جمعه ۸ آذر ۱۳۸۱
چند نکته بي مزه
حكايت:
درزمانهاي نه چندان دور,زن و شوهري در خانه اي زندگي ميكردند.
يك روز زن به شوهرش گفت:خواهرت امروز يك سرويس طلاي 18 عيار خريد ,تو بايد براي من سرويس 95 عيار بخري.مرد بيچاره رفت ساعتها اضافه كاري كرد و از اقاي رئيس مساعده گرفت و با جيبي نسبتا پر پول رو به خانوم كرد و گفت:بيا بريم و طلا بگيريم. انها رفتند و طلا گرفتند.هنگام خروج از طلا فروشي,زن رو به مرد زرگر نمود و گفت:"اقا خيلي ممنون,دستتان درد نكند."اما به شوهر خود هيچ نگفت.مرد وقتي نگاه معني داري به زن كرد,خانوم عصباني شد و گفت:"انتظار داري ازت تشكر كنم؟به وظيفه ات عمل كردي."
چند روز بعد...
يك روز كه خورشيد نميدونم از كجا طلوع كرده بود اين خانوم محترم براي همسرش چائي اورد.شوهر چائي را ميل كرد و سپس گفت:"خانوم ببخشيد چائي سرد بود."خانوم محترم عصباني شد و گفت:"به من چه نميخواهي نخور.اين هم عوض تشكرته؟اصلا چائي درست كردن وظيفه من نيست.وظيفه تو هست."
نتيجه اخلاقي:در يك جامعه مدني معمولا بچه داري .آشپزي.ظرفشويي.نظافت.گرد گيري و جارو كردن خانه از اهم وظائف يك مرد محسوب ميشود.
********************

يك نكته جالب:طبق نوشته يكي از روزنامه ها,زنان بطور متوسط روزانه 26000 و مردان 14000 كلمه صحبت ميكنند. با يك محاسبه سر انگشتي ميتوان نتيجه گرفت زنان در هر 3.3 ثانيه يك كلمه حرف ميزنند. با اين حساب بايد گفت: واي به حال آقاياني كه بيش از يك زن دارند.
********************
سخني با خوانندگان:
خوانندگان محترم ,ميدانيم كه شما از نوشته ما خوشتان نيامد.راستش خود من هم خوشم نيامد. اما اگر قرار باشد هر نوشته اي دلچسب باشد كه اينهمه كتاب در جهان منتشر نميشد.در ضمن تقاضا ميكنم خودتان را قلقلك بدهيد تا شايد يك مثقال لبخند بزنيد.
با تشكر: نادرخان
********************
آزاده جان دستت درد نکنه.خيلي خوبي.از کمکي که به من کردی يک عالمه ممنونم.

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin