دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۱
شلخته شاعر می شود
از آنجاييکه مملکت ما مملکت جواني است و اصولا در ممالک جوان،ميزان بيکاری بسيار زياد می باشد اينجانب شلخته احساس وظيفه نموده و اقدام به تشکيل حزب جوانان زيا آفتاب نموده ام.هدف بنده حمايت از تمام جوانان بيکاری است که از طلوع آفتاب تا غروب آن مشغول به امر مترولوژی(متراژ کردن خيابانها)می باشند
شعر
منم سرگشته صدها خيابان
از اين سو ميروم آنسو شتابان
کنم متراژ دمادم کوچه ها را
بود اين کار من هر لحظه هر آن
ز جمشيديه و ساعی و لاله
به سمت انقلاب و پيچ شمران
گهی تجريش و نوبنياد و گلها
گهی در شوش و گاهي در خراسان
زمانی می روم سمت وليعصر
زماني هم ولو در پاسداران
جوان زير آفتابی منم من
چو من بسيار می بينی در ايران
گمانم بنده تب دارم عزيزان
که می گويم به جای شعر هذيان

در همين راستا از تمام جوانانی که به امر شريف خيابانگردی می پردازند و دارای سوابق مفيدی در اين زمينه می باشند دعوت ميشود از تجارب خيابان نوردی خود ما را محروم نکنند.

با تشکرات فراوان:جناب آقای شلخته دبير کل حزب جوانان زير آفتاب

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin