پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۳
وای از دست اين دختره!!!

قطعا آن تعداد از دوستانی که در طی يکماهه اخير با محل کارم تماس گرفته و جويای احوال بنده گشته اند متوجه شده اند که اکثر اوقات دختر خانم محترمی پيشدستی نموده و به تلفنهای من پاسخ ميدهد.اين خانم محترم به عنوان کارآموز جديد وارد محل کار ما شده و شديدا برای بنده مشکل ساز گشته است.البته هدف از نوشتن اين مطلب ذکر پر روييها و پر حرفيهای ايشان نيست که در آنصورت مثنوی هفتاد من کاغذ ميشود! بلکه در اين مجال قصد دارم در مورد کم اشتهايی اين خانم محترم عرايضی داشته باشم:

ساعت۸صبح)خانم محترم همراه با يک کوله پشتی عظيم الجثه وارد محل کار ميشوند.

ساعت۸:۳۰)اين خانم محترم از داخل کوله پشتی جادويی خود نان و پنير به ميزان کافی بيرون آورده و با ولع تمام نوش جان می نمايند.

ساعت۹)يک جعبه خرما از داخل کوله پشتی استخراج و در اسرع وقت،نيمی از آن توسط اين دختر خانم محترم مفقود ميشود.

ساعت۱۰)بر طبق عادت غذايی روزانه،مقدار ۲۵۰ گرم پسته به شدت توسط اين خانم بلعيده ميشود.

ساعت۱۱)اين خانم محترم جهت مداوای ضعف و سرگيجه ای که معمولا در همين ساعت به سراغشان ميايد کوله پشتی را باز کرده و کمی تا قسمتی عسل از آن استخراج نموده و کوفت می نمايند!

ساعت۱۲)در اين ساعت معمول است که نوشابه پرتغالی رانی باعث رفع خستگی ميشود!پس اين خانم محترم ياد کوله پشتی افتاده وسريعا يک فروند رانی بيرون آورده و زهر مار ميکنند.

ساعت۱۳)نهار يکی از مهمترين وعده های غذاييست و بايد در موقع نهار،يک وعده غذای کامل و مقوی خورد.(از بيانات گهربار اين دختر خانوم!).در اين لحظه يک قابلمه بزرگ غذا از کوله پشتی بيرون آمده و توسط خانم بلعيده ميشود.

ساعت۱۴)خوردن چیپس با ماست موسير کلی لذتبخشه(از فزمايشات اين خانم خطاب به ما!)پس نتيجه ميگيريم که ايشان در اين ساعت مشغول خوردن چیپس هستند.

ساعت ۱۵)لمباندن آشعالهايی از قبيل کيت کت،اسنيکر،مترو،هابی،لواشک و...از اهم اموری می باشد که همکار محترم ما به آن اشتغال داشته و راس ساعت ۱۵ به آن میپردازند.

ساعت ۱۶)باز هم کوله پشتی جادويی به ياری همکار محترم ما آمده و سرگيجه و ضعف ايشان را با بيسکويت گرجی،ساقه طلايی،شيرين عسل،سلامت يا بهشت برطرف می نمايد!

نکته:لازم به ذکر است که ايشان در فاصله ساعات اعلام شده مشغول خوردن چايی،ميوه و شکلات می باشند!!!از آنجاييکه فک اين خانوم محترم هميشه بايد بجنبد در ساعات بيکاری خود را با جويدن آدامس مشغول مينمايد!!!

ترانه:          وای از دســـــت ايــن دختره   بدجوری داره همه چی ميخوره!

                  وای از دست ايــن اشتهاش   اينکه منو خورد جــــــــای آش!!!

نتيجه گيری:در صورتيکه مدتی از من بی خبر بوديد يقين داشته باشيد که اينجانب شلخته به توسط يک دختر خانم خوش اشتها به فيض بلعيده شدن نايل گشته ام!!!

                                                                و اين داستان ادامه دارد...


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin