پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۱
سال نو مبارک
دوستان سال نو رو خدمت همه شما تبريک عرض ميکنم.


شعری که امروز نوشتم از اشعار دوست عزيزم جناب مجهول هست که برای بنده ارسال کرده و من هم با کسب اجازه از ايشون در اينجا اين شعر رو درج ميکنم.اين شعر در پاسخ به یکی از اشعار بنده ودر همنوایی با آن سروده شده است:

آنكه در هر مجلسـى غوغا و بلوا مى كند
مـوجبات مرگ خود را خود مهـيا مى كند

آنكه در هر تار مويش يك رگى از بيرگى است
از عدالت دم زند هى قال و غوغا مى كند

آنكه در هر منطقى، بى منطقى كرده به پا
بى سر و بى پا شده،هى داد و دعوا مى كند

آنكه هر كاه سـخـيفى مى كـند كوه سـترگ
كردهء نيك تو را فـعل زليخا مى كند

آنكه در هـر صـحبتى تقـبيح زنها مى كند
چون برون زاينجا رود، تشويق آنها مى كند

آنكه در افكار خود، خود را خدا داند، خدا!
در خيالش يوســف ما را يهـودا مى كند

آنكه عقـلش در ميان خـط عـارض گم شـده
از سـر ديوانگى هى نقـل تقـوا مى كند

آنكه نامش را نگفتم من ز ترس جان خويش،
نام او را هر كسى زين شعر پيدا مى كند
****
چند نکته:

۱-ما دلمون لک زده بود واسه ديدن بچه های وبلاگ نويس.آخر ضد حاله که در عرض ۴ روز ۳تا قرار وبلاگی دعوت بشی اما چون مسافرت هستی نتونی تو هيچکدوم شرکت کنی.خلاصه قسمت نشد.از دوستان عزيزم که منو دعوت کرده بودن تشکر ميکنم.اميدوارم بعد از عيد دوباره خدمت اين عزيزان برسم.

۲-ظاهرا عده ای از دوستان ما بار سفر بسته و آماده مسافرت هستند.ستاره۲ عزيز،مژگان بانوی محترم و مهسا خانم هميشه بهار جزو اين عده هستند.

۳-سال نو داره از راه ميرسه.من عيد نوروز رو پيشاپيش به همه شما تبريک ميگم واميدوارم سال پرباری داشته باشيد

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin