمي گذارد، بلكه در عمل هميشه لااقل دو نفر همراه دارد كه هر دوتايشان همان شوهر او هستند.

اگر با او آشنا شديد، اگر با او گرم گرفتيد، اگر از او خوشتان آمد، اگر به فكر حلقه نامزدي و سفره عقد افتاديد، از ابتدا بدانيد كه مردي را براي زندگي انتخاب كرده ايد كه ممكن است ماه عسلش را نصفه كاره رها كند و براي انجام كاري تك وتنها به يك شهر ديگر برود.

او براي شما گل، عطر، صفحه، كتاب و كادوهاي دوست داشتني ديگر مي آورد. شما دعوتش را قبول مي كنيد و با هم به گردش مي رويد، ساعات خوشي با سرعت سپري مي شوند و شما از اينكه در كنار مردي اين همه خونگرم وشاد و خوش سر و زبان غرق در شادي و نشاط هستيد، از خوشحالي در پوست نمي گنجيد. او به صد شيوه مختلف به شما مي گويد كه دوستتان دارد، شيوه هايي كه نظيرش را هيچ كس ديگري نمی داند.در همان لحظات ناگهان دست شما را در دستش مي گيرد و پيشنهاد مي كند كه با وي ازدواج كنيد، درست به همين صورت، خيلي برق آسا، لحن كلامش آن چنان صادقانه و نگاهش آن چنان صميمي است كه شما در يك لحظه تمام آن چندگانگي ها، تمام‌ آن خلف وعده ها، تمام آن تضادها را فراموش مي كنيد و مي گوييد « حاضرم »، در يك چنين موقعيتي، اگر واقعا خيال شوهر كردن داريد، كوچكترين ترديدي در جواب مثبت دادن سريع به خودتان راه ندهيد زيرا در غير اين صورت ممكن است او عقيده اش را خيلي زود عوض كند.

بسياري از مردان متولد اين ماه چند بار ازدواج مي كنند ، و اغلب اين ازدواج ها را در سنيني انجام مي دهند كه هنوز جوان هستند. طبيعي است كه هيچ انساني را نمي توان يافت كه به كلي فاقد حس حسادت باشد، اما در متولد برج خرداد ميزانش بسيار كم مي باشد. در مورد عشق نيز به جنبه هاي جسماني و سكسي آن توجه زيادي ندارد.

حالا فهميديد من چه جوری هستم؟

اين بار باز هم زياد وراجی کردم نه؟!!!!!!!!!


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin