یکشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٢
شعری از خودم!!!

چند نکته:

۱-اولين جلسه وبلاگ نويسان برای تشکيل يک NGOفعال،در جهت دفاع از حقوقشان،روز جمعه  برگزارشد.حاضرين در جلسه بيشتر به ارايه نظرات و پيشنهادات خود در مورد چگونگی تهيه پيش نويس اساسنامه پرداختند.

۲-اخيرا دوست عزيزم فرهاد،برای اطلاع رسانی در مورد آخرين اخبار وبلاگی،سايتی به نام وبلاگشهر راه اندازی کرده است.بنده هم از روز چهار شنبه رسما به جمع نويسندگان سايت مذکور اضافه شدم.در صورتيکه به خبر يا مطلب جالبی در وبلاگها برخورديد به من اطلاع دهيد.

۳-سرويس جديدی برای وبلاگ نويسی ايجاد شد.برای ثبت وبلاگ خود در اين سرويس اينجا را کليک کنيد.

****

پوزش رييس جمهور شلخته از دارچين:

جناب آقای دارچين دامت افاضاته،

با سلام خدمت شما،اينجانب شلخته ضمن عرض پوزش از محضر تمام جگرکيهای دنيا،استعفای شما را از اين سمت می پذيرم.هر چند اطمينان داشتم حضور شما در پست رياست اتحاديه جگرکيها،می توانست منشا خير برای اين صنف باشد.

از آنجاييکه شما تجارب ارزشمندی در هيات دولت ما داريد ضمن پذيرش استعفای شما از مقام قبلی،شما را به سمت رياست شورايعالی انفورماتيک منصوب می نمايم.

                                    شلخته ۲/۶/۸۲

****

شعری زيبا از استاد شلخته:(با اجازه مولانا)

ديـــــــــــــــــد نادر دختری را توی راه          کو همی گفت:ای خدا و ای اله

شوهری خواهم که باشد همچو گل          مهربان و ناز و قـــدری هم تپل!!!

تا شود او محرم اســـــــــــــــــرار من          همدم و يار من و دلــــــــــدار من

هــــــــر سحر او را فرستم سوی کار          ميپزم در خانه اش شـام و نهــار

چون که شـــد خسته بمالم پايکش          تا بخندد ميشوم من دلقکــــــش

مادر او هم شـــــــــــــود چون مادرم          مادرش را می کنم تاج ســــــــرم

آورم بهرش جـــــــــهازی بی شمار!!          مهر من باشد فقط يکصـــد دلار!!!

بخت مــــن پس کی خدا وا ميشود؟          شــوهری اينگــــونه پيدا ميشود؟

چــــــــونکه نادر اين سخنها را شنيد          درخيالش نقشـــه بکری کشيد!!!

رو به دختر کرد و گفتش:الســــــــلام          دارم از سوی خدايت من پيـــــــام

حق تعالی گفته آيم ســــــــــــوی تو          تو زن من باشی و من شوی تو!!!

و اين داستان ادامه دارد...


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin