شنبه ۳ آبان ۱۳۸٢
شلخته خودکشی می کند!!!

زنگ تلفن رشته افکارم را گسست!!!پدرم از شهرستان تماس گرفته بود.آنچه می خوانيد مکالمه تلفنی من با آقای پدر می باشد:


پدر:سلام پسرم.خوبی؟


من:مرسی خوبم.شما خوبيد؟


پدر:ما هم خوبيم.فقط...فقط يه اتفاق افتاده که بايد سعی کنی خونسردی خودتو حفظ کنی.


من:زبونم لال کسی مرحوم شده؟           پدر:نه!


من:زبونم لال کسی تصادف کرده؟          پدر:نه!


من:زبونم لال دزد به خونه کسی زده؟          پدر:نه!


من:پس چی شده زود بگو که نگران شدم.


پدر:راستش دختر همسايه شوهر کرده!!!فقط پسرم مواظب باش بلايی سر خودت نياری!ميدونم که عاشقش بودی!ميدونم که دوستش داشتی،ولی دلبندم زندگی زيباست.به آسمونها فکر کن. به ستاره ها!!!به دريا...


من:چشم پدر عزيزم.حتما.


پس از مکالمه فوق و با عنايت به اينکه انسان عاقل در فراق يار بايد خودکشی کند!!!روشهای زير را برای خودکشی مورد بررسی قرار دادم:


۱-سقوط ازبرج ميلاد:اين روش مطمئن ترين راه برای مردن است.منتها در گفتگويی که با تنی چند از سقوط کنندگان از برج ميلاد داشتم!عنوان کردند که از مرگ خود به اين روش ناراضی هستند.چون در همان اواسط راه و در حاليکه لذت برخورد با زمين را نچشيده اند از ترس قالب تهی ميکنند.


۲-خوردن داروی نظافت:اين روش به قدری جوات شده که کمتر کسی به سراغش ميرود.کلاسش کمی پايين ميباشد!!!


۳-اصابت جسم سخت به جمجمه و يا بالعکس:دوست ندارم پس از مرگم عده ای را به جرم برخورد جمجمه ام به جسم سخت محاکمه کنند.


۴-غرق شدن در آب:با توجه به اينکه لازمه اينکار،رفتن به زير آب است،و من از زيرآبی رفتن و زيرآب زدن متنفر ميباشم!!!لذا اين روش مورد تاييد نيست.


۵-مرگ با جريان الکتريسيته:چون مخترع برق آمريکايی بود و من اساسا با آمريکای جهانخوار مشکل دارم لذا خودکشی با برق را کار عوامل غربزده،فريب خورده و مزدور ميدانم و به شدت محاکمه می نمايم(تکبيييييير!!!)


۶-بستن نارنجک به کمر و رفتن به زير تانک:ممکن است پس از کشف جعبه سياه بنده و شنيدن عبارت«حاجی هل نده!!!» عده ای اصالت عشق مرا زير سوال ببرند.لذا اين روش نيز مقبول نيست.


۷-تزريق هوا با سرنگ:چنانچه با اين روش خودکشی کنم عده ای خواهند گفت فلانی معتاد بوده و در حين تزريق مواد به درک واصل شده.و به اين ترتيب صداقت من در عشق،خدشه دار خواهد شد.


۸-حلق آويز شدن:با توجه به اينکه من به استفاده از جنس خارجی اعتقاد ندارم و طنابهای داخلی نيز از استحکام کافی برخوردار نيستند،روش مذکور مناسب نيست.


۹-خودکشی با چاقو:از آنجاييکه من دوست ندارم بعد از مرگ،پشت سرم عده ای حرف درآورده و بگويند فلانی چاقو کش بود،لذا اين شيوه نيز تصويب نشد!!!!


اين قطعه را به سبک داش آکل صادق هدايت بخوانيد:آه دختر همسايه!!!عشق تو مرا کشت!!!


اينهمه ميگن آزادی آزادی!!!آخه اين چه آزادييه که من نميتونم با روش دلخواه خودم خودکشی کنم؟اينم شد مملکت؟


راستی منکه اينهمه نمک ميريزم خيلی با نمکم نه؟؟؟قربون خودم برم الهی!!!


*****


چند نکته:


۱-خيلی خوشحالم که سوء تفاهمات ايجاد شده در حال رفع شدنه!


۲-ممنونم از سالک عزيز و همينطور از فرهاد اصغرزاده که فرصتی دادند تا از طريق جارچی و وبلاگشهر نوشته ام در مورد انجمن را  در سطح گسترده تری منتشر کنم.همچنين ممنونم از شيندخت گرامی،آقا فريد،زهره خانوم،بهمن نازنين،محمد،شاه شهرقصه هاو ساير دوستانی که به اين نوشته لينک دادند.


۳-ظاهرا اين آبکشيهای محترم هم فهميدن که ما عشق مصاحبه داريم.اگه جايزه نوبل مال من ميشد دقيقا همون کاری رو ميکردم که آبکش بهم پيشنهاد داده!!!


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin