دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٦
شيری برای مذاکره!

رئیس‌جمهور شلخته در یک مصاحبه مطبوعاتی از شرط خود برای مذاکره به گزارش با آمریکا سخن گفت.

به گزارش خبرنگار ایحنا (خبرگزاری حزب جوانان زیر آفتاب)، رئیس جمهور شلخته در این مصاحبه مطبوعاتی گفت: همه می‌دانید که چهره‌های سیاسی برتر آمریکا زن هستند. از طرفی مذاکرات سیاسی را نمی‌توان به‌صورت علنی و در ملا عام انجام داد. بنابراین مطابق اصول و موازین خودمان و برای رفع محدودیت‌های شرعی ناچار هستم ۵بار از شیر طرف‌‌های مذاکره بخورم. وی تاکید کرد که خوردن شیر سیاستمداران آمریکایی تنها به خاطر منافع ملی و مردم کشور بوده و خودش هیچ تمایلی به این‌کار ندارد!

کاندولیزا رایس   هیلاری کلینتون   نانسی پلوسی
شیر این سه نفر نقش تعیین‌کننده‌ای در تحکیم روابط ما با
آمریکا خواهد داشت!

شلخته از خانوم‌ها هیلاری کلینتون، نانسی پلوسی و کاندولیزا رایس درخواست کرد که هرچه زودتر موجبات دسترسی وی به شیرشان را فراهم کنند تا مذاکرات پشت درهای بسته و با موفقیت انجام بگیرد. ایشان در موردچگونگی در دسترس قرار دادن شیر این افراد توضیحی نداد.

شلخته در پاسخ به این سوال که چرا علیرغم تمایل مادلین آلبرایت برای مذاکره در سال‌های گذشته، چنین مذاکره‌ای صورت نگرفته گفت: ما تحقیق کردیم و دیدیم تاریخ انقضای شیر ایشان سپری شده و طعم و خاصیتش را از دست داده بود. چون نمی‌خواستیم دچار مسمومیت غذایی شویم از مذاکره پرهیز نمودیم.

مادلین آلبرایت   آنجلینا جولی
اگر شیر آلبرایت فاسد نبود می‌شد با وی نیز پشت درهای بسته مذاکره کرد.
آنجلینا جولی هم برای مذاکره در مورد صلح فرد مناسبی است!

رئیس‌جمهور شلخته در پایان مصاحبه خبری خود از خانوم آنجلیناجولی به عنوان سفیر صلح سازمان ملل دعوت کرد تا در جهت تحکیم بعضی چیزها از قبیل صلح و اتحاد بین دولتها، ضمن رفع موانع و محدودیت‌های شرعی، مذاکرات محرمانه‌ای هم پشت درهای بسته داشته باشند.

¤ حتما این فتوای رئیس بخش حدیث دانشگاه الازهر مصر را شنیده‌اید که گفته است اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آنها باز نمی‌شود، کار می‌کنند، بخواهند بین آنها محرمیت ایجاد شود، زن می تواند پنج بار از شیر خود به همکار مردش بدهد و بدین ترتیب آنها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق، شرعی می‌شود. نمی‌دانم باید به چنین فتواهایی خندید یا گریست!

پی‌نوشت: تازه داشتیم به نون و نوایی می‌رسیدیم که سایت خبری عصر ایران نوشت: فتوای "محرم شدن با خوردن شیر همکار زن" پس گرفته شد!


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
پنجشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٦
نمايشگاه ملی مذهبی رسانه‌های ديجيتال!

نخستین جشنواره ملی! رسانه‌های دیجیتال و نرم‌افزارهای چندرسانه‌ای از ۲۴اردیبهشت در محل دایمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران آغاز و تا ۳۱اردیبهشت ادامه خواهد داشت. حرف و حدیث‌های زیادی در مورد این نمایشگاه شنیده شده و در نوع خودش مخالفان و موافقان زیادی دارد.

قبل از پرداختن به نقاط ضعف و قوت این نمایشگاه در چند روز گذشته، به یک ایراد کلی می‌پردازم:

همه‌ساله در حوزه انفورماتیک و ارتباطات، نمایشگاههای متعددی در کشور برگزار می‌شود. الکامپ و تلکام دو نمونه از این دست هستند. در کنار این‌دو، نمایشگاههای دیگری از قبیل کارت اینترنت و تلفن هم برگزار می‌شود و هر از گاهی نمایشگاههایی برای نرم‌افزارهای چندرسانه‌ای یا وب، وپ و نشریات الکترونیکی یا حتی فستیوال‌های وبلاگی هم برگزار شده که علیرغم استقبال چشمگیر تنها یکی دو دوره شاهد برگزاری آنها بوده‌ابم.

برپایی چنین نمایشگاه‌هایی پیش از آنکه دغدغه متولیان و مسئولان را برای توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات نشان دهد، دغدغه آنها برای برگزاری نمایشگاه اختصاصی و تبلیغ شخصی‌است. بی‌تردید در زمینه برگزاری نخستین نمایشگاه‌ها رتبه اول را در دنیا داریم. یقین دارم این نمایشگاه در سالهای بعد با نام دیگری برگزار خواهد شد و باز عنوان نخستین را یدک خواهد کشید. در حالیکه می‌شود با ادغام همه نمایشگاه‌های مذکور و تحت یک عنوان کلی، جشنواره‌ای برگزار کرد که هم با استقبال مردم روبرو شود و هم رضایت شرکت کنندگان را فراهم آورد.

اما در مورد جشنواره‌ای که در حال برگزاری‌است چند نکته را باید ذکر کرد:

۱- عنوان ملی برای جشنواره‌ای که نود درصد غرفه‌هایش به مجمع‌وبلاگنویسان مسلمان و هیات‌بلاگ و وبلاگنویسان استشهادی واگذار شده چندان جالب به نظر نمی‌رسد. در میان وبسایتها هم باز عده‌ای همفکر و هم‌عقیده با آقایان وزارت ارشاد صاحب غرفه‌اند و بقیه خیر! آیا بهتر نبود به جای چنین نمایشگاهی، نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال اسلامی برگزار می‌شد؟

۲- مطابق سالهای گذشته، نمایشگاه اینترنتی فاقد اینترنت است! در کجای دنیا قابل تصور است که نمایشگاهی در زمینه اینترنت برگزار شود ولی اینترنتش برقرار نباشد؟ متاسفانه این مشکل در سال‌های گذشته هم بوده و کسی تا امروز برای رفع این مشکل اقدامی نکرده‌است.

۳- من در دومین روز نمایشگاه به آنجا سر زدم و دیدم هنوز غرفه‌ها مشغول غرفه‌آرایی هستند. به رسم عادت مالوف، همه کارها برای دقیقه نود گذاشته شده و چیدن غرفه‌ها هم در حالیکه نمایشگاه به میانه کار خود رسیده هنوز ادامه دارد!

۴- علیرغم اینکه ساعت برگزاری نمایشگاه از ۹صبح تا ۶بعد از ظهر اعلام شده بود، اما ناهماهنگی میان برگزارکنندگان و شرکت سهامی نمایشگاه‌های بین‌المللی، باعث شد بازدیدکنندگان را ساعت۵با لحن زننده‌ای از سالن‌ها بیرون کنند!

۵- عدم شرکت سرویس بلاگفا در این نمایشگاه از نقاط تاریک آن است. با علیرضا شیرازی که صحبت کردم به دلیل خلف وعده برگزارکنندگان، به شدت ناراحت بود. با توجه به مشکلاتی که در اولین روز پیش آمد من حق را کاملا به او می‌دهم.

۶- اطلاع‌رسانی در حوزه شهری عملا زیر صفر است. در حالیکه دولت می‌توانست با پخش چند زیرنویس از شبکه تهران و همینطور پخش پیام‌های بازرگانی از طریق مترو نمایشگاه را با ازدحام و استقبال بیشتر و به شکل آبرومندانه‌تری برگزار کند اما در این زمینه اصلا موفق عمل نکرده‌است.

۷- اینها را که نوشتم مشاهدات بازدید یک ساعته من از سالن وبلاگها و وبسایتها بود! هنوز به سالن نرم‌افزارهای چند رسانه‌ای سر نزده‌ام. شاید فردا بروم!

در حاشیه نمایشگاه:

الف) آرش کریم‌بیگی را یکسالی میشد که ندیده بودم. و البته به نظر چیزی را هم از دست نداده بودم :دی. بعد از یکسال بین من و او فقط چند جمله رد و بدل شد:

آرش: سلام نادر. خوبی؟
من: مرسی تو چطوری؟
آرش: خوبم. نادر خیلی چاق شدی‌ها!
من: کاری نداری؟ خداحافظ!

ب) این‌روزها که وبلاگ داریوش کبیر را می‌خوانم سرحال می‌آیم. او از همان دوستانی‌است که وبلاگ را همزمان با من شروع کرده و خاطرات مشترک زیادی با هم داریم. از دوستان آن دوره بیلیارد هم هنوز می‌نویسد و شیمیکا هم شروع به نوشتن کرده. اینها را نوشتم که بگویم از دیدن پانیز نازک نارنجی! در نماشگاه حسابی خوشحال شدم.

ج) از دیدن جلال سمیعی و عبید شاکی که مشغول غرفه‌آرایی و تزئینات داخلی غرفه بودند کلی خوشحال شدم.

د) روز جمعه ۲۸اردیبهشت عده‌ای از بلاگرها قصد دارند از ساعت ۱۵ در سالن وبلاگها دور هم جمع شوند. به احتمال قوی اگر عمری باقی بود من هم سری به این دوستان خواهم زد.


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٦
مصاحبه با جواد يساری

- ...جناب آقای یساری شما ۲۸سال سکوت کردید و نخوندید. چرا؟
- واللا بعد از انقلاب که جنگ شد و ما کلی شهید دادیم. به احترام شهدا من نخوندم. و بسیار ناراحتم که این افتخار شهادت نصیب من نشد. بعد هم که مسئولان محترم وزارت ارشاد به من مجوز ندادن!

- مسلما برنامه ما رو مسئولان ارشد نظام و از جمله رئیس جمهور می‌بینن. چه حرفی دارید؟
- من بسیار خوشحالم که در کشوری زندگی می‌کنم که نظام اسلامی بر اون حاکمه و یک رئیس جمهور مردمی و محبوب داره. واقعا آقای احمدی‌نژاد محبوب دل میلیونها ایرانیه.

- با آقای صفار هرندی چه حرفی دارید؟
- ایشون همواره حامی هنرمندان بودن و امیدوارم از من هم حمایت کنن و اجازه بدن باز بخونم. من قبل از انقلاب هم که می‌خوندم هیچوقت شعر چرت و پرت نمی‌خوندم و اگه اجازه خوندن داشته‌باشم باز هم چرت و پرت نمی‌خونم. واقعا قبل از انقلاب مثل الان امنیت نبود و از کاباره که بیرون میومدم با سر و دست شکسته به خونه می‌رفتم اما الان به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی امنیت برقراره.

- آیا حرف دیگری دارید که به آقای احمدی‌نژاد بگید؟
- انقلاب از خانی‌آباد و حسن‌آباد شروع شد و ما بودیم که انقلاب کردیم. من چهل ساله که در خیابان وحدت‌اسلامی مغازه دارم. دوستانم که همگی پاره تنم بودن شهید شدن و ما موندیم. حالا واقعا این انصافه که نتونم بخونم؟ من الان بسیار ناراحتم که خواننده‌هایی میان و اشعاری بسیار چرت و پرت می‌خونن.

- قطعا در نظام اسلامی گرفتن دست ضعیفان از مهمترین وظایف دولته و آقای احمدی‌نژاد هم که عدالت‌محور هستن حتما به یاری شما خواهند آمد.
- اتفاقا رفته‌بودم مشهد دیدم عجب رئیس‌جمهور مشتی و باحالی داریم. مثل یه آدم معمولی اومد با همه دست داد و با همون اتوبوسی که بقیه برمی‌گشتن تهران اونم برگشت تهران. آقای احمدی‌نژاد عزیز منم بچه جنوب شهرم. خواننده کوچه‌بازارم و افتخار می‌کنم به این موضوع...

آنچه خواندید قسمتهایی بود از مصاحبه جواد یساری با شبکه تلویزیونی مهاجر (MNTV) که همین یک ساعت پیش پخش شد. امیدوارم شما هم لذت کافی از آن برده باشید. در پایان به همه خوانندگان عزیز می‌گویم:

عشق همه‌رو عشقه همه عزیزان رو عشقه
همه‌چی به‌نام عشقه، دل ما غلام عشقه
با عشق زنده‌بودن ختم کلام عشقه!
منم می‌گم جمال همه‌تونو عشقه
بعدش هم بازم شما رو عشقه!

پ‌ن: دوستان سوال کرده‌اند که آیا این مصاحبه واقعیت دارد؟ بله عزیزان من! واقعیت دارد.


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
پنجشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٦
نسل کشی؛ افسانه يا حقيقت؟

امسال هم مثل سالهای گذشته، ارامنه ایران آزادانه و همصدا با ارامنه سایر کشورهای جهان، نسل‌کشی ۲۴آوریل دولت عثمانی را محکوم و یاد قربانیانش را گرامی داشتند.

نگاهی به گذشته

به گواهی تاریخ، اقلیت ارامنه در ترکیه از دیرباز در کنار اکثریت ترک آن زندگی آرام و توام با صلح داشته‌اند و حتی در دولت عثمانی به پستها و مناصب بالایی نیز نایل شده‌اند. ریشه اختلاف بین ترکها و ارامنه به معاهده ترکمانچای (۱۸۲۸ میلادی) برمی‌گردد. روسها پس از تصرف مناطق شمالی آذربایجان و قفقاز، سعی در برهم زدن ترکیب جمعیتی آنجا داشتند. از همین روی بود که ارامنه دیگر نقاط دنیا را در ایروان و سایر مناطق مسلمان نشین آن حوالی اسکان دادند. از طرفی ضعف و انحطاط دولت عثمانی باعث شد که روسها به مناطق شرقی آن حمله‌ور شده و ضمن دادن وعده ارمنستان بزرگ به ارامنه ساکن ترکیه، آنها را برعلیه حکومت مرکزی بشوراند.

در سالهای ۱۸۹۵ و پس از آن، دولت روسیه به ارامنه شرق ترکیه کمکهای مالی ارائه می‌کند تا در ازای این کمکها، به کشتار ترکها و کردهای ساکن روستاهای شرقی پرداخته و درگیریهای پراکنده‌ای ایجاد کنند. این درگیریها و کشتارها تا جنگ جهانی اول ادامه داشته‌است.

با شروع جنگ جهانی اول، حزب ناسیونالیستی داشناک با ترسیم نقشه جغرافیایی ارمنستان بزرگ، هوادارانی برای خود دست و پا می‌کند. آنها با همکاری دولت روسیه در حوالی دریاچه وان دست به تحرکاتی می‌زنند تا در بخشی از ترکیه (سیواس، دیاربکر، وان، بیتلیس، هارپوت، ارضروم) دولت مستقلی تشکیل دهند. سال ۱۹۱۵دولت عثمانی در چنین شرایطی ناچار ارامنه را به کوچ اجباری وادار می‌کند. سرما، گرسنگی و بیماریهای واگیردار در جریان این کوچ اجباری بزرگترین قاتل ارامنه بود. در کنار اینها نباید از دفاع مشروع ساکنان مسلمان این مناطق گذشت که در حراست از جان و مال و ناموس خود انجام دادند.

ارامنه تعداد کشته‌های کوچ اجباری را یک‌و‌نیم میلیون نفر اعلام می‌کنند. به راستی کدام عقل سلیمی می‌تواند باور کند که بیش از دومیلیون ارمنی در آن مناطق محدود زندگی می‌کرده‌اند؟

کشتار ارومیه

وقتی رویای ارمنستان بزرگ در سرزمین عثمانی محقق نشد، روسیه تصمیم دیگری گرفت و آن انتقال ارامنه به آذربایجان‌غربی بود. دهها هزار ارمنی با کمک روسیه و آمریکا وارد مرزهای ایران می‌شوند. در مارس۱۹۱۷ قتل و غارت آغاز می‌شود و به نوشته احمدکسروی، بیش از صدوسی‌هزار نفر از ساکنان شهرهای ارومیه، سلماس و خوی توسط مهاجمان ارمنی به قتل می‌رسند. در همان زمان در آن‌سوی ارس نیز ارامنه به کشتار اهالی قره‌باغ و باکو می‌پردازند. به دلیل ضعف دولت مرکزی ایران، عثمانیها برای دفاع از مسلمانان آذربایجان به این منطقه لشکرکشی کرده و ارامنه را شکست می‌دهند.

تفاوت بین نسل‌کشی و دفاع مشروع

کشتار یهودیان به دست هیتلر یکی از مهمترین نمونه‌های نسل‌کشی در تاریخ است. آنها نه از حمایت دولت‌های خارجی برخوردار بودند نه تشکیلاتی سیاسی داشتند و نه دارای تسلیحاتی بودند که بتوانند به مبارزه مسلحانه با هیتلر بپردازند. درست برخلاف ارامنه که هم روسیه، انگلیس، فرانسه و آمریکا را به عنوان حامی داشتند و هم به مبارزه مسلحانه و جنگ و درگیری با عثمانیها مشغول بودند. آیا عاقلانه‌ترین کار در مورد افرادی که استقلال و آرامش کشور را به‌هم می‌ریزند مبارزه متقابل نیست؟

فاجعه خوجالی بهترین نمونه نسل‌کشی

در فاصله سالهای۱۹۸۸ تا۱۹۹۲، یکی از وحشیانه‌ترین نسل‌کشی‌های تاریخ در منطقه قره‌باغ شکل گرفت. قره‌باغ براساس تقیسمات اداری شوروی و منابع تاریخی موجود، همواره بخشی از آذربایجان بوده‌است. درسال۱۹۸۸ ارامنه برای به‌دست آوردن این سرزمین جنگ را آغاز کردند. پس از فروپاشی شوروی، جنگ شدت گرفت و درسال۱۹۹۴ پس از تصرف کامل آن توسط ارمنستان و با برقراری آتش‌بس، کشتار تمام شد. سازمان ملل هنوز هم قره‌باغ را جزئی از آذربایجان می‌نامد.

در جریان جنگهای قره‌باغ که منجر به تصرف بیست درصد از خاک آذربایجان توسط متجاوزین ارمنی شد، قریب پنجاه‌هزار نفر قتل عام و یک میلیون نفر نیز آواره شدند. کشتار بی‌رحمانه مردم خوجالی در سال۱۹۹۲ و در جریان جنگ قره‌باغ طبق آمار سازمان‌های حقوق بشر به کشته‌شدن ۶۱۳نفر غیر نظامی از جمله ۶۳کودک و ۱۰۶زن منجر گردید.

چند سوال بی‌جواب

چرا مدعیان کشتار ارامنه در ۱۴آوریل، هیچ اشاره‌‌ای به دلایل وقوع آن نمی‌کنند؟ چرا در هیچ رسانه‌ای یادی از کشته‌شدگان ارومیه، خوی و سلماس نمی‌شود؟ آنهایی که کشتار فاقد سند و مدرک ۲۴آوریل را می‌پذیرند چرا یادی از کشتار قره‌باغ نمی‌کنند؟ مگر از فاجعه خوجالی چند سال گذشته که به این راحتی به دست فراموشی سپرده شده است؟ چرا دولت ایران مجوز برگزاری تجمع آزادانه به اقلیت ارامنه معترص می‌دهد اما میلیونها آذربایجانی ایرانی نمی‌توانند برای کشته‌شدگان خوجالی شمعی روشن کنند؟

یک نکته جالب توجه: برای نوشتن این مطلب دنبال چند عکس و متن خارجی بودم تا یک‌طرفه به قاضی نرفته باشم اما جالب اینجاست که بسیاری از سایتهای خارجی که در مورد خوجالی و سایر جنایت‌های مربوط به قره‌باغ نوشته‌اند توسط دولت جمهوری‌اسلامی فیلتر شده‌است! این درحالی‌است که با هیچ سایت فیلتر شده ارمنی در مورد کشتار۲۴ آوریل مواجه نشدم. امیدوارم نتیجه‌گیری که از این موضوع کرده‌ام حقیقت نداشته‌باشد!

توضیح: تصاویری که می‌خواستم در این پست قرار دهم دلخراش و ناراحت کننده بود به همین دلیل از درج آنها منصرف شدم. برای دیدنشان روی لینکهای زیر کلیک کنید:

عکسهای مربوط به کشتار مردم خوجالی >> و نیز >>
ویدیوی مربوط به کشتار مردم خوجالی >> و >>
تصاویر مربوط به کشتار مردم ترکیه توسط ارامنه در سالهای ۱۹۱۴تا۱۹۱۶ >>


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin