پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٤
در همدان چه گذشت؟

تريبون آزاد مجالی بود برای حرف زدن وبلاگنويسان و فرصتی بود برای درد دل.اما افسوس از زمانيکه در اختيار داشتيم نتوانستيم خوب و مفيد استفاده کنيم.

در اين تريبون آزاد من ۳ بار حرف زدم.بار اول از مافيای وبلاگستان گفتم.مافيايی که چون اختاپوس وبلاگشهر را در آغوش گرفته و به هر سمت و سويی که می خواهد هدايت می کند.هر چند آقای معماريان وجود چنين مافيايی را انکار می کنند اما خطاب به ايشان می گويم که مافيا وجود دارد.عده ای خواسته يا ناخواسته داعيه رياست بر بلاگرها را دارند.همانهايی که به ميل خودشان خبری را پر رنگ می کنند و خبر ديگری را بی اهميت جلوه می دهند.همانها که قدرت رسانه ای را هم در اختيار گرفته اند و چون رسانه ها را در دست دارند پس حتما خونشان رنگينتر است.ياد حرفهای آقای خوابگرد می افتم که به چلچراغ گفته بود:همه با هم برابرند و من پاسخ دادم بعضی ها برابرترند.افسوس پاسخ من به مذاق چلچراغيها خوش نيامد.

من،اروج زاده و خوابگرد!

هنوز حضور جمعی از بلاگرها در جلسه ديدار جوانان با خاتمی را کسی فراموش نکرده است.آقای معماريان،جمله ای که آقای فرجامی در جلسه اختتاميه گفت به ياد داريد؟ايشان فرمودند:[اسم يک بنده خدايی را در اينجا فرض کنيد!] سطحش با جشنواره يکی نبود!آری.بعضيها تافته جدا بافته هستند.هموز معتقديد مافيا ساخته و پرداخته ذهن من است؟راستی يادم رفت!کاپوچينو بدم خدمتتون؟

دومين مطلب من بازيچه شدن وبلاگنويسان بود.همه ما ديدگاههای خاص خود را داريم.حسن وبلاگستان در اين است که هر نوع ديدگاهی در آن پيدا ميشود.از لاييک بگير تا مذهبی.از چپ بگير تا راست.اما فارغ از اين بينشها و گرايشها،همه در زير چتر وبلاگ گرد هم آمده ايم.پس به جای اينکه احزاب و جريانات سياسی ما را مثل عروسک خيمه شب بازی به حرکت وادارند،اين ما هستيم که بايد در جامعه جرين ساز باشيم.

بار سوم زمانی سخن گفتم که وقت جلسه رو به اتمام بود.خطاب به دوستان گفتم که ايکاش اين دور هم جمع شدنها برايمان مفيد واقع ميشد.در جشنواره دانشجويان وبلاگنويس می توانستيم جواب خيلی از سوالات را پيدا کنيم.اينکه آيا ما رسانه هستيم يا نه؟اگر رسانه ايم چگونه بايد نقش رسانه ای خود را به عامه مردم بقبولانيم و اگر رسنه نيستيم چه کارکردی داريم؟می توانستيم از همديگر بپرسيم آيا ذات وبلاگ واقعا بی مرکز است؟آقای قوانلو نظر شما چيست؟وبلاگ مرکز گريز است؟

جشنواره دانشجويان وبلاگنويس حاشيه های بسيار داشت.شايد در نوشته های بعدی به اين حاشيه ها بپردازم.در اينجا فقط خسته نباشيد می گويم به برگزار کنندگان جشنواره و از اينکه کلی دوست خوب با خاطره های دلنشين برايم يادگار ماند خوشحالم.


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٤
شلخته و پنجاه هزار تومان برای هر ايرانی

ستاد انتخاباتی رييس جمهور شلخته ساعاتی پيش با صدور اطلاعيه ای به تمامی شايعات مطرح شده پايان داد.انصراف شلخته از کانديداتوری و کنار کشيدن وی از جمله شايعاتی بود که در روزهای اخير بر سر زبانها افتاده بود.متن اطلاعيه بدين شرح است:

ملت غيور،زيبا،جادار و مطمئن، سلام!

همانگونه که استخضار داريد رييس جمهور محبوب و بزرگوار ما جناب آقای شلخته با گامهايی استوار وارد کارزار انتخاباتی گرديده است.او نه به خاطر پول و مقام که تنها با انگيزه خدمت به شما داوطلب رياست جمهوری گرديده است!حضور با صلابت شلخته در انتخابات رياست جمهوری،موجی از وحشت و اضطراب در اردوگاه دشمن ايجاد کرده است.به همين علت رقبای شلخته سعی دارند هر از چندگاهی با طرح شايعه کناره گيری وی،فضای ياس و نااميدی را بر جامعه حاکم نمايند.آگاه باشيد که شلخته بر پيمانی که با شما بسته پايبند است.

در همين حال سخنگوی حزب جوانان زير آفتاب از اعلام آمادگی اسپيلبرگ برای تهيه فيلم تبليغاتی رييس جمهور شلخته خبر داد.سخنگوی حزب گفت:اسپيلبرگ کارگردان سينما اعلام کرده برای تهيه فيلم شلخته حاضر است حتی مبلغی پول از جيب خود به شخص رييس جمهور اعطا کند!وی ساخت فيلم برای رييس جمهور شلخته را افتخاری مهم برای خود ناميد و اظهار اميدواری کرد که با توليد فيلم،پله های ترقی را بپيمايد.لازم به ذکر است که تا کنون حضور شلخته و جنيفر لوپز در فيلم قطعی است!قرار است نيکول کيدمن نيز به جمع بازيگران بپيوندد.

همچنين شلخته ديروز برنامه های اقتصادی خود را اعلام کرد.او در جمع خبرنگاران گفت:«مهمترين برنامه اقتصادی من اعطای ماهانه ۵۰۰۰۰ هزار تومان به هر ايرانی بالای ۱۸ سال می باشد.

وی در پاسخ به اين سوال که افراد بالای ۱۸ سال را با چه مکانيزمی شناسايی خواهيد کرد گفت:«اينکه کاری ندارد.دستور ميدهم در تمام سينماها فيلم بالای ۱۸ سال پخش کنند.در اينصورت هم مردم با سينما آشتی می کنند و هم افراد بالای ۱۸ سال را شناسايی ميکنيم.بعد به جای بليط به هر کدام پنجاه هزار تومان پول می دهيم!

شلخته همچنين ظهر امروز با خبرنگار ايحنا(خبرگزاری حزب جوانان زير آفتاب)گفتگو کرد.او در جواب اين سوال که هم اکنون چه احساسی داری؟ گفت:«احساس نياز به دستشويی!» وی دليل پيدايش اين احساس را خوردن داروی تلخ ملين(ضديبوست) اعلام کرده و گفت:«صبح سر درد شديدی داشتم.خواستم قرص مسکنی بخورم که به اشتباه داروی تلخ ديگری خوردم.به همين جهت روی بنده به ديوار و گلاب به روی ماه شما،نياز شديدی به دبليوسی دارم!»وی به کارجانجات داروسازی توصيه کرد که ديگر داروهای تلخ توليد نکنند.

منتظر اخبار خيلی داغ بعدی از ستاد انتخاباتی شلخته باشيد!
******************************************

برای شرکت در نخستين جشنواره دانشجويان وبلاگنويس ايران عازم همدان هستم.هر چند مطمئنم که به خاطر سفرنامه همدانی که سال پيش نوشته بودم دخترها و پرهای همدانی مرا به دار خواهند آويخت!

جشنواره از ۱۰ تا ۱۳ ارديبهشت طول ميکشه و تا روز اختتاميه اونجا هستم.منتظر اخبار جشنواره باشيد.

 


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin