جمعه ٢٢ تیر ۱۳۸٦
خاطرات رئيس‌جمهور شلخته

رئیس‌جمهور شلخته پس از پایان دور اول سفرهای استانی خود در میان خبرنگاران، گوشه‌هایی از خاطرات این سفرها را بازگو کرد. با هم بخشی از این خاطرات را می‌خوانیم:

در یکی از سفرهای استانی خانم جوانی نزد ما آمد و گفت من قصد مصافحه با شما را دارم. گفتم اینجا که ایتالیا نیست. ثانیا ازدحامی هم وجود ندارد. بنابراین اگر با شما دست بدهم برایم بد می‌شود. گفت ایراد ندارد من به همه می‌گویم که معلم کلاس اول شما هستم. گفتم شما که همسن دختر مایید یه چیزی بگو بگنجه! در این لحظه وزیرکشور عزیز که شاهد این گفتگو بود نزدیک آمد و با جسارت ازدواج موقت را بین من و این خانوم ترویج داد. جایتان خالی آن‌روز تا نصفه‌های شب داشتیم مصافحه می‌کردیم. هنوز هم آن سفر استانی را فراموش نکرده‌ام.

مصافحه!
در تصویر مصافحه رئیس‌جمهور شلخته با یک خانم محترم را شاهد هستید.
مصافحه مذکور بعد از ترویج جسورانه ازدواج موقت صورت گرفته است. همانگونه
که از آستین عکس پیداست شلخته کاپشن خود را برای شستشو به خشکشویی
برده‌است. رئیس‌جمهور این کاپشن را از برادرش قرض گرفته تا خوش‌تیپ‌تر دیده شود.

در یکی دیگر از سفرهای استانی بود که شخصی آمد و گفت من راننده تاکسی هستم. گفتم خوب! منظور؟ آمد و بغلم کرد و بوسه‌ای بر سر و صورت و پیشانی‌ام زد و گفت: قبل از انتخابات مادرم به خوابم آمد و گفت به شما رای بدهم و من نیزبه توصیه ایشان عمل کردم. بنده بسیار خوشحال شدم که به جز مردم کشورم و سایر کشورهای دنیا، در آن دنیا هم مرا می‌شناسند و اسمی در کرده‌ام و چهره مطرحی هستم.

عکس تزئینی است!
عکس تزئینی‌است - کش رفته شده از وبلاگ پیام چرندیاتی

به استان دیگری رفته‌بودیم که دیدم موقع نهار، نان و پنیر جلوی بنده گذاشتند. پدرسوخته‌ها خودشان داشتند بختیاری و شیشلیک می‌خوردند ها! خلاصه هرجوری بود نان و پنیر را با اکراه خوردم. شب موقع شام باز نان و پنیر دادند. به معاونم گفتم برو سر کوچه دوتا تخم مرغ بگیر بیار اقلا نیمرو بزنیم تو رگ. دمش گرم تخم مرغ‌ها را که آورد با دو سه‌تا گوجه‌فرنگی که از میوه‌فروش سر کوچه‌مان گرفته‌بودم و به سفارش خانم در ساکم گذاشته‌بودم املتی ردیف کردیم که بیا و ببین.

در یک سفر استانی دیگر که به نیویورک رفته‌بودیم و داشتم سخنرانی می‌کردم هاله‌ای از نور مرا فراگرفت. در خیابان‌های نیویورک هم همه با انگشت مرا نشان می‌دادند و می‌گفتند تام کروز!

(در این لحظه مشاوران رئیس‌جمهور شلخته به وی یادآوری می‌کنند که نیویورک از شهرهای آمریکاست و ربطی به کشور ما ندارد).

البته من می‌دانم که نیویورک در آمریکاست اما استقبال مردم آنجا از بس چشمگیر بود که من اصلا احساس غربت نکردم. فکر کردم مشغول انجام سفر استانی هستم. در ضمن در دور بعدی سفرهای استانی حتما به ونزوئلا هم خواهم رفت. این بود خاطرات سفرهای استانی بنده!


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
سه‌شنبه ٥ تیر ۱۳۸٦
جواهراتی در قصر

سرکار خانوم یانگومخبر: اخيرا يک CD غيراخلاقي که بازيگر نقش زن آن چهره‌اي شبيه به بازيگر سريال جواهري در قصر (لي‌يانگ‌اي) دارد، روانه بازار غيرقانوني CD  شد که البته با سرعت عمل نیروی‌انتظامی، همچون دیگر CDهای غیراخلاقی عرضه شده در ماه‌های اخیر از تکثیر گسترده باز ماند. (منبع: عصر ایران)

***

خبر رسید که سی‌دی غیر اخلاقی منتسب به بازیگر سریال جواهری در قصر به بازار آمده و از فروش خوبی هم برخوردار شده‌است. به همین مناسبت، گروهی از خوانندگان کره‌ای که حسابی جوگیر شده‌بودند ضمن تکذیب این خبر و با اعلام اینکه بازیگر فیلم غیر اخلاقی با بازیگر سریال نرگس –ببخشید سریال جواهری در قصر- فقط تشابه ظاهری دارند ترانه زیر را سروده و خوانده‌اند.

این ترانه را با سبک رپ بخوانید لطفا (خوانندگان: کیم دونگ یاس و ایل چونگ آمین):

بانو چویی پلیدهیشکی نگفت یه دختره تنها توی آشپزخونه
با نقشه بانو چویی چطوری سالم می‌مونه؟
چه حالی داشت وقتی که دید سی‌دیش به بازار اومده
همه با هم داد بزنین: بانو چویی خیلی بده
بانو چویی اینو بدون اگر که گیرت بیارم
پای چشای خوشگلت کلی بادمجون می‌کارم

(در نسخه اصلی به‌جای کاشتن بادمجان از اعمالی غیر اخلاقی نام برده شده‌بود که به دلیل مراجعه افراد زیر 18سال به این وبلاگ، از ذکر جزئیات اعمال غیر اخلاقی مورد اشاره معذوریم - مترجم)

بدون دروغ نیست این حرفا داره صحت
همه به یانگوم تهمت می‌زنن بی‌جهت
ماییم وارث درد ماییم باعث مرگ
غیرت کره‌ای‌ها رو صاعقه زد

(متاسفانه مساله غیرت در کره‌جنوبی کاملا رنگ باخته و به فراموشی سپرده شده‌است. چند هفته پیش در سینماهای این کشور فیلمی به نام نقاب اکران شد که مصداق کامل ترویج بی‌غیرتی بود - مترجم)

دختر کره‌ای ناموس تو ناموس من
حالا که کسی نمی‌بینه بده یه بوس به من
چطوری دلمون اومد با آبروی یه دختر بازی کنیم؟
بهتر نیست عوض اینکارا بریم توی خیابون دختر‌بازی کنیم؟
حالا کنج آشپزخونه تکیه داده تنها
حسودی می‌کنن بهش همه زنها
گفت به خدا ای خدای من فقط یه خواهش
دلم تنگه واسه مین‌جانگ‌هو و روی ماهش
کاش می شد بی‌سانسور بکنمش بغل
باهاش برم ماه عسل

(ظاهرا صدا و سیمای کره‌جنوبی ید طولایی در سانسور دارد. راویان می‌گویند در نسخه بدون سانسور سریال، گاهی اوقات اتفاقات خاصی می‌افتد! - مترجم)

پس کجا رفته غیرت مردای این شهر سئول؟
چرا واسه خرید سی‌دی یانگوم نمی‌دید پول؟
این سی‌دی ها داره حق کپی‌رایت
مفتی دانلود نکنی از اینترنت و سایت

(تکثیر غیر مجاز سی‌دی و عدم رعایت کپی‌رایت در کشور کره به صنعت سینما و سایر صنایع این کشور لطمه شدیدی وارد کرده‌است. همین چند روز پیش بود که هنرمندان کره‌ای در موزه سینمای کره نسبت به تکثیر غیر مجاز آثارشان اعتراض کردند - مترجم)

یانگوم کلی زحمت کشید تا شد یه طبیب
چطور دلتون اومدید دادینش فریب؟
اون بود یک جواهر در قصر
خوشگلتر از اون نیست حتی در ولیعصر

(این خیابان ولیعصر با آن خیابان ولیعصر که در تهران وجود دارد متفاوت است. در خیابان ولیعصر سئول، حوالی ونک، پارک ملت و تجریش، دختران زیبایی به چشم می‌خورند اما یانگوم یه‌چیز دیگه‌است)

نفر وسط: یومیونگ

عوض دیدن فیلم غیراخلاقی یانگوم
بشینید به تماشای فیلم غیر اخلاقی گیومیونگ
با تلویزیون‌های 80 اینچ سامسونگ
سینما را به خانه بیاورید!

(ببخشید که اینجوری شد! پیامهای بازرگانی کره هم گاهی اوقات پابرهنه وارد سریال می شود. ظاهرا اینها هم از مهران مدیری و باغ مظفر یاد گرفته‌اند - مترجم)

عشق من : یونسنگاگه نظر منو می‌خوای یونسنگ خیلی خوشگلتره
اما افسوس واسه من خورد نمی‌کنه تره

(خداییش دیگه! من اگه جای این مین‌جانگ‌هو بودم یونسنگ رو انتخاب می‌کردم - مترجم)

بحثو عوض نکنیم وقتمون کمه
من دارم می‌گم به همه
دیدن سی‌دی کپی داره مشکل شرعی
همیشه اوریجینالشو ببین نه جنس فرعی
می‌گم به اونایی که واسه باقی حرف تشنه‌ان
کپی غیر مجاز سی‌دی رو بشکن
من نمی‌شکم / بشکن / بشکن بشکنه بشکن
اینجا بشکنم یار گله داره / اونجا بشکنم یار...

(در اینجا شما می توانید جوگیر شده و به حرف خواننده عمل کنید - مترجم)

نکته۱: اسم سریال را گذاشته‌اند جواهری در قصر اما تا جاییکه بنده سریال را دیده‌ام نه یکی دوتا که ده‌ها جواهر در این سریال به ایفای نقش پرداخته‌اند. بنابراین توصیه می‌شود در اسرع وقت، نام این سریال را به جواهراتی در قصر تغییر دهند.

نکته۲: من تنها دو قسمت از سریال را دیده‌ام. بنابراین اگر در تلفظ اسامی شخصیتهای سریال ایرادی می‌بینید به حساب کم‌سوادی‌ام بگذارید.


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸٦
همه مردان اقتصادی رئيس‌جمهور!

محمود احمدی‌نژاد: اطلاعات اقتصادی را از اصناف محل می‌گیرم. به طور مثال یک قصاب شریف در محل ما هست که از تمام مشکلات مردم اطلاع دارد. بنده هم اطلاعات مهم اقتصادی را از او می‌گیرم. حتی خواربارفروش و میوه‌فروش هم اینگونه‌اند.

***

درازی این مطلب را به بزرگی خودتان ببخشید:

جلسه شورایعالی اقتصاد با حضور رئیس‌جمهور شلخته و جمعی از اصناف محله ایشان برگزار و طی آن، تصمیمات بسیار مهمی اتخاذ گردید. متن مذاکرات جلسه مذکور بدین شرح است:

شلخته: خوب آقای قصاب، بفرمایید از اوضاع اقتصادی مملکت چه خبر؟
قصاب: تعریفی ندارد رئیس‌جمهور جان!

شلخته: بیشتر توضیح دهید.
قصاب: قبلا مردم می‌آمدند ده‌کیلو ده‌کیلو گوشت می‌بردند. الان به‌جز عده‌ای مرفه بی‌درد، بقیه اصلا قدرت خرید گوشت ندارند. قیمت گوشت هم از وقتی شما رئیس‌جمهور شده‌اید اقلا ۳۰درصد رشد داشته.

شلخته: این خیلی خوب است. سیاست اصلی ما تغییر الگوی مصرف مردم است. بنده به سلامتی مردم می‌اندیشم. گوشت قرمز برای انسان سم است. همان بهتر که این مرفهان بی‌درد مدام گوشت قرمز بخورند و چربی‌شان بالا رفته و بمیرند تا بنده و سایر هموطنان همیشه در صحنه از شرشان خلاص شویم. به رئیس بانک مرکزی هم دستور می‌دهم گوشت را از سبد کالاهای اساسی حذف کند تا نرخ تورم هم از کنترلمان خارج نشود.

قصاب: واقعا شما انسان بسیار شریف و دوراندیشی هستید. خدا سایه شما را از سر بنده و سایر کسبه محل و اصناف این مملکت کم نکند.

شلخته: خوب آقای بقال، بفرمایید از اوضاع اقتصادی مملکت چه خبر؟
بقال: تعریفی ندارد رئیس‌جمهور جان!

شلخته: بیشتر توضیح دهید.
بقال: قبلا افرادی که قدرت خرید گوشت نداشتند به سراغ ما می‌آمدند تا لبنیات بخرند و بخورند. اما مستحضرید که قیمت شیر و ماست و پنیر و کره و کشک و دوغ هم در حال حاضر سر به فلک می‌زند. حتما به خاطر دارید که قیمت تخم مرغ هم سال گذشته جهش وحشتناکی داشت.

شلخته: چه اخبار خوشحال کننده‌ای به بنده دادید. شما می‌دانید که منشا بسیاری از مسمومیت‌ها، شیر و لبنیات فاسد و تاریخ گذشته است. تازه من شنیده‌ام که خوردن برخی از محصولات لبنی باعث بروز تب‌مالت هم می‌شود. در مورد تخم مرغ هم اطلاع دارید که هنوز آنفلوانزای مرغی کاملا ریشه‌کن نشده‌است. بنابراین مصرف تخم مرغ کار عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسد. دستور می‌دهیم رئیس بانک مرکزی، لبنیات را هم از سبد محاسبه نرخ تورم حذف کند.

بقال: از اینکه تا این حد به فکر سلامتی مردم عزیز کشورمان هستید از شما ممنونم.

شلخته: خوب آقای میوه‌فروش، بفرمایید از اوضاع اقتصادی مملکت چه خبر؟
میوه‌فروش: تعریفی ندارد رئیس‌جمهور جان!

شلخته: بیشتر توضیح دهید.
میوه‌فروش: سابق بر این، کسانی که قدرت خرید گوشت نداشتند و لبنیات هم نمی‌خوردند به سراغ ما می‌آمدند و خیار و گوجه‌ای می‌خریدند و می‌خوردند. یا سیب زمینی و پیاز می‌بردند و مصرف می‌کردند. اما متاسفانه اوضاع فعلی کاملا گیج کننده شده‌است. گوجه فرنگی‌ می‌شود ۲۵۰۰ تومان! بعد بلافاصله سیب‌زمینی گران می‌شود و به‌دنبال آن پیاز. وضع میوه‌ها هم که افتضاح است. دیگر با هزار تومان و ۲هزار تومان نمی‌شود گیلاس و آلبالو و توت‌فرنگی خرید.

شلخته: چه خوب! داریم به اهدافمان نزدیک می‌شویم. خیار و گوجه طبیعتشان سرد است. انسان را مریض و بی‌حال می‌کند. گیلاس و هلو و بقیه میوه‌ها هم مخصوص انسان‌های غرب‌زده و مستکبرین است. پس همان بهتر که قیمتش گران‌تر و گران‌تر شود! دستور می‌دهیم رئیس بانک مرکزی، سیب‌زمینی و پیاز را از سبد محاسبه نرخ تورم حذف کند.

میوه‌فروش: آفرین به شما و خوشا به سعادت مردمی که شما رئیس‌جمهورشان هستید!

شلخته: خوب آقای نانوا، بفرمایید از اوضاع اقتصادی مملکت چه خبر؟
نانوا: تعریف دارد رئیس جمهور جان!

شلخته: بیشتر توضیح دهید.
نانوا: الحمدا... تنها چیزی که قیمتش در این مدت بیشتر نشده نان است. البته دو سه ماه پیش نرخ نان چند درصدی بیشتر شد اما باز به قیمت سابقش برگشت. شما رئیس‌جمهور کشوری هستید که مردمش غم نان ندارند. با سیاست مهرورزانه خود به خوبی الگوی مصرف مردم را تغییر داده‌اید و آنها را از تجمل‌گرایی به ساده‌زیستی هدایت کرده‌اید. این کار ساده‌ای نیست ولی شما به راحتی موفق به انجام این‌کار شده‌اید.

شلخته (در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده و از شنیدن سخنان نانوا ذوق‌مرگ شده‌است): متاسفانه این تجمل‌گرایی را که فرمودید معضلی بود که از دولت‌های سابق برای ما ارث رسیده‌بود. ما ساعت‌ها تلاش کردیم و به سفرهای استانی مختلفی رفتیم تا به ملت عزیزمان بگوییم فکر نان باشند چون خربزه آب است. من بسیار خرسندم به خاطر اینکه شما مردم اینگونه به فکر همدیگر هستید و به یکدیگر نان قرض می‌دهید! خوشحالم که این کالای اساسی را احتکار نمی‌کنید و همیشه نان را به نرخ روز می‌خورید. من خوشحالم که کارمندان این کشور یک ماه کار می‌کنند تا یک‌لقمه نان حلال به دست بیاورند.

شلخته (در حالیکه مثل همیشه جوگیر شده است): من به همه آقازاده‌هایی که نانشان توی روغن است هشدار می‌دهم که اگر رژیم غذایی مناسب را رعایت نکنند نانشان را آجر خواهم کرد.

آخرین خبر: رئیس جمهور شلخته جهت تعیین نرخ دقیق تورم در کشور، همه کالاهای اساسی به استثنای نان را از سبد محاسبه نرخ تورم حذف کرد. به دنبال آن بانک مرکزی نرخ تورم را صفر درصد اعلام نموده و از سیاستهای اقتصادی رئیس جمهور شلخته تجلیل به‌عمل آورد!


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin