سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٤
حکايت ولنتاين و شيخ!

شيخ ما در راهی نشسته بود و غمگين زير لب می خواند:

عشق يه چيزی مثل کشک و دوغه، تموم زندگی پر از دروغه
دختره تازه اول بلوغه،‌ دلش مثل يه ترمينال شلوغه!

مريدی نزد شيخ شد و گفت: از چه رو چنين نالانی؟ شيخ پاسخ داد: دست بر دلم منه! که مملو از خون می باشد! مريد پرسيد: سبب چيست؟ شيخ گفت:مدتی پيش دختری ديدم به غايت نيکومنظر که دماغ عمل کرده اش دل ربود و لنز چشمانش قرار از من گرفت.پس نزديک وی شدم و گفتم:«عروس مادرم می گردی؟» با عشوه گفت:«آری! به شرطی که برای روز ولنتاين، يک خرس قطبی برايم بياوری!». من نيز به قطب رفتم تا خرسی شکار کنم اما...
چون شيخ بدين جا رسيد طاقت از کف بداد و های های گريه کرد.
مريد گفت: يا شيخ بعد چه شد؟ شيخ در ادامه افزود: در قطب ديدم که خرسها عکس آن دختر را بر در و ديوار زده و زيرش نوشته اند:

«فردی را که می بينيد بزرگترين تاجر پوست خرس و دشمن خونی ماست. وی فعاليتهای تروريستی اش را چند روز قبل از ولنتاين شروع می کند و هر ساله با اغفال صدها جوان ساده لوح، به پول کلانی دست می يابد!»

شيخ اين سخنان را گفت و گريست و ديگر حرفی نزد.

 ***

اصلا از اين مطلبی که نوشتم خوشم نيومد. يخ و بی مزه و بی معنی بود. اگه شما هم خوشتون نيومد می تونيد نوشته های سالهای گذشته من رو در مورد ولنتاين بخونيد.

نوشته من در ولنتاين سال ۸۳ : عشق من کاندوليزا
نوشته من در ولنتاين سال ۸۲ : ولنتاين و شيخ شلخته
نوشته من در ولنتاين سال ۸۱ : بياييد ولنتاينمان را قسمت کنيم

***
برای دل خودم-۱

گفتم: چی برات بگيرم؟ گفت: هر چی که عرفه! گفتم: چی برام گرفتی؟ گفت: هر چی که عرفه! و بعد هر دو زديم زير خنده

برای دل خودم-۲

سرما، برف،ما، تاکسی، ترافيک، راديو، ترور، رفيق حريری، ونک، گردوخاک، خنده، کافی شاپ، خورشيد، هات چاکلت، قهوه ترک، کيک شکلاتی، عروسک، شکلات، چايی، آيدين، سولماز، اخراج، مودبانه، سرما، شام، بوکا، پاستا، جوجه کباب، ‌سوپ، يک نوشابه، دو انسان، قهقهه، خاطره، من، سکوت، غصه، خلوت، تنهايی، اشک

پ.ن: مرتيا جان ممنون. خيلی خوشحالم کردی. فهميدم که دير و زود داره اما سوخت و ساز نداره


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٤
در باب سيب زمينی و غيره!

کليات: سيب زمينی گياه بومی کشورهای جهان سومی است و هنوز هم به صورت وحشی در اين کشورها می رويد. در تمام طول سال وجود دارد و بسيار خوب است. توليد سيب زمينی یکی از مهمترين وظايف حاکمان کشورهای جهان سومی است. سيب زمينی را در ترکی «يرآلماسي» و در انگليسی «potato» می نامند.

 يك گله سيب زميني

ترکيبات شيميايی: پوست کلفت ۴۰درصد، استخوان۳۰درصد، گوشت ۲۰درصد، آب ۱۰درصد، فسفر خوشبختانه صفر درصد!

 

ويژگيهای سيب زمينی خوب: سيب زمينی خوب، يک ‌سيب زمينی بی سواد است! اگر هم احيانا باسواد بود نبايد روزنامه خوان باشد و اگر احيانا روزنامه خوان بود فقط بايد کيهان بخواند. علاوه بر اين،سيب زمينی خوب به اينترنت سر نمی زند و اگر زد از فيلترشکن استفاده نمی کند. در ضمن وبلاگ هم نمی نويسد. نوع مرغوب سيب زمينی فقط به سايتهايی سر می زند که اهل خدمت و خدمتگذاری هستند. سيب زمينی خوب بی بی سی گوش نمی دهد. ماهواره هم نمی بيند. نوع خيلی خيلی خوب سيب زمينی حتی به اخبار شبکه های داخلی هم گوش نمی دهد. سيب زمينی خوب هيچوقت نمی پرسد چرا؟ و همه چيزرا همانطور که هست قبول می کند.

 

ويژگيهای سيب زمينی بد: يک سيب زمينی يا خوب است يا خيلی خوب! اگر بد باشد که ديگر سيب زمينی نيست. هر گاه يک سيب زمينی در اثر اغفال دشمنان قسم خورده و تحت تاثير استکبار جهانی، از سيب زمينی بودن استعفا دهد، در اين صورت بسته به درصد بد بودنش به يکی از اشکال زير مجازات می شود:

 

۱- سرخ کردن: سيب زمينی های معاند و دگرانديش را به شکل مکعب مستطيل برش داده و در روغن سرخ می کنند تا درس عبرتی باشد برای سايرين.

 

سرنوشت يك سيب زميني اپوزيسيون خارج از گوني

۲- توليد چیپس: برخی از سيب زمينيها در داخل گونی اغتشاش ايجاد می کنند. اينگونه سيب زمينی ها اپوزيسيون درون گونی ناميده می شوند که برای مجازاتشان آنها را ورقه ورقه کرده و سرخ می کنند. برخی سيب زمينيها گونی را سوراخ کرده و در خارج از گونی ايجاد اغتشاش می کنند که آنها را اپوزيسيون خارج از گونی می نامند و مجازات شديدتری برايشان اعمال می شود. معمولا چیپس خلالی از اين سيب زمينی ها به وجود می آيد.

 

خواص: سيب زمينی به دليل نداشتن فسفر از مهمترين عوامل بقای دولتهاست. هر  اندازه تعداد سيب زمينی های توليد شده در يک کشور جهان سوم بيشتر باشد به همان اندازه خطرهای داخلی کمتری آنها را تهديد می کند.

 

مضرات: سيب زمينی به دليل نداشتن فسفر، ممکن است مقاومت دولت را در برابر خطرهای خارجی کمتر کند. در کل همانطور که برای حفظ اقتدار در داخل، داشتن سيب زمينی زياد خوب است برای حفظ اقتدار بين المللی، توليد انبوه آن می تواند مضر باشد. دولتهای جهان سومی اگر بخواهند از فوائد سيب زميني استفاده كنند بايد آنرا تحت نظر کارشناسان و سياستمداران خبره توليد كنند!

 

***

 

۱- وبلاگ من ديروز هک شد. نمی دانم اين شخص محترم چه انگيزه ای برای اين کار داشت.

 

۲- از عطاخليقی ممنونم.  از عليرضا شيرازی... نمی دانم در موردش چه بگويم. خيلی به من دلگرمی داد. تازه اين پست را با کمک شخص شخيص وی توانستم بفرستم بالا! (مگه خودش بالا ميومد؟)

 

۳- برای سومين بار در طول ۴۱ماه وبلاگنويسی هک شدم . اما اين بار برخلاف دفعات قبل خيلی احساس تنهايی کردم. البته نيکی عزيز هميشه در لحظه های بحرانی به دادم می رسد. آهو جان به خاطر همه چيز ممنونم. برای تو و آقای همسر آرزوی خوشبختی دارم.

 

۴- اگر امير حسين ديروز خبر هک شدنم را نمی داد شايد تا اين لحظه خبردار نمی شدم. دستت درد نکند.

 

۵- اين مردک ديوانه هم اسباب کشی کرد و رفت اينجا! احتمالا وبلاگ سابقش از حيض انتفاع ساقط است و کان لم يکن تلقی می گردد! (درست گفتم اميد جان؟)


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٤
ما می توانيم

اين وبلاگ به علت توهين به مقدسات و رياست محترم جمهوری هک شد !!!!

 


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٤
در وصف احمدی نژاد

در راستای اثبات اينکه ما نيز پا به پای شاعران فلسطين به رئيس جمهور مهرورزمان عشق می ورزيم اينجانب شلخته، غزلی تقديم می کنم به پيشگاه آن رئيس جمهور محبوب. تا چه در نظر آید و چه در قبول افتد:
 
بنده(۱) و حافظ و سعدی و بگور(۲)
همره مولوی و شمس و تاگور(۳)
 
عاشق روی تو بوديم از ازل
عاشق روی توئيم تا لب گور
 
آه محمود! تو مگر انسانی؟
تو فرشته ای گمانم يا حور
 
تو بيا در بغلم باش کمی!
نه! نيا! اين تن من شد مور مور!
 
بنده قورباغه شدم در غم تو
باورت نيست بفرما:قور قور!
 
عاشق بوی تو و موی توام
کشته روی تو مرا هاله نور!
 
کاش می شد که تو را ماچ کنم
ولی افسوس ز من هستی دور
 
بسکه با مزه ای و با نمکی
از زيادی نمک گشتی شور
 
ديگران نی بزنند در غم يار
من زنم از غم عشقت شیپور!(۴)
 
تا به جز تو نشوم عاشق کس
می کنم چشم خودم را من کور
 
ای شلخته تويی استاد غزل
عاشق شعر توام مرد فکور!
 
خوب بييييييييييييييد؟
 
پاورقی:
(۱) بنده: يکی از شاعران بزرگ معاصر که گاهی با نام شلخته شعر می گويد و نويسنده اين وبلاگ نيز می باشد!
(۲) بگور: از شاعران بزرگ تاريخ ادبيات ايران. وی متولد برره بوده و نقل است که اشعارش کاملا خالصانه و صادقانه بوده است. وی تنها شاعری بود که در قبال اشعارش از کسی پول نگرفت.
(۳) تاگور: يک شاعر هندی که خيلی به درد قافيه می خورد. احتمالا اگر اين شاعر وجود نداشت اين شعر هم خلق نمی شد.
(۴) شیپور: يک چيز دراز و بلند که صدا می دهد. مولوی در مثنوی خود شعری دارد به نام شیپور نامه که اينگونه آغاز می شود: بشنو از شیپور حکايت می کند / وز جداييها شکايت می کند.
 

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٤
همه جای ايران سرای من است؟

مطلب زير را چند روز پيش نوشته بودم. زمانی که امامعلی رحمانف رئيس جمهور تاجيکستان به ايران آمد و مقرر شد کشورهای فارسی زبان بيشتر از گذشته در تقويت و ترويج زبان فارسی بکوشند. شايد نوشته زير به مذاق خيلی ها خوش نيايد. شايد متن زير تنها برای کسانی قابل درک باشد که طعم تلخ تحقير و توهين را چشيده باشند:

۱- زمان جنگ و درگيری که می شود مرا آذربايجانی غيور خطاب می کنند. ديارم را سر ايران می نامند و من به خاطر شرافتم، عزتم، مملکتم و همه هموطنانم در مقابل گلوله های دشمن سينه سپر می کنم. وقت تقسيم غنايم که می رسد وحدت ملی را چماقی می کنند و بر سرم می زنند. آموخته ام که حق خود را طلب نکنم چون وحدت ملی زير سوال می رود!

۲- برادران فارسی زبان ما در افغانستان سالهاست که به جان هم افتاده اند.ميليونها دلار صرف مبارزه با قاچاق موادی می کنيم که از مرز شرقی وارد کشور می شود. روزی نيست که در صفحه حوادث روزنامه ها، جنايتی به نام پناهندگان افغانی ثبت نشود! تاجيکستان هم دست کمی از افغانستان ندارد اما چون فارسی زبان هستند بايد دلارهای نفتی را به پايشان بريزيم! اينها همه نشانه همبستگی ملی است! اما وای به روزی که من نام آذربايجان يا ترکيه را بر زبان بياورم که هر کسی چنين کرد نژاد پرست و طرفدار پان ترکيسم است.

۳- وقتی خليج فارس را خليج عرب خواندند به عنوان يک ايرانی بايد ناراحت می شديم چون تغيير نام در بلند مدت آثار منفی زيادی دارد. اما اگر اسامی شهرها و روستاهای آذربايجان را يکی يکی تغيير دهند و به فارسی تبديل کنند نبايد اعتراض کرد چون اعتراض کار افراد امل است!

۴- سران کشورمان هر ساله در نخستين ساعات تحويل سال، مقابل دوربين تلويزيون به صف می ايستند تا عيد نوروز را به هموطنان فارسی زبانمان و همه فارسی زبانهای دنيا تبريک بگويند. البته حق دارند چون تمام ساکنان آذربايجان و کردستان و خوزستان فارس هستند!

۵- بر طبق مدارک و اسناد کاملا مستدل! دولت ترکيه ۹۰ سال پيش، يک و نيم ميليون ارمنی را به قتل رسانده است! پس آنها حق دارند ۲۴ آوريل هر سال مجوز راهپيمايی بگيرند و برعليه ترکها شعار دهند. اما فاجعه کشتار مردم بی دفاع خوجالی در ۲۶ فوريه يا حمله وحشيانه ارامنه به ارومیه و خوی و ماکو افسانه است! قره باغ به هيچوجه سرزمين اشغالی نيست و احتمالا تمام آذربايجانيهای ساکن قره باغ دارند به خوبی و خوشی زندگی می کنند. آن يک ميليون آواره آذربايجانی هم که می بينيم احتمالا سراب است يا چيزی در همين مايه ها!

۶- مردم فلسطين مسلمانند. ما هم مسلمانيم و همين وظيفه مسلمانی حکم می کند که به آنها کمک کنيم.اصلا برای ما که ادعای مسلمانی داريم زشت است در مقابل تجاوزات رژيم اسرائيل کوتاه بياييم. مردم آذربايجان هم مسلمانند اما احتمالا اسلامشان به گونه ديگری است. پس بايد با دشمن آنها يعنی ارمنستان و يونان متحد شد! بايد به ارمنستان کمک کرد تا سند قره باغ را به اسم خودش بزند. اصلا بی خيال اين مساله که آذربايجان زمانی قسمتی از خاک ايران را تشکيل می داده است!

نقشه مناطق ترك نشين
+ نقاط رنگی(از زرد تا قرمز) در نقشه فوق، پراکندگی جمعيتی اقوام مختلف ترک (آذری، ازبک، قزاق، ترکمن، قرقيز،‌ تاتار و...) را نمايش می دهد. همانطور که از شکل پيداست گستره اقوام ترکها از مجارستان تا چين را در بر گرفته است.

++ شعر ترکی زير که متاسفانه اسم شاعرش را نمی دانم همراه با ترجمه به عنوان حسن ختام برنامه!‌تقديم به شما دوستان: 

من دئمیرم اوستون نیژاد دانام من *** من نمی گويم که از نژاد برتر هستم

من دئمیرم ائللیم ائللردن باشدیر *** من نمی گويم که قوم من از همه سرتر است

منیم مسلکیمده منیم یولومدا *** در مرام و مسلک من

میللت لر هاممیسی دوستدور قارداشدير *** ملت ها ،همه  با هم دوست و برابرند

آنجاک بیر سؤزوم وار:منده اینسانام *** فقط یک حرف دارم:من نيز انسانم
دیلیم وار،خالقیم وار ،یوردوم یووام وار *** زبان دارم، ملتی دارم و خانه و دياری

یئرده ن چیکمامیشام گوبه لک کیمین *** چون قارچی از زير زمين سر بر نياورده ام

آدامام،حاققیم وار،ائلیم اوبام وار *** آدمم، حقی دارم و قوم و قبيله ای


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin