جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦
در باب انتخابات و غیره

اهمیت انتخابات بر هیچکس پوشیده نیست. به همین دلیل است که شاعر می‌فرماید:

میون این همه خوشگل کی رو انتخاب کنم؟ / به کدوم بگم آره کدومی رو جواب کنم؟

البته در کشور ما شورای محترم نگهبان از سر دلسوزی و کمک به آحاد ملت غیور، زشت‌ها را از صافی می‌گذراند تا انتخاب مشکل نشود.

واسه مجلس شما
واسه مجلس شما کاندیداها اومدن
همه‌شون با پوستر و عکسای زیبا اومدن

اون یکی موتلفه از توی بازار اومده
این یکی علافه و از بس‌که بیکار اومده

شما بگین، شما بگین
توی این کاندیداها
کی می‌شه وکیل ایشالا؟

یکی‌شون آخونده و یکی دیگه شون پرفسوره
اون یکی شیش دوره مجلس بوده اما دکوره
یکی از کارگزاران اون یکی از مشارکت
این یکی رایحه خوب و خوش خدمت داره

یکی‌شون خیلی خوبه
یکی‌شون خیلی خوبه همگی بگید ماشالا - ماشالا
خدا قسمت بکنه
خدا قسمت بکنه وکیل بشید ایشالا - ایشالا

نماینده باید پدرسوخته باشه
کیسه‌شو از قبل دوخته باشه
بعد از چهار سال نمایندگی
دو سه میلیاردی اندوخته باشه

+ از این‌که دو ماه سنگر وبلاگنویسی را ترک کردم تا میلیاردها انسان از نوشته‌های زیبای بنده محروم شوند متاسفم و احساس گناه می‌کنم. آخر سال که نزدیک می‌شود ماموریت‌های کاری بر سرم آوار می‌شود و مجال هبچ کاری نمی ماند. اواسط بهمن ماه برای یک ماموریت کاری چند روزی رفته بودم خوزستان و این هم سوغاتی بنده از خرم‌شهر:

 


+ شیخ محمود فرجامی، مدتها پیش نوشته‌بود که طنز هوو نمی‌پذیرد. باید بگویم این مطلب در مورد کسانی که کار مالی می‌کنند بیشتر صحت دارد. خوشبختانه در کشوری زندگی می‌کنیم که بهشت طنزنویسان است و سوژه برای نوشتن بسیار اما افسوس که من به‌ خاطر شغلم که صیقل دادن چرخ‌های اقتصادی کشور است! نمی‌توانم فرصت و تمرکز کافی برای نوشتن داشته باشم  و به همین دلیل هیچ‌گاه در عرصه طنز موفق نخواهم شد. همه این‌ها را نوشتم که به خاطر بدقولی که به محمود عزیز کردم عذرخواهی کنم. هرچند این بدقولی باعث نوشتن مقاله خوبی شد که به زودی در همین وبلاگ منتشر خواهم شد.

+ این نسخه جدید پرشین‌بلاگ کشت منو!

+ می‌روم که مشت خودم را بر دهان استکبار بکوبم و در پای صندوق‌های دشمن‌شکن انتخابات حاضر شوم. امری نیست؟ پس با اجازه


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin