پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٢
ازدواج پیرمردان!!!

چند روز پیش تو وبلاگ زهرا خوندم که نوشته بود:

* میدونین مناسب ترین سن ازدواج برای پسرا چیه؟ بله! ۸۵ سال!!!
آخه نمیدونین که!دیشب با بابام و داداشم تیمور حرف زدم، ۲ تائیشون این خبر فرخنده رو به من دادن که بابابزرگ زن میخواد و میخواد یه خانومه ای رو صیغه کنه!!!

حالا این نوشته زهرا خانوم سوژه ای شد برای حکایتی دیگر از شیخ شلخته!!!

حکایتی از کتاب اسرارالتخته فی مقامات شیخ شلخته:

پیرمردی ۸۰ساله نزد شیخ آمد و گفت:یا شیخ!دیریست که درد پیری و تنهایی مرا از پای درآورده و رمق از من گرفته.دوای درد چیست؟

شیخ ما گفت:ای پیرمرد،تو را چاره کار در آن است که با دختری جوان ازدواج نمایی.

پیرمرد خندیدی و از محضر شیخ خارج شد.

جمعی از مریدان آنجا بودند.آنان متحیر مانده و از شیخ پرسیدند:ای بزرگوار،نیک میدانی که این پیرمرد یک پایش لب گور است و پای دیگرش داخل گور!!!او را نه یارای معاشقه باشد و نه تاب مجادله!!!

شیخ ما گفت:در سخنم ۲حکمت بود که هیچیک نفهمیدید.

گفتند:آن ۲حکمت چیست؟

شیخ ما گفت:حکمت اول آنکه چون زنی جوان بگیرد از دو حال خارج نیست‌‌؛یا از فرمان زن اطاعت میکند یا سرپیچی!چون سرپیچی کند مستحق ملاقه و لنگه کفش است که نیک می دانید اینگونه اشیاء در افزایش مقاومت بدن و شادابی آن نقشی بسیار دارد.و اگر مطیع باشد باید سحرخیز بوده و از صبح تا شب مشغول رفت و روب خانه گردد که آن هم نوعی ورزش است و قدما در فواید ورزش بسیار گفته اند!!!حکمت دوم آنکه او را از آنجهت گفتم با دختری جوان ازدواج نماید که شنیدم رییس سازمان ملی جوانان و سایر مسولان مملکتی را دغدغه آنست که تعداد دختران بیش از پسرهاست.پس برای اینکه بخت دختری جوان گشوده شود و فرصتی برای ازدواج یابد آن سخن بر زبان راندم!!!

مریدان،ذکاوت و توانایی شیخ را بسیار ستودند

پیرمـــــرد از چه در خانه تنهایی؟          گر بگیری زنی به وجـــــد می آیی!!

قامت تو که ایــن چنین زار است          می شود بهتر از هیکل علی دایی!!

چونکه زن می نوازد تو را هـر دم          گه به چوب و گـــــهی به دمپایی

****

چند نکته:

امروز چند نکته نداریم با اینکه خیلی چیزا باید بگم.پس تا نوشته بعدی خداحافظ!

آرشیو موضوعی:حکایات شیخ شلخته

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin