پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٥
شبی که مرده بودم!

حتما شما هم شنیده‌اید که عسل و خربزه با هم نمی‌سازند. بنده هم شنیده بودم اما دیشب عسل و خربزه را با هم خوردم. چرا؟ الان عرض می‌کنم خدمتتان:

عسل شیرینمیوه‌فروشی روبه‌روی منزل ما، خربزه‌های شیرینی می‌فروشد. بنده هم علاقه خاصی به خربزه دارم. به همین دلیل از سر کار که برمی‌گشتم یک خربزه خریدم و بلافاصله در یخچال گذاشتم تا خنک شود. در این فاصله احساس کردم کمی تا قسمتی گرسنه هستم. دوباره یخچال را باز کردم و شیشه عسل را برداشتم و تا می‌توانستم خوردم. آنقدر عسل خوردم که دلم را زد. پس به سراغ خربزه رفتم و حسابی از خجالتش درآمدم!

دو ساعت بعد بود که فهمیدم عجب اشتباهی کرده‌ام. کاری هم از دستم برنمی‌آمد. تنها می‌توانستم دست روی دست بگذارم و به انتظار مرگ بنشینم که گذاشتم و نشستم!

ساعت یک بامداد: هنوز زنده‌ام. دارم به مرگ در غربت فکر می‌کنم. اینکه آدم در یک شهر غریب، تک و تنها بمیرد ممکن است بعدها چه حرفهاییخربزه شیرین پشت سرش بگویند. دارم به این فکر می‌کنم که همسایه سمت چپی ما در شهرستان خواهد گفت این پسره در تهران آنقدر هرویین مصرف کرد که مرد. همسایه سمت راستی هم ضمن تایید حرفهای او خواهد گفت قیافه‌اش تابلو بود که معتاد شده! و احتمالا همسایه روبرویی هم خواهد گفت: من شنیدم به خاطر مسایل ناموسی کشتنش! طرف با یک زن شوهردار رابطه داشته! امان از این خربزه وعسل!

ساعت دو بامداد: دارم هایده گوش می‌دهم که از قول من می‌خواند: تو این غربتی که هستم دارم می‌میرم حالیت نیست و من کماکان منتظرم.

ساعت سه بامداد: من به انتظار مرگ نشسته‌ام. ظاهرا عزراییل در ترافیک گیر کرده. خسته شدم از این‌همه انتظار.

ساعت چهار بامداد: مرگ من روزی فرا خواهد رسید... پلکهایم سنگین شده و چشمانم بسته می‌شوند. مثل اینکه کم کم دارم می‌میرم...

حوری شیرین!هوا کمی گرم است اما این حوری‌های زیبا، گرما را هم قابل تحمل می‌کنند. یکی از حوری‌ها چشمکی زده و مرا شیفته خودش می‌سازد. عجب قد و قیافه و هیکل خوش‌تراشی. زیبایی‌اش دیوانه‌ام می‌کند. از او می‌خواهم که نزدیک‌تر بیاید. کنارم می‌نشیند. دستان لطیفش را در میان دستان خودم می‌گیرم که ناگهان صدای زنگ موبایلم بلند می‌شود:

-آقای جدیدی مگه قرار نبود امروز تشریف بیارید اداره؟ ساعت ۱۰ صبحه!

عسل هم عسل‌های قدیم، خربزه هم خربزه‌های قدیم، ولی حوری فقط حوری‌های امروزی!


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin