سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٧
نامه رئیس‌جمهور شلخته به مارادونا!

ای نامه که می روی به سویش / از جانب من ببوس رویش

برادر ارزشی و دوست ورزشی جناب آقای مارادونا
ضمن تبریک سال نو خدمت شما و خانواده محترمتان باری اگر از احوالات ما جویا می‌باشی ملالی نیست جز غم دوری‌تان که امیدوارم به زودی زود برطرف شود. چه خبرها؟ چه می‌کنی؟ اوضاع بر وفق مراد است؟ خیلی دوست دارم به کشور شما هم بیایم اما افسوس آن رئیس‌جمهور نامرد شما یک‌بار هم دعوت نمی‌کند. آدم به این خسیسی نوبر می‌باشد والله!

حالا که بنده را به کشور شما راه نمی‌دهند شما به کشور ما بیا. قول می‌دهم بد نگذرد. ما تصمیم داریم اینجا در بین معتادان شربت تریاک توزیع کنیم. اگر تو بیایی سهمیه بیشتری به تو اختصاص می‌دهم. تازه کجایش را دیده‌ای؟ دستگاه خودپرداز سرنگ می‌خواهیم بگذاریم.

دیه‌گوی عزیز آیا می‌دانی ما چند شباهت عمده با هم داریم؟ شنیده‌ام تو از خبرنگار جماعت خوشت نمی‌آید و چندبار به آنها شلیک کرده‌ای. نمی‌دانی از دست این خبرنگاران چه می‌کشم. بعضی اوقات بدجوری موی دماغ آدم می‌شوند. آخر کسی نیست به آنها بگوید به شما چه که تورم داریم یا سخنگوی ما چند شغله است؟ اگر بیایی دو نفری همه این خبرنگاران را می‌کشیم تا هم تفریحی کرده باشیم و هم از شرشان خلاص شویم.

یک تشابه دیگر ما این است که هر دو با کمک دست خدا معروف شدیم. تو با دست خدا به انگلیس گل زدی و من هم با دست خدا رئیس جمهور شدم. چند سال پیش ننه ما به خواب هم نمی‌دید که من رئیس جمهور یک مملکت شوم.

تشابه سوم ما این است که هر دو فوتبالیست هستیم. یادش بخیر در اردوی تیم ملی قبل از جام جهانی از روی نقطه پنالتی چه گلهایی زدم.

مارادونای عزیزم خیلی دوست دارم تو به ایران بیایی تا من یک عکس یادگاری با تو بگیرم. البته مشاوران بنده می‌گویند با کمک جادوی فتوشاپ می‌شود کاری کرد اما من دلم می‌خواهد شما خودتان در کنارم باشید. از وقتی که این نیما اکبرپور نامرد، عکس خودش و علی دایی را در وبلاگ خود گذاشته است بدجوری دلم می‌خواهد با رو کردن یک عکس آس، حالش را اخذ کنم.

راستی دخترانت چه می‌کنند؟ هنوز که به خانه شوور نرفته‌اند؟ این ننه ما هم هر روز اصرار می‌کند که زود باش زن بگیر! اما من هنوز نیمه گمشده خویش را نیافته‌ام. شاید نیمه گمشده من در دور دست‌ها و آن سوی دنیا باشد. نظر شما چیست؟

این‌بار که خواستم در سفرهای استانی سری به کشور دوست و برادر ونزوئلا بزنم حتما سفارش شما را به برادر چاوز خواهم نمود تا جنس‌های مرغوبش را با تخفیف ویژه به شما بفروشد.

مارادونای عزیز، دیگر بیش از این مزاحم نمی‌شوم. سلام مرا به دختران گلت برسان و از جانب من آنها را ببوس.

مرکب در قلم مانند آب است / خجالت می‌کشم خطم خراب است

با تشکر: رئیس جمهور شلخته

**********

سال نو رو با تاخیر خدمت همه خوانندگان این وبلاگ تبریک می‌گم. امیدوارم سال جدید سال خوبی برای همه باشه. امبدوارم منم امسال تنبلی رو کنار بزارم و حضور فعال‌تری در سنگر! وبلاگنویسی داشته باشم.


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin