پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٤
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
بعضی خبرها آنقدر تکان دهنده هستند که قدرت انديشيدن را هم از آدم سلب می کنند.امشب خبر تلخی شنيدم. تلخ بود. خيلی تلخ...
 

«پدر دانشمند اميد محدث با نهايت تاثر در حادثه هوايي تهران، جان خود را از دست داد».

خبر درگذشت پدر اميد رو از طريق اس ام اسي كه حسين برام فرستاد فهميدم. شوكه شدم. چندباري سعي كردم با حسين تماس بگيرم اما هميشه در مواقع ضروري شبكه تلفن همراه هم به هم مي ريزه! نمي خواستم قبول كنم كه همچين خبري واقعيت داره. براي همين به وبلاگ اميد سر زدم  و به صحت خبر پي بردم. ليست مسافران پرواز مرگ رو هم كه ديدم شكم به يقين تبديل شد. اسم حجت الاسلام محدث هم در بين شهدا بود.

هفت ماه پيش با اميد آشنا شده بودم و در اين مدت او تنها كسي بود كه هر چند روز يكبار تماس مي گرفت و حالي از من مي پرسيد. چقدر خوشحال مي شدم وقتي صداي اميد رو مي شنيدم. با اينكه خودش در اوج مشكلات و فشارهاي جسمي و روحي بود اما تنها كسي بود كه منو دلداري داد و در كنارم موند. براي من اميد به معناي واقعي كلمه دوست بود. از اميد خيلي چيزها ياد گرفتم. در اوج تنهايي من اميد بود كه به دادم  رسيد.

كاش مي تونستم كاري كنم كاش مي تونستم كمي از ناراحتي اميد عزيزم بكاهم اما افسوس كه جز عرض تسليت كاري ازمن ساخته نيست. اميد جان از صميم قلب بهت تسليت ميگم.

 
نه توان فکر کردن دارم و نه حوصله نوشتن. فقط می تونم بگم که اميد عزيز غم تو غم همه ماست. ما رو هم در غم خودت شريک بدون.

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin