سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸۳
سخنرانی رييس جمهور شلخته در مورد غنی سازی اورانيوم و غيره!

با توجه به اینکه اینروزها احساس وظیفه از اهم امور محسوب میگردد و قاعدتا کسانی که دچار احساس وظیفه می شوند باید در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شوند لذا اینجانب «شلخته»که شایستگی خود را بارها و بارها در عرصه های داخلی و خارجی اثبات نموده ام نامزدی خود را در انتخابات مذکور اعلام کرده و از آنجاییکه مردم باید با دیدگاه نامزدها در مورد مسایل گوناگون آشنا شوند قصد دارم افکار و اندیشه های ناب خود را در زمینه های گوناگون منتشر نمایم تا شما با آگاهی و شناخت بیشتری به من رای بدهید!در این مجال میخواهم کمی تا قسمتی در مورد فناوری هسته ای و غنی سازی اورانیوم سخنرانی بعمل آورم!!!

سخنرانی رييس جمهور شلخته درمورد غنی سازی وغیره!


دوستان،عزیزان،سروران،ورزشکارن،دلاوران،نام آوران سلام!همانگونه که مستحضرید غنی سازی در روزهای اخیر بحث داغ محافل گشته است.اصولا ما غنی سازی را بسیار می پسندیم گرچه انواع آن مختلف است.یک نوع آن که همان غنی سازی حسابهای بانکی و گاوصندوقها می باشد.بنده ارادت خاصی نسبت به این نوع غنی سازی دارم.شاعر هم در این مورد گفته است:«بیا غنی ساز کنون هر دو جیب   گرچه گهی با کلک و گه فریب»
نوع دیگر غنی سازی هم از نوع اورانیوم می باشدکه استکبار جهانی و عواملش گیر فراوانی به آن داده اند.لازم می دانم خدمت این مستکبران بی پدر و مادر عرض کنم مردان حسابی!شما مگر خودتان اورانیوم غنی سازی شده ندارید که چسبیده اید به این اورانیومهای فقیر و بدبخت و بیچاره ما؟اورانیومهای ما هم بالاخره نیاز به نان شب دارند.نباید با شکم گرسنه زندگی کنند.ما اورانیومها را غنی سازی میکنیم تا بتوانند مایحتاج خودشان را تهیه نمایند!

بحث دیگری که امروزه مطرح است در مورد تولید آب سنگین می باشد.خدا رفتگان شما را هم بیامرزد.این پدر بزرگ ما همیشه میگفت سنگینی و وقار مهمترین چیز برای افراد است.توصیه میکرد ما همیشه سنگین باشیم.البته با این گوشتهای یخزده و ماستهای آبکی و پنیرهای تقلبی،سنگین شدن کار مشکلی است.خود آن مرحوم بیش از اندازه سنگین بود.دلیل آن میتواند مصرف بیش از اندازه روغن حیوانی باشد!اخیرا مد شده که خانمهای جوان رژیمهای لاغری می گیرند.من از همینجا اعلام می کنم این رژیمها،عموما دست نشانده غرب و استکبار بوده و فاسد و خودکامه می باشند.رژیمهای مذکور با دموکراسی و آزادی و گفتمان هم میانه ای ندارند.

آب هم به نوبه خود اگر سنگین باشد بهتر است.می گویند آب رفته به جوی برنمیگردد.خب وقتی آب سنگین باشد اصلا جایی نمی تواند برود که دوباره بخواهیم آن را برگردانیم!در ضمن چون آب سنگین قادر به حرکت نیست با مشکل کم آبی هم مواجه نمی شویم.

اگر بخواهیم مباحث ذکر شده را با دید کلی تری نگاه کنیم به بحث فناوری هسته ای میرسیم.به اعتقاد من استفاده از فناوری هسته ای باید صلح آمیز باشد.مثلا می شود با یک هسته آلبالو یک باغ آلبالو ایجاد کرد.این یعنی فناوری صلح آمیز.ضمن اینکه هسته بعضی میوه ها بسیار خوردنی می باشد.مثلا همین هسته زردآلو از خیلی چیزهای دیگر خوشمزه تر است.من توصیه اکید می کنم که بروید هسته زردآلو بخورید.البته سر هسته خوردن با دوستانتان درگیر نشوید که زبانم لال جنگ هسته ای پیش نیاید.
متاسفانه بعضی افراد استفاده صلح آمیز از فناوری هسته ای نمی کنند.مثلا هفته گذشته بچه های همسایه با هسته خرما بر سر و کله همدیگر می کوبیدند.یک جنگ تمام عیار راه افتاده بود.یکی از این هسته ها به چشم رفيق ما اصابت کرد.خدا را شکر مساله چندان حاد نبود و با مراجعه به پزشک حل شد اما هزینه ایجاد کرد.کلا استفاده از فناوری هسته ای برای هر فرد،ملت و کشوری هزینه بر می باشد.

به امید استفاده صلح آمیز از فناوری هسته ای برای تمام مردم جهان.بنده فرمایشات گهربار و مفید خود را در همینجا به پایان رسانده و تا سخنرانی بعدی از محضرتان مرخص میگردم
.

*****

وقتی آدم حوصله هيچکس و هيچ چيز رو نداره به کجا بايد پناه ببره؟احساس می کنم حال و روز پريشانی که دارم حتی روی نوشته هام اثر گذاشته.زمانی خودم هم برای نوشته هام می خنديدم و از خوندنشون لذت می بردم.به اين نوشته و چند نوشته آخرم که نگاه می کنم از خودم می پرسم:«پسر اين نوشته ها مال کيه؟اينا که ارزش خوندن نداره!» و بعد خودمو دلداری ميدم و ميگم:«درست ميشه!دوباره همون نادر سابق ميشم با همون نوشته ها!»
دليل اينهمه خستگی و کلافگی رو نميدونم.يا شايد دوست دارم حتی از خودم هم پنهان کنم.خيلی سخته آدم با خودش هم رو راست نباشه!شايد دليل همه اين دلتنگيهام حرفهای ناگفته ای باشه که توی دلم جمع شده.

وسط اينهمه مشکلات و درگيريها،وقتی خبر يکی شدن دو دوست خوب و مهربون رو ميشنوی احساس خوبی بهت دست ميده.شيدا و پيام عزيز صميمانه ترين تبريکات منو پذيرا باشيد.

در ضمن واجب شد خبر ازدواج دوتا دوست وبلاگنويس ديگه رو هم افشا کنم.باشد که درس عبرتی باشد برای سايرين!سرکار خانوم مرتيا وزير امور خارجه اينجانب رييس جمهور شلخته با جناب آقای مريخی وزير امور تحقيقات فضايی اينجانب وصلت نمودند.ما از ازدواج اين دو دوست خيلی خيلی خيلی خوبمان بسی خرسنديم.و مراتب تاسف را از اينکه نتوانستيم در مراسم ازدواجشان شرکت کنيم اعلام مينماييم.

مرتيای عزيز و مريخی نازنين برای شما آرزوی خوشبختی ميکنم.

راستی امروز تولد وبلاگ يکی از دوستای خوب من هم هست.وبلاگ مهسای مهربون امروز دوساله شد.مهسا جان تولد وبلاگت مبارک


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۳
يک فيلمنامه رمانتيک،دراماتيک و غيره!

عصر يک روز گرم پاييزی - ميدان ونک:

راننده:وليعصر يک نفر،وليعصر حرکت
شلخته:آقای راننده خسته نباشيد.من احتمالا يک نفر هستم.کدوم ماشينو سوار بشم؟
راننده:همونی که اون آقا و خانوم جوون سوارش شدن.

ما نيز که بسيار پسر حرف گوش کنی می باشيم سريع در صندلی عقب ماشين در کنار يک زوج بسيار خوشبخت نشستيم(در متون قديمی به جای عبارت زوج بسيار خوشبخت از واژه غير اخلاقی و مذموم يک دوست پسر و يک دوست دختر خوشبخت استفاده شده که در هنگام بازنويسی جهت حفظ ارزشها و در راستای وفاق با صداوسيمای عزيز،آنها را زن و شوهر فرض نموديم!)آنچه ميخوانيد گفتگوی اين زوج خوشبخت در داخل تاکسی می باشد:

پسر:عزيزم تو رو به اندازه تمام رژلبهايی که تا حالا برات گرفتم دوست دارم.
دختر:منم به اندازه تمام موهای کلاه گيست ميخوامت.
پسر:به قدری دوست دارم که حتی شبها خواب تو رو می بينم.
دختر:من به اندازه ای عاشقتم که شبا از فکر تو خوابم نميره
پسر:تو برام خيلی عزيزی
دختر:تو هم عزيز دلمی
پسر:تا تو نگاه ميکنی کار من آه کردن است!
دختر:از در درآمدی و من از خود به در شدم!
پسر:چه خوشگل چه خوشگل چه خوشگل شدی امشب
دختر:چی صدا کنم تو رو تو که از گل بهتری!
پسر:شانه هايت را برای گريه کردن دوست دارم.
دختر:تو رو چه جوری بکشم با اون موهای عسلی؟موهاتو من چيکار کنم؟نيست مدادی مخملی!
پسر:مادر تويی جون پناه من!مادر تويی تکيه گاه من!!!
دختر:خفه شو کثافت!ديگه حرف نزن.

پسر:به خدا اشتباه شد نمی خواستم اينطوری بشه!
دختر:فهميدم وقتی کنار من هستی باز داری به مامان جونت فکر ميکنی!مگه من برگ چغندرم؟
پسر:اين شعر همينجور يهويی پريد.منظور بدی نداشتم.
دختر:بله!معلومه!تو مادرتو دوست داری.پس من چی؟
پسر:باور کن تو رو هم دوست دارم.
دختر:نه آقا برو با همون مامان جونت خوش باش!!!
پسر:نرو عشق من نرو!!!

دختر:آقای راننده من پياده ميشم.اين آقا لياقت عشق منو نداشت.کرايه رو هم خودشون حساب ميکنن تا ادب بشن!

تاکسی کنار خيابان متوقف ميشود.دختر محترم پياده شده و در را با شدت هر چه تمامتر می بندد.آقای راننده ضبط ماشين را روشن کرده.صدای دلنشين استاد جواديساری در گوش مسافران طنين انداخته است:

سپيده دم اومد و وقت رفتن   گفتی برام نيست ديگه جای موندن
هر چی که بوده بين ما تموم شد  حرفی نداريم ما برای گفتن
من ميرم از زندگی تو بيرون   يادت باشه خونمو کردی ويرون

اول آشناييمون يادم مياد يادم مياد   گفتی به من دوست دارم خيلی زياد
رو سادگی حرف تو باورم شد   تو عاقبت زندگيمو دادی به باد
من ميرم از زندگی تو بيرون   يادت باشه خونمو کردی ويرون

در همين لحظه،تيتراژ پايانی،اسامی عوامل توليد و بازيگران بر صفحه ظاهر شده و فيلم کاملا واقعی ما به پايان ميرسد.

نتيجه گيری اخلاقی:سعی کنيد وقتی با دوست دخترتان سوار تاکسی ميشويد نسبت به عدم حضور بنده در داخل تاکسی اطمينان حاصل کنيد!

نکته:اينکه چرا گفتم يکروز گرم پاييزی؟چونکه هوا داره ظاهرا روز به روز گرمتر ميشه!احتمالا ما هم برای مقابله با اين هوای گرم بايد يه کارايی بکنيم!به نظر ميرسه پاييز گرمی پيش رو داشته باشيم!دو زاری بدم خدمتتون؟


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۳
شلخته افشا کن عناصر را رسوا کن!!!

ما منتظريم که محرمعلی از سفر برگردد

زمينه سوغاتی خوردن مهيا گردد

 آن روز پشمک شيرين مال ما

و راحت الحلقوم برای شما

اسامی که در زير ميايد تعدادی از عناصر جدول تناوبی مندليف هستند که هرچند وقت يکبار به دلايل مختلف از قبيل يونيزاسيون و ... دارای بار منفی شده و به تبع آن دست به تحرکاتی ميزنند که اين تحرکات شديدا مورد داشته و عدم رعايت موازين اخلاقی از اولويت تحرکات آن عناصر خود فروخته می باشد:

۱- طنين يک ترانه:عنوان وبلاگش مجالس لهو و لعب را برای انسان تداعی ميکند.واژه طنين يادآور شوهای بسيار پرتحرک طنين می باشد.واژه ترانه هم بسيار بدآموزی داشته و نوع شاد آن اعم از يساری و قادری در ايجاد تحرک موثر می باشد.فرديکه چنين عنوانی را برای وبلاگ خود انتخاب کرده قطعا اهل تحرک بوده و دارای مورد می باشد!  راستی گفتم ترانه دلم برای دختر همسايه تنگ شد!اسم او هم ترانه بود!!!

۲- مهسا هميشه بهار:بسيار اکتيو و متحرک!«خودت خبر نداری/ماه شبای تاری/تو صد تا فصل سرما/گل هميشه بهاري!!!»شعری که خوانديد بيانگر ارتباط اين عنصر خود فروخته با گروه آريان می باشد.نقل می کنند که وی تحرک زيادی داشته و به هنگام شنيدن آهنگ «امشب ميخوام رو ابرا همدم ستاره ها شم» تحرکات از نوع موزون خود را تا چندين برابر افزايش ميدهد!

۳- مرداب پير:از عناصر خيلی خيلی متحرک!دوستان نزديکش ميگويند دايما در حال ورجه وورجه می باشد.می گويند او آنقدر پايه تحرک است که وقتی موبايلش زنگ ميزند به جای جواب دادن به آن،با صدای زنگ،تحرکات موزون از خود ساطع مينمايد!!!علاوه بر تحرکات ذکر شده وی با نام جعلی عالمتاج خانوم عليه جامعه محترم آقايان نيز تحرکاتی انجام داده است.

۴- شيدا:در هنگام فروش آلوچه و آلبالو خشک در بازارچه خيريه پيام اميد،تحرکات فراوانی از خود نشان داد.اين عنصر خودفروخته با فروش لواشکهای فاسد،نه تنها دست به تحرکات فراوان زد بلکه باعث شد تا روز بعد شمار زيادی از خريداران،سر از بيمارستان درآورند.

۵- محمد جواد طواف:يک عنصر خود فروخته واقعی!دارای تحرک فراوان به نحويکه از شدت تحرک هر هفته با بچه های ارکات به کوه ميرفت.ظاهرا او در کوههای اطراف تهران به دنبال غار حرا ميگشت تا شايد از طريق جبرييل بر وی وحی شبانه نازل گردد!

۶- خاتون:منابع آگاه خبر ميدهند که وی هفته قبل در مراسمی حاضر شده و تحرکات فراوانی از خود بروز داده است.خود وی نيز طی يک نامه الکترونيکی،متحرک بودنش را تاييد کرده و از اين امر دفاع نموده است.

۷-يک مرد تنها:اين مرد تنهای فريب خورده و دارای تحرک،دلايل مترک بودنش را در وبلاگ خود به طور کامل شرح داده است!

۸-فريد تقدير من:اصولا برای کوبيدن پتک بر جمجمه بعضيها هيچ دليلی لازم نيست.از فرط علاقه شديد به آقای فريدخان اسم وی را هم در ليست جدول عناصر مندليف درج نموديم!!!لطفا جمجمه تان را آماده کنيد!

علاوه بر اينها دوستانی مثل کاپيتان آريا ، داريوش کبير ، پاييز آبی ، زهرا اچ بی و ... نيز در ليست جدول تناوبی متحرکين هستند که به دليل کمبود پتک مناسب،در فرصتهای بعدی سراغ جمجمه های آنها خواهيم رفت!!!

 ما در ترکی کلمه «ساللاخ» داريم!افراديکه با ادبيات ترکی آشنا هستند بروند معادل آن را پيدا کنند.افراديکه آشنا نيستند بروند از آنهايی که آشنا هستند بپرسند!بعد همه بيايند به من بگويند چون خودم معنی آن را بلد نيستم!ما با پتک بر جمجمه ها خواهيم کوبيد!!!

****

خداييش من گناه ندارم که بخواد پتک بخوره تو جمجمه من؟رحم کن عزيز من جوونم ها! کلی آرزو دارم.نزن آخ سرم له شد نزن بابا نزن


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin