سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳۸٥
چگونه از دیگران لینک بگیریم؟

در روزهای اخیر بحث گدایی لینک و ایضا کامنت! تبدیل به یکی از مهمترین مسایل روز وبلاگستان شده‌است. به همین مناسبت لازم دیدم چهار گام مهم برای دریافت لینک را برای شما تشریح کنم:

الف)تملق: همیشه اولین گام، مهمترین نیز می‌باشد. در این مرحله شما باید برای تمامی بلاگرهای سرشناس ایمیل فرستاده و علاقه شدید خود را به اطلاعشان برسانید:

ای که وبلاگت قشنگ و دلرباست / شهرت وبلاگ تو بی انتهاست
پیش تو من چون مگس خوار و ذلیل/ وسعت تو از قطر تا آنگولاست

در این حالت اگر گیرنده‌های فرد مقابل قوی باشد حتما می‌فهمد که شما برای اغفال کردنش چنین ایمیلی زده‌اید بنابراین فی‌الفور اغفال شده و به شما لینک می‌دهد. اگر لینک نداد وارد گام دوم شوید.

ب)التماس: در این مرحله برای وبلاگنویس سرشناس ایمیل فرستاده و اشعاری کاملا ملتمسانه تقدیمش کنید:

بده در راه خدا لینک به ما / دل غمگین مرا شاد نما
هیت من در گرو لینک شماست / ای فدای سر بی موی شما

و البته از بیت زیر نیز می‌توانید استفاده کنید:

در راه خدا لینــــــــک بده به بنده ای دوست
لینکی که تو می‌دهی به من بس نیکوست

ج)تطمیع: اگر التماس نیز چاره‌ساز نشد بهتر است فرد مورد نظر را تطمیع کنید تا به شما لینک دهد:

تو که ناداده‌ای لینکی به بنده / کامنتی هم ندادی بهر خنده
بگو ای دلبر بالا بلندم / بهای یک عدد لینک تو چنده؟

احتمالا فرد مقابل خواهد گفت صد تومان! در این صورت بهتر است مبلغ مذکور را پرداخت کنید تا به شما لینک داده شود. در حالتی به‌جز این، بهتر است گام چهارم را اجرا کنید.

د)تهدید: وقتی تطمیع هم چاره‌ساز نشد بهتر است از سلاح تهدید استفاده کنید:

خواهی نکنم حواله‌ات شیر سماور / یا اینکه نثارت نکنم اگزوز خاور
در گوشه‌ای از بلاگ خود لینکم ده / ای بی‌پدر و برادر و مادر و خواهر!

اگر هیچکدام از مراحل فوق نتیجه نداد بهتر است وبلاگنویسی را تعطیل کرده و به کار دیگری بپردازید چون شواهد نشان می‌دهد شما استعداد بلاگر شدن ندارید. اما اگر با استفاده از این گام‌های مهم، معروف شدید بنده را فراموش نکنید و یک لینک هم به این وبلاگ بدهید (این‌هم نوعی گدایی لینک بود به نظرم!).

توضیح: سوژه این متن از مدتها پیش در ذهنم بود. از زمانی که با گروهی از دوستان تصمیم گرفته بودیم یک نشریه طنز الکترونیکی راه بیاندازیم که نتوانستیم. نوشتن این مطلب اما از بد حادثه مواجه شد با جوی که این‌روزها بر علیه کوروش ضیابری به راه افتاده است. علیرغم برخی انتقاداتی که بر کوروش دارم و ترجیح می‌دهم کاملا دوستانه و در گفتگوهای خصوصی به او بگویم نه در جایی مثل وبلاگ-برخلاف بعضی‌ها- باید بگویم که این نوشته هیچ ارتباطی با وی ندارد.

چند نکته:

۱- ظاهرا فیلترینگ پرشین‌بلاگ در بعضی جاها پابرجاست. وگرنه چه دلیلی دارد که نمودار بازدیدهاینمودار بازدیدهای بیست روزه اخیر وبلاگ من روزانه وبلاگم به زیر صفر میل کند؟ (البته بی‌محتوا بودن وبلاگ من در روزهای اخیر هم مزید بر علت شده‌است)

۲- سه سوال بسیار مهم و حیاتی! از مدیر محترم پرشین‌بلاگ داشتم اما با توجه به اینکه آقای بوترابی گاهی اوقات به این وبلاگ سر می‌زنند و کامنتی هم می‌نگارند تصمیم گرفتم سوالات را همین‌جا مطرح کنم:

سوال اول: لیست وبلاگ‌های پربیننده در صفحه اول پرشین‌بلاگ بر چه اساس و معیاری تنظیم شده‌است؟

سوال دوم: محبوب‌ترین وبلاگ با پربیننده‌ترین وبلاگ چه فرقی دارد؟ مبنای تهیه لیست محبوب‌ها چیست؟

سوال سوم: آیا وبلاگ فعال به وبلاگی اطلاق می‌شود که در هر روز چندین مطلب جدید در آن منتشر می‌شود؟ و آیا همه وبلاگهای فهرست وبلاگ برتر چنین خصوصیتی دارند؟

۳- داستان بلاگفا و فروش جنجالی‌اش نگرانم کرده است. بلاگفا بدون شیرازی برای من غیرقابل تصور است. مرتضی ناعمه که از جانب خریداران به سمت مدیر جدید بلاگفا نایل شده است سعی کرد با ارایه توضیحاتی نگرانی مرا کمتر کند. امیدوارم شیرازی هم هرچه زودتر روزه‌ی سکوت را شکسته و حرفی بزند تا حقایق روشن شود.

۴- دوپینگ تیم ملی وزنه‌برداری و البته حامدکاویانپور هم حسابی حرص مرا درآورد. به همه اینها اضافه کنید شکست پرسپولیس در فینال جام حذفی را...

آرشیو موضوعی:طنز وبلاگی

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin