سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٤
سخنرانی رييس جمهور شلخته در جمع وبلاگنويسان!

رییس جمهور شلخته مدتها پیش با جمع عظیمی از وبلاگنویسان که جزو عاشقان و سینه چاکان وی بودند دیدار صمیمانه ای داشت.وی که علیرغم کار و مشغله فراوان،افتخار داده و در جمع بلاگرها حضور یافته بود به بیان سخنانی ظریف،دقیق و فنی پرداختند.خلاصه ای از سخنرانی مفید و آموزنده  شلخته در جمع وبلاگنویسان را با هم می خوانیم:

 

خدمت ولباگنویسان عزیز و محترم سلام عرض می نمایم.اصولا همه می دانند که در اینروزها هر کسی بخواهد رییس جمهور شود باید یک سایت یا ولباگ داشته باشد.و اصولا ولباگ یک چیز خوبی می باشد.البته لازم به ذکر است که فکر نکنید بنده جدیدا با ولباگ آشنا شده ام. آشنایی من با ولباگ به سالهای دور بر میگردد.خدا اموات شما را طول عمر عنایت فرماید ما یک پدربزرگی داشتیم که بیست سال پیش به من یک ولباگ کادو داد.روی بنده به دیوار و گلاب به روی ماه شما،ما آن زمانها شب ادراری داشتیم و وقتی این عادت نکوهیده را ترک کردیم یه ولباگ به ما هدیه دادند.

اما اصلا ولباگ چیست؟به چه دردی می خورد؟ولباگ محیطی است که مساحتش برابر است با حاصلضرب یک ضلع در عدد پی!و اما اینکه به چه دردی میخورد معلوم است!اولا به درد ازدواج می خورد که امر مقدسی است و ما از ازدواجهای وبلاگی به شدت هر چه تمامتر حمایت کرده و می نماییم.

 

در اين لحظه حضار که شامل جمع کثيری از دختران و پسران وبلاگنويس بودند شعار ميدادند:

شلخته خيلی خوشگله/به فکر حل مشکله!

شلخته جون چه ماهی/فدات بشیم الهی

 

ادامه سخنرانی:

متشکرم و ممنونم فراوان.اما فایده دومش در معروف شدن است.بعضیها ولباگ می نویسند بعد معروف می شوند و احساس نویسندگی پیدا می کنند.میروند در روزنامه ها و نشریات افکار پراکنده خود را به خورد ملت می دهند و پولدار می شوند.اما سومین فایده ولباگ این است که هرکسی ولباگ داشته باشد و بخواهد در انتخابات شرکت کند رای زیادی میاورد.پس می توان برای کسب رای از ولباگ استفاده کرد.

اما ولباگر نویس کیست و کجاست؟هر کسی که ولباگ داشته باشد او را ولباگرنویس می نامند و من ولباگر نویسها را دوست دارم و چون آنها را دوست دارم پس جایگاه آنها در قلب من است.البته بعضی ولباگرنویسها مثل حجم زیادی دارند و به زور در قلب من جا میشوند مثل عطا و ابطحی!همانگونه که گفتم من ولباگرها را دوست دارم خصوصا نویسنده آن ولباگر را که خیلی درخشان و منور بود و به گمانم مهتابی قورت داده بود البته یک ولباگر نویس دیگر را هم دوست دارم که اول اسمش خورشید خانوم می باشد.

در ولباگ افراد برای یکدیگر کابینت می گذارند و یک دختری برای ما کابینت نوشته بود و گفته بود ولباگ زیبایی داری به من هم سر بزن.من در جوابش گفتم اولا شما نامحرمی و زدن سر به شما مورد دارد.ثانیا سرم را به شما بزنم آسیب می بیند و حیف است جامعه از حضور مغز متفکری مانند بنده محروم گردد.ثالتا حيف آن اندام خوشگل و ظريف و دلربا نيست که من بخواهم سرم را به آن بزنم؟و آن خانم وبلاگنويس هم از اين جمله ما خوششان آمد و دوباره برای ما يک کابينت جديد نوشتند که به دليل حضور ولباگرنويسان زير ۱۸ سال در اين جمع از ذکر آنها خودداری می کنم.

 

طبق آخرين گزارشها،وبلاگنويسان طرفدار شلخته با صدور قطعنامه ای در حمايت از افکار روشنفکرانه وی و حمايت از شعر هوای تازه که شعار انتخاباتی شلخته است به کار خود پايان دادند.در انتهای مراسم ترانه هوای تازه به شرح زير توسط حاضرين همخوانی شد:

 هوا ميخوام،هوا ميخوام، هوای تازه بهار 

عشق ميخوام،عشق ميخوام،دلهره ديدن يار

هوا میخوام،هوای تازه یه دست

یار میخوام،یار میخوام تا بگیره دستامو مست

هوا میخوام برای بال و پر زدن/به غیر ممکن سر زدن
رفتن به خونه خدا/با دست لرزون در زدن!


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin