پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٢
والنتاين و شلخته

حکايتی از کتاب اسرارالتخته فی مقامات شيخ شلخته:

شيخ ما در راهی ميرفت.دختری ديد به غايت نيکورو که چهره اش رشک آفتاب بود و چشمانش پياله های شراب.اين شکوه و زيبايی عقل شيخ زايل کرد و قلبش مايل.چنانکه جلودار دل ديوانه اش نگشت و نزد آن دختر شد.با دلی عاشق و کلامی صادق رو به دختر کرده و فرمود:«شب شده پر ستاره   چشمک بزن دوباره   بيا با هم برقصيم   دختر آتيش پاره!!!» و سپس گفت:«چی صدا کنم تو رو   تو که از گل بهتری!» و در ادامه افزود:«کاشکی ميون خوشگلا تاج سرم تو باشی   دلم ميخواد ای خوشگله دوست دخترم(۱) تو باشی!!».  

دختر که انتظار چنين برخوردی از شيخ نداشت خطاب به وی گفت:«واه واه!! چه حرفا.خجالت بکش خرس گنده!اين حرفا از تو بعيده!!برو گمشو»

روزها گذشت و والنتاين فرا رسيد.پستچی بسته زيبايی برای دخترک آورد.دخترک چون بسته بگشود خرس زيبايی در آن ديد.پس خرس را به شدت در آغوش گرفته،نوازشش نموده و بوسه بر اندامش زد.به ناگاه صدايی از  خرس آمد.چون گوش فرا داد شنيد که خرس با صدای آشنايی ميگويد:

من آن خرسم که روزی گنده بودم   به دور از عشق رويت مرده بودم

چـــو گفتم جان من باشد فــــدايت   مـرا بيـــرون نمــودی از ســرايت

کنون آغوش گـــرمت آدمم کــرد!!!   به يک بوسه جـدا شد از تنم درد.

ای فرزند!!!اين حکايت بدان سبب گفتم که اگر دختری در خيابان تو را «خرس گنده» خطاب کرد بدانی که سرنوشت درخشانی در انتظار توست

(۱)اين حکايت از جمله حکاياتی است که منسوب به شيخ ميباشد.با توجه به حجب و حيايی که در شيخ سراغ داريم بعيد است که وی در مکالمه با دختری وی را خوشگله و... خطاب نموده و از واژگان قبيحی چون برقصيم،چشمک بزن و دوست دخترم باش استفاده نمايد.ظاهرا عوامل استکباری و دشمنان قسم خورده شيخ برای تخريب چهره وی به تحريف کتاب اسرارالتخته فی مقامات شيخ شلخته دست زده اند

عده ای اعتقاد دارند شيخ شلخته به شدت مبتلای عشق بوده است.خود شيخ در اين زمينه ميفرمايد:

الا يــــــــــــــــــا ايهالســــــــاقی ادر کاسا و ناولها    کــه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

بـــــــــــديدم بر سر کوچه شدم مجنون آن زلفش    چو ديدم من ز نزديکش ربود از من بسی دلها

به دنبالش همــــــــــی رفتم که يابم کوی يارم را    گرفتند بنــــــــــده را در بر،زدند يک عده غافلها

بــــــــــرفتم خواستگاری تا بدست آرم مه خود را    طلب کرد مادر دختــــــــر زمن ماشين و منزلها

به دست خود چرا خود را کنی مسکين و بيچاره    نباشــــــــــــد زن گرفتن در رسوم و راه عاقلها!

از شعر فوق نتيجه ميگيريم که شيخ ما نيز اندک زمانی عاشق بوده و در حلقه عشاق نيز وارد شده است

****

و اما روز عشاق فرا رسیده است.در باب عشق و عاشقی،حکيم استاد جواد يساری ميفرمايد:

دنيا به نام عشقه،دل ما غلام عشقه

با عشق زنده بودن ختم کلام عشقه

و منم به همه خواننده های وبلاگم ميگم جمال همه تونو عشقه

****

رسم است که در اينروز عشاق جوان برای همديگر کادو ميگيرند.ميگويند جمعی از پسرها که به هر دختری دل بسته و خويش را کشته و مرده وی می نامند دراينروز جهت تهيه پول کادوی والنتاين کاسه گدايی به دست گرفته و گدايی مينمايند.اين عده مجبورند برای تهيه پول کادوی ۱۳۵۰عدد معشوقه شان هر کاری انجام دهند.

واما گروهی از دختران هستند که خود را شيفته ۱۳۵۰ پسر ناميده و تمامی آنها را سرکيسه نموده و  به شدت تيغشان ميزنند.برای اين دختران والنتاين بهترين روز است.چون در اين روز به شدت ثروتمند ميشوند.

خواننده نامی و بسيار شهير ايران،سرکار عليه ناهيد خانوم در باب عشق ميفرمايند:

عشقو فراموشش کن   آتيش گرفته قلبت   آتيشو خاموشش کن  به روز من نيفتی   بگی آی گفتی گفتی گفتی

و در ادامه می فرمايند:

دوستت داره،امروز داره فردا ديگه نداره    فردا يارت يه يار ديگه داره

****

آنچه خوانديد ويژه نامه ای بود که به مناسبت روز عشاق فراهم گرديده بود.اگر بيمزه بود ببخشيد.اگر هم طولانی بود باز هم ببخشيد.ولی تو رو خدا ضد حال نزنيد اگر بد بود بگيد بده.راستی به وبلاگ آرشام هم سر بزنيد.در مورد والنتاين نوشته.


دنباله Add to Del.icio.us Balatarin