دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۱
شوخی با دوستان(۳)
۱-سلام.من مدتی هست که خيلی سرحالم و مدام دوست دارم سربه سر ديگران بگذارم.
۲-ظاهرا عکسهای قرار پارک ملت به دست همه رسيده به جز من.از عموم ملت ايران که اين عکسها را ار اختيار دارند درخواست می شود هر چه سريعتر بنده را از نگرانی در آورده و عکسها را ارسال نمايند.
۳-توی وبلاگ دخترمشرقی عکسای جالبی ديدم.سر بزنيد.
۴-امروز نوبت
ستاره هاست که سربه سرشون بگذارم.
****
وبلاگ ستاره ها:
دو ستاره بودند يکی خدمت فالگيرکردی و آن ديگری عازم کافی شاپ شد.آن ستاره که سوی فالگير ميرفت روزی ستاره ديگر را گفت:توچرا سوی فالگير نروی که فالگير مرا وعده شوهر داده است.
ستاره کافی شاپ گفت:مرا آن به که به حساب ديگران کافی شاپ روم وتا می توانم بخورم که قدما گفته اند:
به دست خويش پول دادن به فالگير
نمی سازد رها بختت ز زنجير

خوشا آندم که باپول پسرها
خوری سان شاين وکاپوچينووشير
*****
در مورد ستاره ها بايد بگم که ۲تا دختر شيطون و شاد،متولدسال(بدون ذکرسال)،رشته تحصيلی(بدون ذکر رشته)،و محل کارشون(بدون ذکر محل) هست.(چقدر اين نوشته هام شبيه گزارش حادثه کوی دانشگاه شد!!!)
توجه:ااطلاعات فوق بنا به درخواست خود ستاره ها سانسور شد.
*****
اگه از حکايتی که نوشتم سر در نياوردين حتما به وبلاگ ستاره ها سر بزنين.

*****
راستی ۵شنبه اگه ميخواين بياين کوه به پسرايرونی سر بزنين.اميدوارم کوه ببينمتون.

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin