دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۱
به من بگيد چيکار کنم؟
تصميم گرفته بودم که ديگه با دخترها کل کل نکنم به خاطر اينکه پريسا خانم و يکی دو نفر ديگه دلخور شده بودند.تا اينکه ديدم آرميتا جان توی وبلاگش اينطوری نوشته:
ده نکته مهم برای هر کسی که با يک پسر سروکار دارد:
يک پسر مثل يک آدامس است...جويدن طولانی هر آدامسی جز بی مزه شدنش حاصلی ندارد.
يک پسر مثل يک آدامس است...هيچ وقت آدامس نيم خورد‌‌ه کسی را به دهان نگذاريد.
يک پسر مثل يک آدامس است...داشتن آدامسی که نتوانی بازش کنی با نداشتنش فرقی ندارد.
يک پسر مثل يک آدامس است...آدامس زياد مانده ارزش جويدن ندارد.
يک پسر مثل يک آدامس است...هر از چندی به دندانهايتان هم فرصت استراحت بدهيد،به هر حال آدامستان را می توانيد عوض کنيد ولی دندانهايتان را نه.
يک پسر مثل يک آدامس است...به چشيدن طعم تنها «يک» آدامس اکتفا نکنيد،آدامسها در شکلها،رنگها،قيمتها و مزه های مختلف ساخته ميشوند.
يک پسر مثل يک آدامس است...فراموش نکنيد که پايان کار هر آدامسی سطل آشغال است.پس برای هيچ آدامسی قيمت زيادی نپردازيد.
يک پسر مثل يک آدامس است...و ازدواج مثل قورت دادن آن،هيچ آدم احمقی آدامسش را قورت نمی دهد.
يک پسر مثل يک آدامس است...داشتن يک بسته آدامس هميشه بهتر از داشتن فقط يک آدامس است.
و... آخر اينکه:
يک پسر مثل يک آدامس است...حسرت آدامسی که دورش انداخته ايد نخوريد.آدامسهای خوشمزه تر هميشه پيدا می شوند.

حالا شما بگيد من با اين وضع چيکار کنم؟
********************
راستی يه چيزی!ميخوام يه دستي به سر و گوش وبلاگم بکشم.کمکم کنيد.هر ايده ای بديد استقبال می کنم.

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin