یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸۱
سلامی دوباره
1-بالاخره قالب وبلاگ رو عوض کردم.البته فرصت طراحی قالب جديدی رو نداشتم.بنابراين از قالبهای پرشين بلگ استفاده کردم.
2-مژگان بانو و مجهول بالاخره مستقل شدند.
3تفنگدارهای عزيز مواظب باشند.دکتر حياتی با کسی شوخی نداره.
4-انگار همه قالب عوض کرده اند.آخرين نمونه قالبهای رنگين کمان و ققنوس بود.
5-دوست خوبم ليلی به من خبر داد که احسان وبلاگشو تعطيل نکرده بلکه ...
۶-اگه خواستين به وبلاگ فضيل عياض!هم سر بزنيد.
۷-چرت و پرتهای زير رو به عنوان شعر نوشتم.اميدوارم خوشتون بياد:

جوانی باسواد و با کلاسم
قشنگ و نازنين و خوش لباسم
گهی در توکيو هستم گه تورنتو
گهی تگزاس وگه درلاس وگاسم
رفيق کوندرا و يار نيچه
زمانی هم خودم گونتر گراسم
به هر جا عده ای عاقل نشينند
يقينا بنده هم آنجا پلاسم
از آنجايی که در سر عقل بايد
کمی تا قسمتی هم بنده طاسم
اگر چه نسبتی با «شين»*ندارم
ولی از عاشقان اختلاسم
گهی من چپ زمانی راست هستم
گهی از موتلف گاهی ز«ياسم»**
زمانی ساکنم در کنج عزلت
زمانی با همه من در تماسم
ميان شاعران خوب دوران
هميشه سرفراز و سرشناسم
***
مکن باور اراجيفی که گفتم
به جان تو جوانی آس و پاسم
دمادم در تلاش و جنب و جوشم
وليکن در کف يک اسکناسم
تمام دلخوشيهای من اين است
که در چت با رفيقانم بلاسم.


***
*«شين»=شهرام جزايری
**«ياس»=حزب مشارکت!!
**********
نميدونم اصلا فهميدين اين شعر چی می خواد بگه؟من يکی به عنوان شاعراين شعرهيچی نفهميدم!!!

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin