شنبه ٦ خرداد ۱۳۸٥
پاسخی به دوستان

من ایرانی هستم. زبان رسمی کشورم طبق قانون‌اساسی فارسی بوده و در ضمن معتقد به یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران می باشم. آرزوی من داشتن ایرانی آباد و آزاد است. دوست دارم همه هموطنانم با صلح و آرامش در کنار یکدیگر زندگی کنند.

 

آذربایجان سر ایران است. به گواهی تاریخ هیچ منطقه‌ای در ایران به اندازه آذربایجان دستخوش حوادث و رویدادهای تلخ و شیرین نشده است. آذربایجان در شمال‌غربی ایران واقع شده. منطقه‌ای که از قدیم‌الایام همسایگی با امپراطوری‌های بزرگ را تحمل کرده و جانانه از ایران دفاع کرده. رومیان‌باستان، یونانی‌ها، عثمانی‌ها و تزارهای روس سالها مردم این خطه را به خاک و خون کشیده‌اند. اما این مردم چون دژی مستحکم دروازه‌های ورود دشمن به ایران را بسته نگاه‌داشتند. جنگ تحملی هم آزمون دیگری بود برای ما که همسایه صدام بودیم و هر وقت دلش می‌خواست با هواپیمایش بمبی بر سرمان می‌انداخت و می‌رفت. (اینها را گفتم برای آنها که می‌پندارند ما خود را ایرانی نمی‌دانیم)

 

دوست خوبم رها در کامنتی گفته بود: اگر خواسته درس خواندن به زبان مادری منطقی باشه باید توی هر بخش از ایران یک کتاب درسی جدا چاپ کرد. ترک ها، کردها، مازندران، گیلان، سمنان، خراسان رضوی، خراسان شمالی، بلوچستان و ... مگه همه این مردم زبان مادریشون فارسیه ؟ مگه آنها به زبان مادری خود تعصب ندارند ؟ شاید شما خود را تافته جدا بافته دیدید !

رها جان ما تافته جدابافته نیستیم. آنچه گفتم حقی بود که قانون اساسی ایران برای تمام قومیتها (کردو لرو ترک و عرب و ...) ایجاد کرده. به نظر شما این غیرمنطقی است که من وقتی در کلاس اول دبستان بابا نان داد می آموزم در کنارش کتابی هم برای یادگیری زبان مادری داشته باشم؟

 

دوستی به نام شیخی پرسیده بود: اگه سوسکه، فارسی حرف می زد، صدای کسی در میومد؟

در این مورد دو نکته را باید متذکر شوم:

۱- روزنامه ایران روزنامه ای است که به زبان فارسی منتشر می شود. بنابراین وقتی زبان نشریه ای فارسی است آوردن یک کلمه ترکی (آن هم با توجه به متنی که برای کاریکاتور نوشته شده بود) غیرمنطقی و نامعقول به نظر می رسد. چه بسا اگر این روزنامه به زبان ترکی منتشر می شد و به جای آن نمنه؟ واژه چی؟ به کار می رفت توهین به فارسها تلقی مشد.

 

۲- در اینکه مانا از کشیدن چنین کاریکاتوری هیچ قصد و نیتی نداشته شکی نیست. بارها هم گفته ام که مخالف زندانی شدن مانا و توقیف ایران بوده ام. مانا چوب غفلت کسانی را خورد که سالها در مقابل تحقیر ترکها سکوت کرده بودند. طوریکه توهین به ترکها جزئی از فرهنگ مردم پایتخت نشین شده است.

 

فردی با عنوان یه دوست از مصونیت من گفته و بنده را به همکاری با وزارت اطلاعات و کشور متهم کرده. در پایان هم گفته از پرشین بلاگ برو و دیگر پارسی ننویس!

دوست خوبم حقوقی که از وزارت کشور و اطلاعات می گیرم کفاف مخارج زندگی ام را نمی دهد. کار پردرآمدتری سراغ نداری؟!!! از پرشین بلاگ هم می روم به زودی عجله نکن اما پارسی نوشتن را شرمنده ام. فعلا زبان دیگری بلد نستم. هر وقت انگلیس ام خوب شد پارسی! نمی نویسم.

  

مهدی پرسیده: اگه شما از توهین بهتون ناراحت میشید، دلیلش چیه که خودتون به فارس ها توهین میکنید؟ بالاخره خوبه یا نه؟

بنده در هیچکدام از مطالبم به احدی توهین نکرده و نخواهم کرد. توهین را – در همه انواع و به هر فرد و عقیده ای – کار افراد ضعیف و بی منطق می دانم. اگر هم در جریان اعتراضات ترکهای ایران گاهی اوقات شعارهایی توهین آمیز شنیده می شود مطمئن باشید این عده همان افرادی هستند که از جانب ملت آذربایجان هم طرد شده اند.

 

فردی با نام یه دوست سابق گفته: نادر جان ببند در این خونه شر و دعوا رو . داری عقده گشایی میکنی پسر؟

شاید زدن حرف دل در محدوده وبلاگی با حدود تنها ۲۰۰ الی ۳۰۰ مخاطب در روز – وبلاگی که افکار و عقاید شخصی نویسنده اش را نشان می دهد – عقده گشایی تلقی گردد. اما شاید من عقده ای باشم. دوست ناشناس سابق من، خودت را برای لحظاتی یک ترک فرض کن. در دانشگاه سوالی برایت پیش می آید اما جرات سوال کردن نداری. می دانی چرا؟ برای اینکه به خاطر لهجه ات مسخره می شوی. دوستانت می خندند. فکر کن به عنوان یک ترک در جمع دوستان تهرانی ات هستی. یک نفر از آنها کار احمقانه ای انجام می دهد و برای توجیه کارش - بی توجه به اینکه تو در میان آنان هستی – عملش را ترک بازی! قلمداد می کند. اینها درد نیست؟ شاید به قول شما من عقده ای هستم شاید.

 

امیرحسین از من خواسته که به مغزم فشار بیاورم. و بعد از اهوراهای ترکیه ای و آذربایجانی گفته. و اضافه کرده: تو هر کجای دنیا وقتی یه زبان به عنوان زبان رسمی کشور شناخته میشه همه ملزم به رعایت این زبان در رفتارها و گویشهای رسمی هستند. امیر حسین به خاطر داشتن هموطنانی مثل بنده ابراز شرم کرده و پرسیده: نادر می خواید با این رفتارها به کجا برید؟

امیر جان خیلی دوست دارم این اهوراهای ترکیه ای را ببینم. ممکن است آدرس بدهی؟ در ضمن اگر ممکن است به من بگو که از کدام مطلب من برداشت می شود که زبان رسمی را زیر سوال برده ام؟ راستی ببخشید که هموطن شماییم و شما را شرمگین کرده ایم. این رفتارها هم مطالبه حقوق سی میلیون انسان است.

 

جلال در وبلاگش از رواج کتابهای افرادی نظیر ناصرپورپیرار در میان دانشجویان ترک زبان گفته.
جلال عزیز، به اعتقاد من تاریخ نویسی کار خطیری است. مورخ منصف کم داریم. پورپیرار در کتابهایی نظیر پلی بر گذشته شواهدی آورده که تاریخ هخامنشیان را زیر سوال می برد. اگر بخواهیم مغرضانه به بحث بنشینیم نوشته های او را می شود قبول کرد اما عقل و منطق چیز دیگری می گوید. من پورپیرار را قبول ندارم همانطور که نوشته های احمدکسروی برای من بی ارزش است. اما وقتی به استناد نوشته های کسروی مرا آذری زبان خطاب می کنی به من حق بده که پورپیرار بخوانم.

***

آخرین خبرهای رسیده حاکی از درگیریهای شدید در اردبیل است. منابع غیرموثق تعداد زخمی‌ها را ۴۰ نفر اعلام کرده‌اند و خوشبختانه کسی کشته نشده است. ساختمان بانک‌پارسیان نیز کمی آسیب دیده‌است. همچنین در جریان درگیریهای شدید شهرستان نقده که از چهارشنبه شروع و در آخرین ساعات جمعه شب به پایان رسید حداقل ۶نفر کشته شدند. برخی منابع کشته ها را ۱۰ نفر اعلام کرده‌اند. در این درگیریها ساختمان فرمانداری و اداره ارشاد این شهر در آتش سوخت. به گزارش بی‌بی‌سی در درگیریهای مشکین شهر یک نفر کشته شده است. گزارشها از کشته شدن یک‌نفر در مرند نیز حکایت می‌کنند. موج تازه‌ای از بازداشت در شهرهای ارومیه و میاندوآب راه افتاده‌است.

در همین حال جمعی از ترکهای قشقایی نیز با صدور بیانیه‌ای از حقوق مردم آذربایجان دفاع کردند. دانشجویان ترک دانشگاه شهیدرجایی هم در اعتراض با کاریکاتور روزنامه ایران امروز تحصن کردند.

آخرین گزارشها حاکی‌است که ترکها خودشان را برای یک تجمع بزرگ در مقابل مجلس آماده می‌کنند.

تجمع بزرگ ترکهای ایران در مقابل مجس: یکشنبه ۷خرداد ساعت ۱۰ صبح

***
دیروز یعنی ۵خرداد روز تولدم بود. از همه ایمیلها و اس‌ام‌ای‌هایی که بهم زدید ممنونم. خیلی خوبه که آدم یه‌عالمه دوست خوب داشته باشه. دوستایی که روز تولد آدمو فراموش نمی‌کنن. از همه‌تون ممنونم.

آرشیو موضوعی:حوادث آذربایجان

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin