پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٤
داستان هک شدن من

سلام .
من باز هم هک شدم اما اين بار هکر محترم نه رمز وبلاگ را تغيير داد و نه اثری از خود به جا گذاشت. تنها به تغيير قالب راضی شده و نوشتن يک جمله که در مطلب قبلی می بينيد.

واقعا نمی دونم اين موش و گربه بازی تا کی ادامه خواهد داشت. خدمت مريخی عزيز هم عرض کنم که به خدا من هک شدم باور کن!

کلی حرف تو دلم دارم. هم در مورد قرار وبلاگی ۱۹ اسفند، هم درباره هک شدن اين وبلاگ و خيلی چيزای ديگه اما به دو دليل نمی تونم حرف بزنم:

۱- تلفن خونه به دليل بدهی قطع شده و من الان از کافی نت آنلاين شدم. (توصيه می کنم به هيچ عنوان از اين شبکه هوشمند مخابرات برای کانکت شدن استفاده نکنيد. چون بيشتر شبکه کلاهبرداريه تا شبکه هوشمند. اينترنتش اصلا به درد نمی خوره و آخر برج فقط کلی هزينه رو دستتون می مونه). کسی adsl استفاده کرده تا حالا؟ راضی هستين؟ از خواننده های وبلاگ می خوام تجربيات خودشونو در مورد ای‌دی‌اس‌ال با بنده مطرح نمايند.
۲- روز يکشنبه ۲۸ اسفند ميرم ولايت و از اونجاييکه مونيتورم در ولايت کمی تا قسمتی سوخته عملا سيستمی برای اتصال به اينترنت و وراجی ندارم.

راستی يک فقره نامه الکترونيکی در نقد وبلاگ بنده از دوستی به نام ابوالفضل صفری به دستم رسيده که خواندنش خالی از لطف نيست:

اینجانب ابوالفضل صفری به شما مدیر احمق ونادان که شخصیت هر انسانی درظاهر او می بینید اطلاع می دهم که شما از ظاهر انسانیت مثل یک رباط هستی که فقط چشمانت خوب کار میکند ودر مغزپر از خاک اره است والبته خائن بودن وحسادت نیز از این سایت مسخره ات به خوبی قابل مشاهده است و من می بینم که چقدر آدم بی سواد وعقده ای هستی که رایس را با آن قیافه مسخره اش نمی بینی (اينجاست که بنده بايد شديدا غيرتی شوم! قيافه رايس مسخره‌س؟ اصلا تو به چه جراتی به قيافه ناموس مردم نگاه می کني؟) ولی رئیس جمهور مارا که سرشار از عطوفت ومهربانی است را به باد تمسخر می گیری واین را برادرانه به تو نصیحت می کنم که تو با این وب لاگ خود فقط داری خودت رامسخره می کنی چرا که در وجود تو چیزی بیشتر از این من نمی بینم.

و اين هم نامه الکترونيکی خانمی به اسم مينا:

تو يکي از پست ترين افرادي هستي که توي عمرم ديدم. بازي با اعتقادات و تمسخر و توهين به مقدسات مردم از نظر من بدترين کار ممکن است. اميدوارم خداوند همه رو به راه راست هدايت کنه...
 
خدمت ابوالفضل عزيز عرض کنم که اگر سری به آرشيو بزنند حتما متوجه می شوند که بنده يعنی مدير احمق و نادان اين وبلاگ مسخره که خيلی هم خائن و حسود هستم و سرم از خاک اره پرشده، به حدکافی در مورد کاندوليزا مطلب نوشته‌ام. در ضمن به همان اندازه که در مورد رئيس جمهور سرشار از مهر و عطوفت شما مطلب نوشته ام چند برابر آن هم در مورد خاتمی نوشته بودم اما بيچاره از بس مظلوم بود که کسی هوايش را نداشت.
مينای عزيز کاش می شد مصداق توهين به مقدسات رو در وبلاگم مشخص می کردی.
 
سال نو رو پيشاپيش تبريک می گم. اميدوارم سال ۸۵ برای همه سال خوبی باشه. سال ۸۴ برای من سال چندان خوبی نبود. خدا کنه سال جديد بدتر از سال قبل نشه.

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin