
این چهره برجسته! در 5خرداد سال 1359 در خطه آذربایجان متولد گردید! در سال 78 قدم به پایتخت گذاشت و دیگر برنداشت! نامبرده دارای لیسانس حسابداری، کارمند دولت بوده و نیز از طرفداران نظریه پرسپولیس سرور استقلال است می باشد.
+
پروندههای وبلاگشهر(۸)
+
حوادث آذربایجان(٧)
+
شعر طنز(٥)
+
وبلاگ و وبلاگستان(۳)
+
حکایات شیخ شلخته(٢)
+
طنز وبلاگی(٢)
+
داستان طنز(٢)
+
مصاحبههای شلخته(٢)
+
طنز مناسبتی(٢)
+
درگذشتگان(۱)
+
طنز مناسبتی(۱)
+
برای دلم(۱)
+
طنزپردازان آذربایجان(۱)
+
شلخته و ترانه!(۱)
+
شعر طنز(۱)
+
انتخابات(۱)
+
شب یلدا(۱)
+
قرارهای وبلاگی(۱)
+
اسفند ۸۸
+
آبان ۸۸
+
تیر ۸۸
+
خرداد ۸۸
+
فروردین ۸۸
+
بهمن ۸٧
+
آذر ۸٧
+
مهر ۸٧
+
شهریور ۸٧
+
تیر ۸٧
+
خرداد ۸٧
+
اردیبهشت ۸٧
+
فروردین ۸٧
+
اسفند ۸٦
+
دی ۸٦
+
آذر ۸٦
+
آبان ۸٦
+
مهر ۸٦
+
شهریور ۸٦
+
امرداد ۸٦
+
تیر ۸٦
+
خرداد ۸٦
+
اردیبهشت ۸٦
+
فروردین ۸٦
+
بهمن ۸٥
+
دی ۸٥
+
آبان ۸٥
+
مهر ۸٥
+
شهریور ۸٥
+
امرداد ۸٥
+
تیر ۸٥
+
خرداد ۸٥
+
اردیبهشت ۸٥
+
فروردین ۸٥
+
اسفند ۸٤
+
بهمن ۸٤
+
دی ۸٤
+
آذر ۸٤
+
آبان ۸٤
+
مهر ۸٤
+
شهریور ۸٤
+
امرداد ۸٤
+
تیر ۸٤
+
خرداد ۸٤
+
اردیبهشت ۸٤
+
فروردین ۸٤
+
بهمن ۸۳
+
آذر ۸۳
+
آبان ۸۳
+
مهر ۸۳
+
شهریور ۸۳
+
امرداد ۸۳
+
تیر ۸۳
+
خرداد ۸۳
+
اردیبهشت ۸۳
+
فروردین ۸۳
+
اسفند ۸٢
+
بهمن ۸٢
+
دی ۸٢
+
آذر ۸٢
+
آبان ۸٢
+
مهر ۸٢
+
شهریور ۸٢
+
امرداد ۸٢
+
تیر ۸٢
+
خرداد ۸٢
+
اردیبهشت ۸٢
+
فروردین ۸٢
+
اسفند ۸۱
+
بهمن ۸۱
+
دی ۸۱
+
آذر ۸۱
+
آبان ۸۱
+
مهر ۸۱
+
شهریور ۸۱
تاریخ ادبیات آذربایجان، همچون تاریخ سیاسی آن، مملو از افرادی است که همگام با ملت برای تحقق آزادی تلاش کرده و منافع کشور و مردم خود را بر منافع شخصی ارجح دانسته و در این راه از هیچگونه تلاشی فروگذار نکردهاند. میرزا علیاکبر طاهرزاده ملقب به صابر، یکی از همین مبارزان بیادعاست.
میرزا علیاکبر طاهرزاده (صابر) در روز ٣٠ می سال ١٨۶٢ میلادی در شهر شماخی متولد شد. پدرش بقالی کوچکی داشت و به خاطر اعتقادات مذهبی، میخواست صابر را در قامت یک روحانی ببیند. به همین دلیل در هشت سالگی او را به مکتب فرستاد. صابر تا دوازده سالگی در مکتب بود تا اینکه بعدها در مدرسه دولتی باکو که توسط شاعر مشهور آن دوران، سیدعظیم شیروانی افتتاح شده بود شروع به تحصیل علوم جدید کرد. در این مدرسه بود که او به استعداد شاعریاش پی برد و با کمک سیدعظیم، به خواندن و ترجمه اشعار فارسی پرداخت. اما مدتی بعد پدرش او را از ادامه تحصیل منع کرده و وادار به کار در مغازه نمود. پدر صابر او را به خاطر علاقه ای که به درس و شاعری داشت سرزنش کرده و حتی یک بار دفتر اشعارش را پاره می کند.
صابر در سال ١٨٨۵ به آسیای میانه سفر کرد و از آنجا به ایران آمد. در سال ١٨٨٧ با دختر یکی از اقوامش ازدواج کرد و در عرض پانزده سال صاحب هشت فرزند دختر و یک فرزند پسر شد. تامین مخارج چنین خانواده پرجمعیتی برای صابر سخت میشود و او ناچار به شغل صابونپزی میپردازد. هرچند این شاعر، سختیهای زیادی در زندگی متحمل میشود اما از لحاظ مادی و معنوی در حق خانواده خود فداکاریهای زیادی انجام میدهد. او دوست دارد همسر و دخترش هم باسواد باشند به همین دلیل به آنها خواندن و نوشتن یاد میدهد. دخترش سریه بعدها در خاطراتش از خوبیها و فداکاریهای پدرش زیاد مینویسد.
در اوایل قرن بیستم، اشعار صابر به مطبوعات آن زمان راه مییابد. در سال ١٩٠٣، نخستین شعرش در مجله روس شرقی منتشر میشود و مدتی بعد هم اشعارش را به مجله حیات ارسال میکند. در سال ١٩٠۶، او روزنامه ملانصرالدین را موافق با عقاید خود میبیند و شاعر فعال و دوست داشتنی این نشریه موفق میشود.
از آن زمان بود که دوستی بینظیری بین جلیل محمدقلیزاده و صابر شروع شد. هر دو هنرمند، به دفاع از حقوق کارگران و قشر محروم جامعه در مقابل حاکمان دولتی و عالمان دینی پرداختند. صابر به همان اندازه که محبوب ملت بود و دوستان زیادی پیدا کرد، مورد خشم و غضب نیز قرار گرفت و حتی برخی روحانیون فتوای قتل او را صادر کردند.
از سال ١٩٠٧ به بعد بود که صابر صابونپزی را کنار نهاده و به فعالیتهای فرهنگی و مطبوعاتی پرداخت. او پس از اخذ دیپلم در تفلیس، به باکو رفته و با روزنامه زنبور همکاری میکند. در سال ١٩١٠ همکاری اش را با نشریات گونش و حقیقت آغاز مینماید. مجله گونش، صفحه طنزی به نام پالاندوز منتشر میکند که آثار صابر در این صفحه، با نامهای نیزهدار و جوالدوز، مورد استقبال قرار میگیرد. همکاری او با ملانصرالدین هم در این سالها همچنان ادامه دارد.
این شاعر بزرگ در اواخر سال ١٩١٠ به بیماری ورم کبد مبتلا شده و به شماخی بر میگردد. در سال ١٩١١ برای معالجه بیماری به تفلیس میرود. اما درمان ها کارگر نبوده و او در همان سال چشم از جهان فرو میبندد. صابر را در قبرستان هفت گنبد شماخی به خاک سپردهاند. اشعار صابر یک سال پس از درگذشتاش تحت عنوان "هوپ هوپ نامه" منتشر و مورد استقبال زیادی قرار گرفت
به زودی در این مکان گوگل ریدر نصب می شود!