یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۳
عشق من کاندوليزا!!!

درراستای اينکه روز عشاق نزديک است و در چنين روزی معمولا عشاق جوان برای يکديگر کادو می گيرند و از آنجاييکه طبق روال سالهای قبل،کسی عاشق ما نشده و هيچ فردی برای ما کادوی ولنتاين تهيه نمی کند لذا اينجانب رييس جمهور شلخته طی يک اقدام دیپلماتيک،تصميم اخذ کردم که نامه ای عاشقانه خطاب به وزير امور خارجه آمريکا سرکار خانم کاندوليزا رايس بنويسم و مراتب عشق و علاقه خود را خطاب به وی ابراز نمايم.نگارش اين نامه می تواند ضمن آب کردن يخ روابط با آمريکا و از بين بردن ديوار بی اعتمادی،اسم اينجانب را به عنوان اولين رييس جمهوری که خط قرمز رابطه با آمريکا را زير پا گذاشت در تاريخ ثبت نمايد.
ضمنا خدا را چه ديديد!!!شايد همين نامه موجبات امر خير را فراهم نموده و باعث نزديکی! هر چه بيشتر دو ملت شود!

نگــارا،دلبـــــرا،يــــــــــارا،عزيــــزا   پــــريرويا،قشنــــــــگا،کاندوليــزا
زمانی بنـــــــــــده مثل سرو بودم   شـــدم کج در غم عشقـــت چو پيزا
بــرای ديــــــــــــــدن رويت عزيــزم   بـــــود مشکل فقط فقــــــدان ويـــزا
چه می شدگر شبی دربوف تگزاس   مـن و تو نوش جان سازيم پيتزا!  

کاندوليزای عزيز من سلام.
در اين روز سرد زمستانی که زوجهای عاشق،ولنتاين را جشن گرفته اند دستانم گرمای وجود تو را می طلبند!کاش ميدانستی که در اين هوای به شدت دو نفره!چقدر جای تو خاليست.
امسال نيز مثل سالهای قبل برايت يک بسته شکلات خريده بودم تا به عنوان کادوی روز عشاق تقديمت کنم اما از خدا پنهان نيست از تو چه پنهان،خودم تمام شکلاتها را خوردم.خيلی خوشمزه بود!

راستی عشق من! بنده می خواهم برای انتخابات آينده رياست جمهوری نامزد شوم.برای اين انتخابات يک نظريه جديد ارايه خواهم داد و آن نظريه ازدواج تمدنها می باشد!اصولا انسانهای تمدنهای مختلف بايد با هم ازدواج کنند تا ديوار بی اعتمادی بين آنها از بين برود.

البته اين آقای جرج بوش هر بار که در سخنرانيهايش تو را ماچ می کند و رگ غيرت ما را قلقلک می نمايد اين ديوار بی اعتمادی بلندتر و محکمتر می شود.اما من و تو در کنار هم می توانيم ديوار را از بين ببريم.اتفاقا مشکل اصلی ما با آمريکا همين ديوار است:

(اين قسمت را با صدای بلند و آواز دلنشين و شبيه گوگوش بخوانيد):

کاشکی اين ديوار خراب شه،من و تو با هم بميريم   توی يک دنيای ديگه دستای همو بگيريم!!!

البته لازم به ذکر است که من و تو دستان همديگر را الان نمی توانيم بگيريم چون قبل از گرفتن دستان يکديگر بايد صيغه محرميت بين ما جاری شود!

راستی ميدانستی که ما با ملت آريکا هيچ مشکلی نداريم و تنها مشکلمان دولت آمريکاست؟اصولا مشکل بزرگ من همين جرج بوش بی شعور است که جلوی دوربينهای تلويزيونی تو را ماچ می کند و بعد به ما ميگويد محور شر! شر خودت هستی و جد و آبادت ای جرج مسخره!

کاندوليزا جان!ديشب عکس تو را به مادرم نشان دادم.مادرم وقتی تو را ديد به من گفت:«خدا بهت عقل بده پسرم»! البته اين يک امر طبيعی است.هميشه مادر شوهر ها چشم ديدن عروسشان را ندارند پس قول بده که عروس خوبی برای مادرم باشی تا او هم تو را دوست بدارد ای دوست داشتنی ترين موجود روی زمين!!!

عشق زيبای من!ضمن تبريک مجدد روز ولنتاين،از حضورت مرخص ميشوم.اگر پول داشتم باز هم برايت يک بسته شکلات می خريدم و به عشق تو می خوردم.

                                               عاشق سينه چاک تو:رييس جمهور شلخته!!!

 

۱-من برگشتم!برگشتم برای يک آغاز دوباره.مدتها بود که نوشته هايم آنطور که بايد به دلم نمی نشت.نياز به استراحت داشتم و حالا احساس می کنم که خستگی ام برطرف شده و آماده نوشتن هستم.همانطور که در اين سالها در کنارم بوديد باز هم منتظر حرفای قشنگتون هستم.

۲-روز ولنتاين رو به همه عشاق تبريک ميگم.اميدوارم روز خوب و پرباری براتون باشه.

۳-برای سلامتی يکی از عزيزترين دوستان وبلاگنويسم محبت بانوی نازنين دعا کنيد لطفا.

    تا بعد...



دنباله Add to Del.icio.us Balatarin