شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٤
کارش اين بود که اسرار هويدا می کرد!!!

مدتهاست که با شنیدن نام حسین درخشان ،بی اختیار به یاد حسین شریعتمداری میافتم.شاید درخشان نسخه مترقی و به اصطلاح روشنفکرتر شریعتمداری باشد!

آنها که ستون اخبار ویژه روزنامه کیهان را می خوانند متوجه منظور من می شوند.کیهان به همه اتهام می زند.یکی را جاسوس اسرائیل می می داند و دیگری را مزدور آمریکا!لقب برانداز و معاند و ضد نظام را به هر کس که بخواهد می چسباند.درخشان هم مدتی است به این بیماری دچار شده.او کارکنان روزنامه آسیا(یعنی من و سایر دوستانم)را متهم به همکاری با اطلاعات موازی و غیرموازی کرده است آنهم بی هیچ دلیل و مدرکی!

البته نخستین بار نیست که من و دوستانم به واسطه فعالیتهایی که داریم - و گویا عده ای بر نمی تابند- توسط درخشان مجرم و محکوم به اشد مجازات می شویم.اولین بار در روز ده مهر سال 82 در نوشته ای پر از توهین و بدگویی،من و سایر موسسین انجمن وبلاگنویسان ایران را عده ای خر حزب اللهی تحت ویندوز خوانده بود و حالا بعد از دو سال،مدعی همکاری ما با اطلاعات موازی شده است!

جناب درخشان!گیرم که حرف شما درست.اما می تونم بپرسم شما از کجا به موازی بودن من پی بردید؟نکند شما از من هم موازی ترید؟

 

دلیل عصبانیت درخشان چیست؟

خوابگرد عزیز مدتی پیش در مطلبی تحت عنوان «خودکشی درخشان»،حضور وی در تهران را نقد کرده بود.درخشان که در مقابل بیان شیوا و قلم تیز خوابگرد عاجز و درمانده شده و بعد از دوازده روز سکوت مصاحبه او را با روزنامه آسیا، دستاویزی برای رفع عصبیت خود قرار داد.

 

مصاحبه جنجالی!

مصاحبه با خوابگرد کار من بود.بعد از ظهر یک روز گرم تابستانی در دفتر روزنامه بیش از سه ساعت با هم حرف زدیم.از ابتذال در وبلاگستان گفتیم و از مافیا و انجمن و مسائل دیگر.او حرفهای جالی زد.پیشنهادات مفید ارائه کرد.از دغدغه هایش گفت اما به کسی توهین نکرد.

 

سخنی با درخشان:

در مدت سه ماهی که در روزنامه آسیا کار می کنم ارتباط نسبتا مناسبی با برخی از وبلاگنویسان پیدا کرده ام و در این میان نظر جمعی از دوستان نسبت به شما را پرسیده ام.در زیر چند نمونه از این نظرات را می نویسم تا موقعیت فعلی خودتان را بیشتر درک کنید:

- درخشان دقیقا مثل علی دائی است.روزبه روز ضعیف تر شده و از اوج فاصله می گیرد اما افسوس حاضر به پذیرش واقعیتها نیست.

- کسی که وبلاگنویسی را با خود بزرگ بینی شروع کند روز به روز کوچکتر می شود.

- درخشان از همان روزی حذف شد که بی توجه به نیاز خیلی ها گروه فارسی بلاگینگ را حذف کرد.

- با اینکه به درخشان ارادت دارم اما از غرورش بدم میاید.

- اگر درخشان نبود با سرعت خیره کننده ارتباطات،قطعا فرد دیگری پیدا می شد که وبلاگنویسی را باب کند.

- درخشان خیلی زودتر از آنچه که فکر می کردیم عوض شد!!!

 

در این مورد خیلی حرف دارم اما بماند برای فرصتی بهتر!

 


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin