چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٥
سلام کاندوليزا!

بعد از مدتها مطلبی نوشتیم که پرشین‌بلاگ پراند. ما هم لجمان گرفت و مجددا تایپش نکردیم. فعلا همین دو بیتی را از ما داشته باشید تا بعد:

نفس من بیده!!!

چقدر پاک و تمیزی کاندولیزا
برای من عزیزی کاندولیزا
اگرچه قافیه اینجا غلط شد
ولی خیلی لذیذی کاندولیزا!

*******

دوست عزیزی به اسم "يکی که می خواد با شما دوست شه" در مطلب قبلی کامنت گذاشته به این مضمون: 

"آقای نادر اگه آدم بخواد با شما دوست بشه بايد از چند تا خان بگذره؟ چه پروسه احتمالی رو بايد طی کرد؟ می شه در پست بعدی توضيح بدين؟"

در جواب این دوست محترم باید عرض کنم که بنده در دوستی معتقد به اصل "دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان‌حالی و درماندگی" هستم. اگر شما پسر باشید که برای گرفتن دستتان در درماندگی و پریشان‌حالی مشکلی وجود ندارد. اما اگر از جامعه نسوان مملکت هستید باید عرض کنم که گرفتن دستتان کمی ایراد شرعی دارد. البته می‌توان از طریق واسطه‌هایی همچون دستکش، دستمال و... این مشکل بزرگ را حل کرد.

به همه خوانندگان این وبلاگ هم توصیه می‌کنم قبل از گرفتن دست دوستانشان، دستان خود را با مایع دستشویی گلرنگ بشویند که هم خوشبو می‌کند، هم تمیز می‌کند و البته لطافت دست را هم از بین نمی‌برد! (این پاراگراف آخر وبلاگم کمی شبیه سریال لوس باغ مظفر شد!)


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin