جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧
من نباشم!

۱- با تشکر از کامران، هومن، شبکه محترم پی‌ام‌سی، بی‌خوابی، قیلطرینگ، امپکس، نودال، چایی و سایر عواملی که باعث شدند ساعت ۴نصف شب، شعر زیر از ذهن خلاق ما تراوش کند توجه شما را به خواندنش جلب می‌نماییم:

من نباشم کی تو خواب جنسا رو ارزون می‌کنه؟
کی میاد نفت رو توی سفره‌ها مهمون می‌کنه؟
راست بگو من که نباشم کشور اسرائیل‌رو
کی میاد یواش‌یواش رو نقشه داغون می‌کنه؟

من نباشم کی میاد تورم‌رو بیست می‌کنه؟
کی میاد مفسدا رو توی جیباش لیست می‌کنه؟
کی می‌گه حقا همیشه با منه؟
واسه خاطر خودش وزیراشو نیست می‌کنه؟

من اگه نباشم کی واسه همیشه هی کاپشن می‌پوشه؟
کی همش می‌خنده؟ کی دشمن بوشه؟
انرژی می‌گیره کی از توی هسته؟
واسه کی میارن از اروپا بسته؟

من اگه نباشم، من اگه نباشم!
من اگه نباشم، من اگه نباشم!

من نباشم هاله نور رو سر کی می‌شینه؟
کی می‌تونه بهتر از من باشه توی کابینه؟
هی نگو گرونی غوغا می‌کنه
تا که مافیا داریم وضعیت ما همینه!

من نباشم کی میره پیش چاوز تو کاراکاس؟
کی میره به دیدن مملکت‌های آس و پاس؟
کی از این استان به اون استان میره؟
کی پذیرا می‌شه از سران جنبس حماس

من اگه نباشم کی واسه همیشه هی کاپشن می‌پوشه؟
کی همش می‌خنده؟ کی دشمن بوشه؟
انرژی می‌گیره کی از توی هسته؟
واسه کی میارن از اروپا بسته؟

من اگه نباشم، من اگه نباشم!
من اگه نباشم، من اگه نباشم!

۲- طبق اخبار واصله از شیراز، همدان، اهواز و مشهد، وبلاگ بنده در دام قیلطرینگ گرفتار آمده‌است. البته هنوز خبر ندارم که این قیلطرینگ برای کل سایت پرشین‌بلاگ است یا تنها مختص این وبلاگ. اگر در سایر شهرها هم قیلطر شده‌ایم و صدالبته اگر این قیلطرینگ مختص این وبلاگ است و نه کل پرشین‌بلاگ، زودتر اطلاع دهید که خاکی بر سرمان بریزیم.

۳- این‌روزها همه فید ما را به خبرخوان خود اضافه می‌کنند. شما چطور؟

http://feeds.feedburner.com/shalakhteh1


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
عاشق می‌شوم

سال‌ها پیش در دوران دانشجویی، دوستی داشتم به نام حیدر. حیدر داستان ما آدم عاشق‌پیشه‌ای بود.همان ترم اول عاشق استاد زبانمان شد که دختر جوان و انصافا خوشگلی بود. منتها دایره عشق و عاشقی‌های حیدر کم کم همه دختران دانشکده را در برگرفت. روزی از حیدر سوال کردم که عاشق کدام دختر هستی؟ سرش را روی شانه‌ام گذاشت، چشمانش را بست و آهی از ته دل کشید و گفت: مگر در این دانشکده دختری هم هست که عاشقش نباشم؟

البته این عاشق‌پیشگی او مختص دانشکده نبود. کافی بود دختری در خیابان از او ساعت یا آدرس بپرسد. حیدر با یک نگاه عاشق می‌شد و دل از کف می‌داد. سال‌هاست که از حیدر بی‌خبرم اما داستان عشق‌ و عاشقی اش هنوز نقل محافل دوستان هم‌دوره‌ای ماست.

من نمی‌دانم چرا آسان عاشق می‌شوم
حرف عشق آمد وسط الآن عاشق می‌شوم!

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام ما
خوش به حال من که در باران عاشق می‌شوم

بنده در شهریور و خرداد و دی دل می‌دهم
ماه مهر و آذر و آبان عاشق می‌شوم

در بهار و در زمستان و خزان من عاشقم
همچنین در فصل تابستان عاشق می‌شوم

بر ندا و نسترن، نرگس، ثریا، ماندانا
بر هدا، بر شهره، بر مرجان عاشق می‌شوم

عاشقم بر ساغر و سیمین و لیلا و صدف
همزمان بر مریم و مژگان عاشق می‌شوم

خواستم بر دختر همسایه‌مان تلفن کنم
تا بگویم ای فدایت جان عاشق می‌شوم

دستگاه مشترک خاموش بود و ناگزیر
من بر آن بانوی خوش الحان عاشق می‌شوم

دختری گل‌چهره در لیوان من سن‌ایچ خورد
بر رژ جامانده بر لیوان عاشق می‌شوم!

این‌همه واگن در این مترو به‌هم چسبیده‌اند
پس چرا بر واگن نسوان عاشق می‌شوم؟

گرچه با قزوین و قزوینی ندارم نسبتی
اندکی بر یوسف کنعان عاشق می‌شوم

قافیه پا می‌دهد تا پشت هم عاشق شوم
بنده هم بر این و هم بر آن عاشق می‌شوم

نادرا از عاشقی گفتم ولی جدی نگیر
من‌که دارم درد آب و نان، عاشق می‌شوم؟

**********

استقبال غیرمنتظره از فید (خبرمایه این وبلاگ) باعث شد تا باز هم وسوسه بشم و در این مطلب هم از دوستان بخوام که فید این وبلاگ رو به خبرخوان خودشون اضافه کنن (در صورت تمایل البته)

http://feeds.feedburner.com/shalakhteh1


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin