شنبه ۱ تیر ۱۳۸٧
یک سوال از نیک‌آهنگ: ترک‌ستیزی یا وطن‌دوستی؟

نیک‌آهنگ کوثر بعد از بازی چک و ترکیه در وبلاگش نوشت: پیروزی درخشان برادران تیم ترکیه را به دکتر رضا براهنی، انصافعلی هدایت عزیز و دوستان عزیزشان  تبریک می‌گویم. جدایی‌طلبان عزیز که لباس زیرشان هم ممکن است پرچم ترکیه باشد و خانواده گرامی‌شان همیشه تی‌شرت ترکیه را در مراسم رسمی به تن می‌کنند، مورد عنایت ملوکانه قرار دارند!

1- اینکه لباس زیر یا روی کسی شبیه پرچم کشوری باشد مساله‌ای شخصی بوده و به کسی مربوط نیست. رنگ لباس ملاک تعلق خاطر نمی‌تواند باشد. این نوع عمل و شیوه رفتار است که وابستگی را نشان می‌دهد. مثل روز روشن است که قلب نیک‌آهنگ کوثر نارنجی است چون برای هلند و یوروهای خوش‌رنگش می‌تپد نه ایران!

شادی بازیکنان تیم ملی نیک آهنگ!
تصویر شادی بازیکنان تیم ملی هلند تقدیم به تقدیم به نیک‌آهنگ کوثر که لباس
زیر و رو و پوست و گوشت و خون و مغز و سلول های بدنش هم هلندی است!

2- نیک‌آهنگ به عنوان کسی که ادعای روزنامه‌نگاری دارد در حالی بر انصافعلی هدایت می‌تازد که به لطف آزادی بی‌حد و حصرش در آن‌سوی آبها، روزنامه‌نگاران زندانی را فراموش کرده و به جای دفاع از آنها، به تمسخرشان می‌پردازد. او به همین راحتی خاطره روزنامه آزاد و روزهای سختش را از یاد برده‌است.

3- کلاغ رادیو زمانه، در حالی هدایت را تجزیه‌طلب خوانده که مصاحبه او را فراموش کرده‌است. مصاحبه‌ای که در آن هدایت صراحتا می‌گوید: منافع عمومی ما و منافع و امنیت تک‌تک ما ایجاب می‌کند که با هم باشیم و با هم بر اساس احترام متقابل به هم کشور را بسازیم و آباد کنیم.

4- تا آنجا که من با نوشته‌ها و مقالات و افکار دکتر رضا براهنی آشنا هستم این فرد هرگز یک تجزیه‌طلب نبوده‌است.خود او این نکته را در نشریه اینترنتی شهروند هم اعلام کرده‌بود. شاید حضور او در انجمن قلم تورنتو، نیک‌آهنگ را این‌چنین آشفته کرده‌است!

5- کوثر پس از نوشتن جملاتی که در ابتدای مطلب ذکر شد، پست دیگری در وبلاگش قرار داده تا قضیه را ماست‌مالی کند! او در مانیفست عجولانه‌اش ضمن اینکه خوانندگان وبلاگش را به عدم درک صحیح متهم می‌کند می‌نویسد: از نظر من، هر کسی در محدوده مرزی ایران قرار گیرد، ایرانی‌ است. فارغ از قومیت و نژاد. با این فرض خود نیک‌آهنگ یک کانادایی است و حق اظهار نظر در مورد مسایل ایران را ندارد و حرفهای او در باره ایران، مصداق دخالت در امور داخلی یک کشور دیگر است!

6- بخش جالب مانیفست ایرانی‌خواهی کوثر اینجاست: کسانی که به بهانه کسب حقوق قومی، به کشورهای همسایه پناه می‌برند و با استفاده از امکانات آنها به کشورهای خواهان جدایی بخش‌هایی از ایران مهاجرت می‌کنند و پیام جدایی را به هر زبانی تبلیغ، ایرانی نیستند. همان بهتر که پرچم کشورهای حامی خود را حمل و به تن کنند.

کوثر خود به کانادا پناه برده و به اعتراف خودش کانادا خواهان جدایی بخش‌هایی از ایران است! جناب نیک‌آهنگ آیا جوابی برای این سوال دارند که در کشوری که به دنبال تجزیه ایران است به دنبال چه هستند؟ آنها اگر پرچم کشورهای همسایه را حمل می‌کنند شما پرچم آمریکا و هلند و کانادا را حمل می کنید! کسی که روزآنلاین شما را بخواند و از اوضاع داخلی کشور بی‌خبر باشد گمان می‌کند که در اینجا روزانه صدهزار نفر انسان بی‌گناه را تیربازان می‌کنند! آنها پرچم حمل می‌کنند اما شما با آثارتان کلید ایران را به آمریکا می‌دهید و بفرما هم می‌زنید!

7- تنفر نیک‌آهنگ نه از رضا براهنی است و نه از هدایت. هدف او تجزیه‌طلبان هم نیستند. نیک‌آهنگ کوثر از آذربایجان و آذربایجانی بیزار است. نوشته‌های او در گذشته گواه ادعاهای من است. در غائله آذربایجان که دو سال پیش به وقوع پیوست نیک‌آهنگ پرچمدار تمسخر ملت بزرگ آذربایجان بود.

تیر خلاص نیهات
تیر خلاص نیهات به سمت دروازه چک. این شلیک زیبا بهانه‌ای شد برای سرباز کردن
زخم کهنه نیک‌آهنگ و اعلام انزجار مجدد وی از مردم آذربایجان!

8- ترکیه این بار کرواسی را در یک چهارم نهایی شکست داد و به نیمه‌نهایی رسید. بازی‌های ترکیه را همیشه دنبال می‌کردم و از بردهایش لذت می‌بردم. اما این برد برای من بسیار شیرین بود. حالا بی‌صبرانه منتظرم که ببینم جناب نیک‌آهنگ که این روزها مفسر فوتبال شده‌است این برد را به چه کسی تبریک حواهد گفت!

پی‌نوشت: می‌دانستم که بعضی دوستان مرا به تندروی متهم خواهند کرد. اما قضاوت کنید که تندرو کیست؟ ایا کسی که بعد از بازی ترکیه و چک در وبلاگش به طعنه اینچنین برخورد می‌کند تندرو نیست؟ سری به آرشیو دو سال پیش نیک‌آّهنگ بزنید تا همه چیز دستگیرتان شود. مسلما با خواندن آرشیو او متوجه خواهید شد که تندروی واقعی کیست!

==========

با افزودن خبرمایه این وبلاگ به خبرخوان خود، ما را در بهتر شدن این برنامه یاری دهید! نیشخند
http://feeds.feedburner.com/shalakhteh1

آرشیو موضوعی:حوادث آذربایجان

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
چهارشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٥
دردمشترک، دردغیرمشترک

سردرد در خانواده ما موروثی است. دورترین خاطره‌ام از بچگی مربوط است به همان شبهای مملو از درد که با مسکن هم آرام نمی‌شد. اما تحمل همین دردها باعث می‌شد که درد بقیه را هم درک کنم. مثلا وقتی مادرم سردرد داشت او را می‌فهمیدم. تلاش می‌کردم که در برخی کارها کمکش کنم و بهترین کمک آن بود که در خانه فوتبال بازی نکنم تا بتواند خوب استراحت کند. چون فهمیده‌بودم که صدای برخورد توپ با دیوار موجب تشدید درد می‌شود.

در کنار این درد مشترک، دردهای غیرمشترک هم بود. مثلا مادرم آرتروز داشت و من تلفظش هم نمی‌توانستم بکنم چه برسد به درک کردن! برای همین بود که وقتی درد گردن مادرم شروع می‌شد از او می‌خواستم که پابه‌پای من بدود و مرا سرگرم کند. من درک نمی‌کردم که زخم معده یعنی چه؟ دردمفاصل نداشتم تا بفهمم. پیش خودم می‌گفتم مگر روماتیسم هم درد دارد؟

حکایت امروز ایران ما نیز چنین است. همه ما به‌عنوان یک ایرانی درد مشترک-که دردهای مشترک-داریم. از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق این میهن پهناور را که ببینی همه از مشکلات می‌نالند. مشکل تورم، فقر، مسکن، ازدواج و اشتغال. این دردها را قرار دهید در کنار مسائلی چون فقدان آزادی و سانسور وحشتناک. همه ما- به استثنای عده ای قلیل که دستشان به دهانشان می‌رسد- درد کشیده‌ایم. زن و مرد، شیعه و سنی و فارس و ترک همه این دردها را می‌شناسیم. اما...

به موازات این مشکلات، دردهای غیرمشترک در میان ایرانیان وجود دارد. و این دردها را باید با درایت و تیزهوشی مداوا کنیم. دوای این دردها اتحاد و همدلی است.

درد مشترک زنان قوانین تبعیض آمیز است. قانون دیه، قوانین مربوط به طلاق و حضانت فرزندان، حجاب اجباری، تعدد زوجه، قانون ارث و قوانینی از این دست، درد مشترک زنان است. شاید این درد مشترک برای مردان ملموس نباشد. یک مرد در گرمای چهل درجه تابستان چادر و مانتو و مقنعه سر نکرده تا بفهمد زنان چرا اعتراض می‌کنند. شهادت مرد در دادگاه نصفه محسوب نشده. دیه مرد نصف بقیه نیست و همین دلایل کافی است که حرکت زنان برای بیشتر مردان زیاده‌خواهی تلقی شود.
هیچ دقت کرده‌ایم که مردها در گفتارشان چقدر به زنان توهین می‌کنند؟ بعضی کلمات توهین‌آمیز بی‌سروصدا وارد فرهنگ مردم ما شده‌است. طوریکه زنان نیز برای تحقیر هم از آن استفاده می‌کنند. ادبیات گفتاری ما نیاز به پالایش گسترده‌ای دارد. وقتی از دوستی شاکی می‌شویم او را نامرد می خوانیم یا می‌گوییم فلانی از زن هم کمتر است! و این یعنی درد غیرمشترک.

اسلام دین رسمی کشور ماست. شیعه و سنی در کنار هم زندگی می‌کنند. درد غیرمشترک را اهل سنت خوب درک می‌کنند. وقتی تیم ملی به جام‌جهانی صعود می‌کند رئیس فدراسیون ما این موفقیت را به تمام شیعیان کشورمان تبریک می‌گوید. هیچ فکر کرده‌ایم که وقتی به راحتی ضرب‌المثل پیراهن عثمان را به‌کار می‌‌بریم دل چند میلیون سنی ایران‌‌زمین را می‌شکنیم؟ توهین به ابوموسی‌اشعری شاید برای من و میلیونها شیعه مهم نباشد اما برای اهل تسنن دردآور است. مگر مملکت ما فقط برای اهل تشیع است؟ چرا عادت کرده‌ایم همه جشنها و شادیها را به شیعیان جهان تبریک بگوییم؟ البته درد فقط درد شیعه و سنی نیست. درد زرتشتی و یهودی و ارمنی هم هست. آنها هم درد دارند ولی ما شاید نتونیم درکشان کنیم.

نوروز عید باستانی ایرانیان است و مردم ایران زمین یعنی فارس، کرد، ترک، لر، بلوچ، عرب و... اما عید که می‌شود مقامات کشوری آن را به فارسی‌زبانان دنیا تبریک می‌گویند. باز هم یک درد غیر مشترک. اگر عرب در خوزستان، ترکمن در ترکمن‌صحرا، بلوچ در بلوچستان، کرد در کردستان و ترک در آذربایجان اعتراض می‌کند به خاطر همان درد غیر مشترک است. باید در ادبیات گفتاری تجدید نظر کنیم. زننده‌ترین شوخی‌ها را شوخی‌شهرستانی می‌خوانیم درحالیکه بی‌آلایش‌ترین روابط بر جوامع شهرستانی حاکم است.
*****
زن اگر به پا‌می‌خیزد به خاطر برتری‌جویی نیست او به تساوی حقوق می‌اندیشد. سنی اگر ناراحت است احترام می‌خواهد و ترک اگر به‌پا می‌خیزد به خاطر اصول معطل‌مانده قانون‌اساسی است. امروز مرد وظیفه دارد به دفاع از حقوق زن برخیزد. شیعه برای پرهیز از تفرقه دست اهل تسنن را بگیرد و فارس باید به حمایت از قومیتها بپردازد. کاش دردهای غیرمشترک را بفهمیم.
*****
دوست دارم مبحث مربوط به قومیتها در همینجا خاتمه یافته قلمداد شود. باز هم می‌گویم قصد من توهین به هیچ‌کس نبود. با اینحال از تمام دوستان عزیز ( باران، الهام، امیرحسین و علی‌الخصوص پیام) که ناخواسته باعث ناراحتی‌شان شدم صمیمانه عذرخواهی می‌کنم. امیدوارم همه کدورتها و ناراحتی‌ها به زودی حل شود. مشکل من شاید این بود که خواستم درد غیرمشترک را با زبان مشترک فریاد بزنم. ایران امروز ما بیشتر از همیشه نیاز به همدلی و همفکری دارد.
به امید داشتن ایرانی آباد و آزاد برای همه ایرانیان
*****
این امید گله به خدا! خیلی خوبه! اگه هزار تا هم بیزی باشه من دوست دارم این پسر رو. یک حس خوبی همین چند لحظه پیش بهم دست داد و باعث شد که من اینقدر از این پسر خوشم بیاد.

آرشیو موضوعی:حوادث آذربایجان

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٥
فارس باشعور، ترک بی‌فرهنگ؟!

همه آنهایی که مرا می‌شناسند خوب می‌دانند که نزدیک‌ترین دوستان من در سالهای اقامتم در تهران، فارس بوده‌اند. در مطلب زیر گاهی اوقات به کلمه فارس اشاره کرده‌ام اما اشاره من به قصد توهین نیست. این نوشته خطاب به آن‌عده از فارسی‌زبانانی است که در روزهای اخیر نتوانستند تنفر تاریخی خود از ملت ترک را پنهان کنند. البته مایل نبودم که بحث در مورد آذربایجان را ادامه دهم. اما نظرات برخی از خوانندگان مرا واداشت که علیرغم میل باطنی کمی درد دل کنم:

یکی از دوستان به نام باران، پس از سالها تحقیق، نتایج مطالعاتش را در صفحه نظرات وبلاگ من ارائه کرده است: «اگه جمعیت شماها زیاده بخاطر اینه که هر خانوادتون یه اتوبوس بچه پس انداختین مثل ...».

باران عزیز جمعیت ما زیاد است. به قول تو هرکدام از ترکها مثل ... یک اتوبوس بچه پس می‌اندازند و آن بچه‌ها می‌شوند قزلباش که خلیج فارس (یا همان عربی) شما را استعمار پرتغال برهانند. می‌شوند باکری تا برای حفظ سرزمین پرشیای شما شهید شوند. ترکها بچه پس می‌اندازند تا کویر اصفهان را گلستان کنند و شما به سی‌وسه‌پلش بنازید و به به نقش جهانش و به عنوان نماد قوم پارس! به عالم و آدم نشانش دهید. تازه می‌توانید اسم اللهوردی‌خان را هم از روی پل بردارید و رویش اسمی بگذارید که خودتان دوست دارید.

ترکهای بی‌فرهنگ بی‌هویت وحشی به فردوسی مجال می‌دهند تا شعر بگوید و شاهنامه‌اش بشود کتاب ملی فارسی‌زبانهای دنیا.

باران عزیز حق با شماست. ترک بی‌فرهنگ است. بی‌هویت است. بی‌شخصیت و بی‌شعور است. تاریخ ندارد. می‌دانی چرا؟

برای کودک ترک کسی سیندرلا و سفیدبرفی نمی‌خواند. این داستانها احتمالا برخاسته از فرهنگ غنی قوم پارس است. کودک ترک با ماهی‌سیاه‌کوچولوی صمدبهرنگی انس می‌گیرد و با جیدان -شخصیت افسانه‌ای ادبیات کودک آذربایجان- همذات پنداری می‌کند. دختر ترک عروسک باربی ندارد که باربی نشانه باکلاس بودن فارس‌هاست. نماد دختر ترک همان سارایی است که خود را در ارس غرق کرد تا نجابتش لکه‌دار نشود و چه امل بود سارای دشت مغان که اتو زدن نمی‌دانست و در پارتی‌های شبانه هماغوش اغیار نمی‌شد:
آپاردی سئللر سارانی / بیر قاراتئللی بالانی...

ترک بی‌فرهنگ بلد نیست در شب چهارشنبه‌سوری نارنجک کشنده زیر پای زن‌وبچه مردم منفجر کند. او به جای این کارهای باکلاس! خودش را با شال‌ساللاماخ سرگرم می کند:
آی نه گوزه‌ل قایدادی شال ساللاماخ...

جوان ترک وقتی عاشق می‌شود نه رومئو می‌شناسد نه ژولیت. آخر اینها برگرفته از فرهنگ غنی پارس! هستند. جوان ترک با اصلی‌و‌کرم عاشق می‌شود. راستی شاعر منظومه‌های عاشقانه لیلی‌ومجنون و خسرووشیرین را می‌شناسی؟ آفرین! همان ترک بی‌ریشه نظامی گنجوی!

جوان ترک چون نفهم و امل است با موسیقی بومی! هارد راک و متال حال نمی‌کند. او با موسیقی اصیل بنیامین و دی‌جی محشر و استاد دی‌جی نگار! غریبه‌است. آخر قدرت درک آن را ندارد. او به نوای محلی! عاشیقها گوش می‌دهد. احتمالا موسیقیدانان جهان هم نفهم هستند که موسیقی عاشیقها را جزو بهترین موسیقیهای دنیا به حساب می‌آورند. اصلا عبدالقادر مراغه‌ای کدام پدر سوخته ای‌است دیگر؟ صدای تار رامیزقلی‌اف چقدر گوش‌خراش است! نمی‌دانم اینهمه فارس بافرهنگ چرا برای تهیه بلیط کنسرت هابیل‌علی‌اف سر و دست می‌شکستند! اوزئیرحاجی بیوف هم شد هنرمند؟ وقتی استاد شماعی‌زاده هست چرا باید به اپرای کوراوغلو گوش داد؟ رشید بهبوداوف هم شد خواننده؟
فیکریند‌ه‌ن گئجه‌له‌ر یاتا بیلمیره‌م / بو فیکری باشیمدان آتا بیلمیر‌ه‌م

اصلا فارسهای تهران نشین خدا هستند. کدام تهران؟ همان شهری که آقامحمدخان ترک نفهم بی‌شخصیت پایتختش کرد تا شمای فارس باشخصیت بافرهنگ ساکنش شوید و سرور همه کائنات گردید!
********
پی نوشت: انتظار نداشتم باران از این نوشته ناراحت شود اما ظاهرا شد! دوست خوبم در کدام کامنت ترکها شما را ... خوانده‌اند که شما ناراحت شده‌اید؟ من قبول دارم که برخی از دوستان ترک هم تند رفته‌اند اما اکثر نظرات را که ببینید متوجه می‌شوید که بعضی از حرفهای تند دوستان ترک‌زبان در جواب شما، مهسا، امیرحسین و برخی دیگر از دوستان فارس بوده است.

آرشیو موضوعی:حوادث آذربایجان

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
شنبه ٦ خرداد ۱۳۸٥
پاسخی به دوستان

من ایرانی هستم. زبان رسمی کشورم طبق قانون‌اساسی فارسی بوده و در ضمن معتقد به یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران می باشم. آرزوی من داشتن ایرانی آباد و آزاد است. دوست دارم همه هموطنانم با صلح و آرامش در کنار یکدیگر زندگی کنند.

 

آذربایجان سر ایران است. به گواهی تاریخ هیچ منطقه‌ای در ایران به اندازه آذربایجان دستخوش حوادث و رویدادهای تلخ و شیرین نشده است. آذربایجان در شمال‌غربی ایران واقع شده. منطقه‌ای که از قدیم‌الایام همسایگی با امپراطوری‌های بزرگ را تحمل کرده و جانانه از ایران دفاع کرده. رومیان‌باستان، یونانی‌ها، عثمانی‌ها و تزارهای روس سالها مردم این خطه را به خاک و خون کشیده‌اند. اما این مردم چون دژی مستحکم دروازه‌های ورود دشمن به ایران را بسته نگاه‌داشتند. جنگ تحملی هم آزمون دیگری بود برای ما که همسایه صدام بودیم و هر وقت دلش می‌خواست با هواپیمایش بمبی بر سرمان می‌انداخت و می‌رفت. (اینها را گفتم برای آنها که می‌پندارند ما خود را ایرانی نمی‌دانیم)

 

دوست خوبم رها در کامنتی گفته بود: اگر خواسته درس خواندن به زبان مادری منطقی باشه باید توی هر بخش از ایران یک کتاب درسی جدا چاپ کرد. ترک ها، کردها، مازندران، گیلان، سمنان، خراسان رضوی، خراسان شمالی، بلوچستان و ... مگه همه این مردم زبان مادریشون فارسیه ؟ مگه آنها به زبان مادری خود تعصب ندارند ؟ شاید شما خود را تافته جدا بافته دیدید !

رها جان ما تافته جدابافته نیستیم. آنچه گفتم حقی بود که قانون اساسی ایران برای تمام قومیتها (کردو لرو ترک و عرب و ...) ایجاد کرده. به نظر شما این غیرمنطقی است که من وقتی در کلاس اول دبستان بابا نان داد می آموزم در کنارش کتابی هم برای یادگیری زبان مادری داشته باشم؟

 

دوستی به نام شیخی پرسیده بود: اگه سوسکه، فارسی حرف می زد، صدای کسی در میومد؟

در این مورد دو نکته را باید متذکر شوم:

۱- روزنامه ایران روزنامه ای است که به زبان فارسی منتشر می شود. بنابراین وقتی زبان نشریه ای فارسی است آوردن یک کلمه ترکی (آن هم با توجه به متنی که برای کاریکاتور نوشته شده بود) غیرمنطقی و نامعقول به نظر می رسد. چه بسا اگر این روزنامه به زبان ترکی منتشر می شد و به جای آن نمنه؟ واژه چی؟ به کار می رفت توهین به فارسها تلقی مشد.

 

۲- در اینکه مانا از کشیدن چنین کاریکاتوری هیچ قصد و نیتی نداشته شکی نیست. بارها هم گفته ام که مخالف زندانی شدن مانا و توقیف ایران بوده ام. مانا چوب غفلت کسانی را خورد که سالها در مقابل تحقیر ترکها سکوت کرده بودند. طوریکه توهین به ترکها جزئی از فرهنگ مردم پایتخت نشین شده است.

 

فردی با عنوان یه دوست از مصونیت من گفته و بنده را به همکاری با وزارت اطلاعات و کشور متهم کرده. در پایان هم گفته از پرشین بلاگ برو و دیگر پارسی ننویس!

دوست خوبم حقوقی که از وزارت کشور و اطلاعات می گیرم کفاف مخارج زندگی ام را نمی دهد. کار پردرآمدتری سراغ نداری؟!!! از پرشین بلاگ هم می روم به زودی عجله نکن اما پارسی نوشتن را شرمنده ام. فعلا زبان دیگری بلد نستم. هر وقت انگلیس ام خوب شد پارسی! نمی نویسم.

  

مهدی پرسیده: اگه شما از توهین بهتون ناراحت میشید، دلیلش چیه که خودتون به فارس ها توهین میکنید؟ بالاخره خوبه یا نه؟

بنده در هیچکدام از مطالبم به احدی توهین نکرده و نخواهم کرد. توهین را – در همه انواع و به هر فرد و عقیده ای – کار افراد ضعیف و بی منطق می دانم. اگر هم در جریان اعتراضات ترکهای ایران گاهی اوقات شعارهایی توهین آمیز شنیده می شود مطمئن باشید این عده همان افرادی هستند که از جانب ملت آذربایجان هم طرد شده اند.

 

فردی با نام یه دوست سابق گفته: نادر جان ببند در این خونه شر و دعوا رو . داری عقده گشایی میکنی پسر؟

شاید زدن حرف دل در محدوده وبلاگی با حدود تنها ۲۰۰ الی ۳۰۰ مخاطب در روز – وبلاگی که افکار و عقاید شخصی نویسنده اش را نشان می دهد – عقده گشایی تلقی گردد. اما شاید من عقده ای باشم. دوست ناشناس سابق من، خودت را برای لحظاتی یک ترک فرض کن. در دانشگاه سوالی برایت پیش می آید اما جرات سوال کردن نداری. می دانی چرا؟ برای اینکه به خاطر لهجه ات مسخره می شوی. دوستانت می خندند. فکر کن به عنوان یک ترک در جمع دوستان تهرانی ات هستی. یک نفر از آنها کار احمقانه ای انجام می دهد و برای توجیه کارش - بی توجه به اینکه تو در میان آنان هستی – عملش را ترک بازی! قلمداد می کند. اینها درد نیست؟ شاید به قول شما من عقده ای هستم شاید.

 

امیرحسین از من خواسته که به مغزم فشار بیاورم. و بعد از اهوراهای ترکیه ای و آذربایجانی گفته. و اضافه کرده: تو هر کجای دنیا وقتی یه زبان به عنوان زبان رسمی کشور شناخته میشه همه ملزم به رعایت این زبان در رفتارها و گویشهای رسمی هستند. امیر حسین به خاطر داشتن هموطنانی مثل بنده ابراز شرم کرده و پرسیده: نادر می خواید با این رفتارها به کجا برید؟

امیر جان خیلی دوست دارم این اهوراهای ترکیه ای را ببینم. ممکن است آدرس بدهی؟ در ضمن اگر ممکن است به من بگو که از کدام مطلب من برداشت می شود که زبان رسمی را زیر سوال برده ام؟ راستی ببخشید که هموطن شماییم و شما را شرمگین کرده ایم. این رفتارها هم مطالبه حقوق سی میلیون انسان است.

 

جلال در وبلاگش از رواج کتابهای افرادی نظیر ناصرپورپیرار در میان دانشجویان ترک زبان گفته.
جلال عزیز، به اعتقاد من تاریخ نویسی کار خطیری است. مورخ منصف کم داریم. پورپیرار در کتابهایی نظیر پلی بر گذشته شواهدی آورده که تاریخ هخامنشیان را زیر سوال می برد. اگر بخواهیم مغرضانه به بحث بنشینیم نوشته های او را می شود قبول کرد اما عقل و منطق چیز دیگری می گوید. من پورپیرار را قبول ندارم همانطور که نوشته های احمدکسروی برای من بی ارزش است. اما وقتی به استناد نوشته های کسروی مرا آذری زبان خطاب می کنی به من حق بده که پورپیرار بخوانم.

***

آخرین خبرهای رسیده حاکی از درگیریهای شدید در اردبیل است. منابع غیرموثق تعداد زخمی‌ها را ۴۰ نفر اعلام کرده‌اند و خوشبختانه کسی کشته نشده است. ساختمان بانک‌پارسیان نیز کمی آسیب دیده‌است. همچنین در جریان درگیریهای شدید شهرستان نقده که از چهارشنبه شروع و در آخرین ساعات جمعه شب به پایان رسید حداقل ۶نفر کشته شدند. برخی منابع کشته ها را ۱۰ نفر اعلام کرده‌اند. در این درگیریها ساختمان فرمانداری و اداره ارشاد این شهر در آتش سوخت. به گزارش بی‌بی‌سی در درگیریهای مشکین شهر یک نفر کشته شده است. گزارشها از کشته شدن یک‌نفر در مرند نیز حکایت می‌کنند. موج تازه‌ای از بازداشت در شهرهای ارومیه و میاندوآب راه افتاده‌است.

در همین حال جمعی از ترکهای قشقایی نیز با صدور بیانیه‌ای از حقوق مردم آذربایجان دفاع کردند. دانشجویان ترک دانشگاه شهیدرجایی هم در اعتراض با کاریکاتور روزنامه ایران امروز تحصن کردند.

آخرین گزارشها حاکی‌است که ترکها خودشان را برای یک تجمع بزرگ در مقابل مجلس آماده می‌کنند.

تجمع بزرگ ترکهای ایران در مقابل مجس: یکشنبه ۷خرداد ساعت ۱۰ صبح

***
دیروز یعنی ۵خرداد روز تولدم بود. از همه ایمیلها و اس‌ام‌ای‌هایی که بهم زدید ممنونم. خیلی خوبه که آدم یه‌عالمه دوست خوب داشته باشه. دوستایی که روز تولد آدمو فراموش نمی‌کنن. از همه‌تون ممنونم.

آرشیو موضوعی:حوادث آذربایجان

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٥
توهین به شعور ملت آذربایجان پذیرفتنی نیست

۱- درروزهای گذشته برخی از وبلاگنویسان مثلا روشنفکر - از قبیل نیک‌آهنگ و الپر و همقطارانشان -هم‌صدا با مسئولان مملکتی! (الپر هم با اصولگرایان هم‌صدا شد!) سعی کرده اند اعتراضات و ناآرامیهای هموطنان آذربایجانی را به خارج ازمرزها - و احتمالا عوامل استکبار و دشمنان نظام - نسبت دهند. به اعتقاد من چنین نگرشی خود بزرگترین توهین به شعور و فهم سی میلیون ترک است.
دوستان عزیز مگر نه این‌است که همه رسانه‌های دنیا دست شماست؟ مگر نه این‌است که وقتی شست‌پای یکی از دوستانتان وارد چشمش می‌شود از بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان و خبرگزاری فرانسه و آلمان و جاهای دیگر برایش نوشابه باز می‌کنند و جایزه حقوق بشر و استقامت و مقاومت می‌دهند؟ حالا شما با آن سابقه منورتان، مردم بی‌دفاع را وابسته قلمداد می‌کنید؟
موضوع وقتی جالب می‌شود که بدانیم اهالی آذربایجان نه رسانه‌ای فرگیر دارند و نه ارتباطاتی آنچنانی! تازه اگر قرار است ملتی با چند سایت و یک شبکه تلویزیونی جوگیر شود پس خاک بر سرتان که دلقکهایی مثل ضیاآتابای و شهرام همایون و میبدی و داور و هخا و نوری‌زاده دارید و قیام نمی‌کنید! پس دوستان خوب و مسئولان محترم! به شعور آذربایجانی توهین نکنید لطفا!

اینجا ارومیه دوم خرداد
اینها همان مردم مثلا فریب خورده‌اند. اما جالب اینجاست که این مردم دلقکهایی مثل هخا
ندارند که منتظر ورودش باشند و برایش سر و دست بشکنند و شیرینی پخش کنند!
دلقکهایی نظیر هخا، داور، آتابای، میبدی، صوراسرافیل، همایون، نوری‌زاده،
قائم‌مقامی و امثال آنان در میان ترکها اجازه رشد ندارند. چنین افرادی
فقط در فرهنگ متعفن پان‌فارسیسم تنفس می‌کنند!

۲- جناب حدادعادل که سالها ریاست فرهنگستان زبان‌فارسی را برعهده داشته و بی‌شک می‌تون او را از سردمداران تفکر پان‌فارسیسم دانست در مجلس آذربایجان را سر ایران نامید. عزیز دل برادر! سری که زبانش را بریده‌اید و گوشش را کر کرده‌اید و چشمانش را از حدقه درآورده‌اید به چه دردی می‌خورد؟ آذربایجان زمانی آرام خواهد شد که زبان و گوش و چشمش را از شوونیزم فارس بازپس بگیرد.

۳- توقیف مطبوعات را هیچگاه نپسندیده‌ام. بازداشت مانانیستانی هم ناراحت کننده بود. شاید مانا به خاطر جرمی که پان‌فارس‌ها سالهاست مرتکب می‌شوند به زندان رفته‌است. او دارد تقاص آنهایی را پس می‌دهد که سالها مارا خر خواندند و کسی جلودارشان نشد. او به دلیل فرهنگ غلط حاکم بر جامعه فارسی‌زبانان به زندان رفت.

۴- امروز می‌توان خواسته ترکها را در چندبخش خلاصه کرد. آنچه به اعتقاد من باید در حال حاضر مورد توجه قرار بگیرد چنین است:
الف) آموزش خواندن و نوشتن به زبان ترکی در مناطق ترک‌نشین
ب) تاسیس یک شبکه رادیو و تلویزیون سراسزی برای ترکهای کشور
ج) اعطای مجوز یک روزنامه سراسری به زبان ترکی
د) راه‌اندازی یک خبرگزاری ویژه ترکها
ه) آزادی تمام زندانیانی که به جرم دفاع از زبان مادری دربند هستند

۵- بازی تراکتورسازی و همای تهران را از ترس به تهران منتقل کردند! بازی در زمین بی‌طرف آزادی برگزار خواهد شد. قربان حماقت فدراسیون بروم که زمینه را برای یک آشوب دیگر فراهم کرد. وای اگر تراکتورسازی ببازد...

۶- آذربایجان کماکان ناآرام است. آخرین آخبار:

دستگیری ۱۵نفر در تظاهرات دیروز ارومیه
خبرگزاری فارس: فرمانده نیروی انتظامی آذربایجان غربی گفت: در ناآرامی‌های روز گذشته 15 نفر از عاملان اصلی اغتشاش دستگیر شدند. حسن کرمی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در ارومیه افزود: تعداد دستگیری‌ها بیش از 15 نفر بود که برخی با اخذ تعهد آزاد شده‌اند.

در راهپیمایی فرمایشی دولت در تبریز فقط ۲۰۰۰ نفر شرکت کردند!
ساعت ۱۰ صبح امروز با دعوت رسانه‌های دولتی حدود ۲۰۰۰ کارمند و نظامی و دانش‌آموز در یک راهپیمایی دولتی به دستور روسای خود شرکت کردند! اما خبرگزاریها این واقعیت را به گونه دیگری تحریف کردند و تظاهرات پرشکوه نامیدند!

هاشمی رفسنجانی هم وارد معرکه شد!
حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی حوادث اخیر در آذربایجان را نشانه‌ی ضعف در تدبیر خواند و گفت: آذری‌ها همیشه باعث افتخار ما بوده و خواهند بود.

اخباری که رسانه‌های فارسی زبان سانسور می‌کنند:
از اردبیل خبر می‌رسد جمعی از دانشجویان در اعتصاب غذا به‌سر می‌برند. در میاندوآب گروهی از فعالان سیاسی دستگیر شده‌اند. در تبریز عصر امروز تجمعی دوباره صورت می‌گیرد. دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی امروز تجمعی اعتراضی برگزار کردند. نماینده مردم گرمی با خبرنگار ایرنا که قصد داشته حرکت آذربایجان را به بیگانگان وابسته کند درگیر شده است. دانشگاه زنجان کماکان ملتهب است و امروز نیز مراسمی اعتراضی در آن برگزار شد.
همچنین آیت‌ا... موسوی تبریزی نماینده آذربایجن‌غربی در مجلس خبرگان نیز بیانیه‌ای در محکومیت توهین به آذربایجان منتشر کرد. برخی از سایتهای ترکی که به پوشش خبری حوادث چند روز اخیر می‌پرداختند فیلتر شدند. دانشجویان ترک دانشکده تربیت‌دبیری میرزاکوچک‌خان گیلان نیز همصدا با سایر دانشجویان، کلاسهای خود را تعطیل کردند. در مرند و مراغه نیز ناآرامیهایی مشاهده شده‌است. همچنین قرار بود امروز در دانشگاه تهران تجمعی صورت بگیرد که تا این لحظه خبری به دستم نرسیده‌است.

بازی تراکتورسازی و هما به دلیل ترس از حضور یکصدهزار نفری ترکها در استادیوم آزادی برای دومین بار کنسل و به زمان دیگری موکول شد!

 

آرشیو موضوعی:حوادث آذربایجان

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳۸٥
من ساده‌اندیش، شما ژرف بین

علی پیرحسینلو در وبلاگش تحلیلی نوشته بود پیرامون کاریکاتور جنجالی روزنامه ایران. لازم است خدمت این دوست و سایر خوانندگان وبلاگم توضیحات مختصری عرض کنم:

جناب آقای الپر،‌در وبلاگت از ساده‌اندیشی دانشجویان هموطن ترک زبان حرف زده‌ای. شاید من ساده اندیشم. حق با شماست. اما می‌شود از شمای ژرف‌بین متفکر سوال کنم که اصلاح طلبان برای ترکها چه کرده‌اند که اکنون از توجه اصولگرایان به این موضوع نگران شده‌اید؟ شما در حزب مشارکتتان برای قومیتها چه برنامه‌هایی داشته‌اید؟ برنامه‌های دکتر معین برای قومیتها چه بود؟ در کجای برنامه‌هایش قید شده‌بود که ترکها می‌توانند به زبام مادری بخوانند و بنویسند و ببینند؟ آیا می‌دانید که اصلاح‌طلبان بزرگترین مروجان تفکر پان‌فارسیسم در ایران بوده‌اند؟ شمایی که ایران را برای تمام ایرانیان می‌خواهید چه کرده‌اید؟

من نه اصولگرا هستم و نه از آنها طرفداری می کنم چون دل‌خوشی از آنها ندارم اما اصلاح‌طلبان مشارکتی هم در نوع خودشان تمامیت خواه هستند.

کاش می‌دانستی که جنجال کاریکاتور، بغض فروخورده ملتی است که سالهاست طعم توهین و تحقیر را چشیده‌اند و دم نزده‌اند. آیا می‌دانی وقتی تیم ملی فوتبال کشورت با شعار ستارگان پارسی به جام‌جهانی می‌رود ناخواسته نیمی از طرفدارانش را طرد می کند؟ به نظر شما این حماقت نیست که در کشوری با سی‌میلیون ترک زبان، چنین شعارهایی مطرح شود؟

بازی همای تهران و تراکتورسازی تبریز که قرار بود امروز در زنجان برگزار شود لغو شد. می‌دانی چرا؟ چون بیم آن می‌رفت که صدها هزار ترک راهی زنجان شوند و فقط در اقدامی تلافی‌جویانه از ستارگان ترکی حمایت کنند.

تبریز اول خرداد
اینجا تبریز است و این‌همه مردم همان افراد ساده‌اندیشی هستند که به قول الپر وسایرهمفکرانش درگیر کشمکشهای تکراری قومی و احیانا قبیله‌ای می‌باشند!

الپر نازنین! در وبلاگت گفته ای: این قومیتی‌ها کدامشان کار جدی فرهنگی و تئوریک و البته مدنی روی شکاف خود با فارس‌زبان‌ها کرده‌اند که انتظار دارند مشکل چند صد ساله یک شبه حل شود؟ باید بگویم این شکاف را چگونه می‌شود پر کرد؟ با کدام رسانه؟ با کدام سرمایه؟ وقتی بی‌بی‌سی که مثلا بنگاه خبرپراکنی مستقلی است قیام خونین روز‌گذشته تبریز را سانسور می‌کند چگونه می شود به گوش شماها رساند که: ما مشکلی با شما نداریم. شکاف را شما ایجاد کرده‌اید نه ما!

خیزش مردم آذربایجان در روزهای اخیر را دعوا بر سر کشمکش‌های تکراری قومی قلمداد کرده‌ای. دوست خوبم کدام کشمکش؟ اگر هم کشمکشی بوده از جانب شما بوده نه ما. چرا وقتی در دوم خرداد ۷۶ همگام با شما امیدوارانه در صف اصلاحات رفتیم کسی حرف از کشمکش قومی نزد؟ مگر وقتی در ۱۸تیر۷۸ به ساحت دانشجو و دانشگاه اهانت شد ما ترکها همراه و همصدا با شما نبودیم؟ هنوز کسی جوابگوی خونهای ریخته‌شده در دانشگاه تبریز نیست.

سالهاست که خود را ایرانی می دانیم و شاید قرنها. از همان روزی که مشروطه با خون مردم آذربایجان آبیاری شد تا زمانی که انقلاب اسلامی ایران راه افتاد ایرانی بوده‌ایم. در دوم خرداد هم ایرانی بودیم و در ۱۸تیر نیز. اما صبر تا کی؟ چگونه باید گفت که آذربایجانیها وفادارترین قوم به ایران و ایران زمین بودند و هستند و خواهند بود؟ اما پاسخ این وفاداری چه بوده؟

شعر زیررا مدتها پیش در وبلاگم گذاشته‌بودم. بار دیگر نیز این شعر را در وبلاگ قرار می دهم تا شاید بدانید دلیل این به اصطلاح شکاف و درگیریهای قومی تکراری و ساده‌اندیشی ما ترکها چیست!

من دئمیرم اوستون نیژاد دانام من *** من نمی گویم که از نژاد برتر هستم
من دئمیرم ائللیم ائللردن باشدیر *** من نمی گویم که قوم من از همه سرتر است
منیم مسلکیمده منیم یولومدا *** در مرام و مسلک من
میللت لر هاممیسی دوستدور قارداشدیر *** ملت ها ،همه با هم دوست و برابرند
آنجاک بیر سؤزوم وار:منده اینسانام *** فقط یک حرف دارم:من نیز انسانم
دیلیم وار،خالقیم وار ،یوردوم یووام وار *** زبان دارم، ملتی دارم و خانه و دیاری
یئرده ن چیکمامیشام گوبه لک کیمین *** چون قارچی از زیر زمین سر بر نیاورده ام
آدامام،حاققیم وار،ائلیم اوبام وار *** آدمم، حقی دارم و قوم و قبیله ای

و در پایان باید بگویم:

چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد؟
چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد؟
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد؟
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد.

آخرین خبرها:

روزنامه ایران توقیف شد.

هیأت نظارت بر مطبوعات ساعاتی پیش در پنجاه‌ و دومین جلسه از دهمین دوره خود که به طور فوق‌العاده برگزار شد، با اکثریت آرا روزنامه ایران را توقیف کرد.

طرح استیضاح وزیر ارشاد به خاطر چاپ کاریکاتور

طرح استیضاح صفار هرندی، وزیر ارشاد جمهوری اسلامی، در ارتباط با چاپ کاریکاتوری در یکی از شماره های روزنامه ایران در دست تهیه است و همزمان، دستور توقیف موقت این روزنامه نیز صادر شده است.
کاریکاتوریست و سردبیر ایران جمعه بازداشت شده اند
" سعید مرتضوی " روز سه‌شنبه در گفت وگو با شبکه اول صدا و سیما با اشاره به توقیف روزنامه ایران، اظهار داشت: کاریکاتوریست و سردبیر "ایران جمعه" بازداشت شده‌اند.
موضوع اهانت به آذری زبانان پیگیری می‌شود.
دادستان کل کشور ، گفت : موضوع اهانت به آذری زبانان توسط وزارت ارشاد، هیات نظارت و نیز دادسرای تهران پیگیری شود.

وزیر کشور: ترسیم کننده کاریکاتور امروز بازداشت می‌شود.
وزیر کشور خبر داد که فرد متخلفی که اقدام به ترسیم کاریکاتور اهانت‌آمیز در یکی از روزنامه‌ها کرده بود، امروز بازداشت می‌شود.

مطالب مرتبط:
گزارش واقعی از درگیریهای دیروز تبریز

 

آرشیو موضوعی:حوادث آذربایجان

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin
یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٥
چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند؟

ظهر امروز در مقابل دانشگاه امیر کبیر تجمعی با حضور صدها دانشجوی آذربایجانی برگزار شد. تجمع مذکور در ادامه تجمعات چند روز گذشته دانشجویان آذربایجانی در دانشگاههای مختلف کشور است که در اعتراض به کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران صورت گرفته است.

تجمع دانشگاه امیرکبیر

در روزهای گذشته علاوه بر دانشگاه امیرکبیر، دانشگاههای تهران، تبریز، ‌ارومیه،‌ پیام نور مراغه، زنجان و اردبیل نیز شاهد اعتراضاتی از این دست بودند. اعتراضاتی که قرار است دامنه آن در روزهای بعد به دانشگاه علامه طباطبایی و چند دانشگاه دیگر نیز کشیده شود. در خلخال، نقده، میانه، خوی و چند شهر دیگر ظاهرا زدو خوردهایی هم بین مردم معترض و نیروی انتظامی رخ داده است. بازار تبریز نیز شنبه تعطیل بود.

روزنامه دولتی ایران روز پنجشنبه ۲۲اردیبهشت در صفخه کودک و نوجوان خود مطلبی منتشر کرد با عنوان چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند؟ در حاشیه مطلب مذکور کاریکاتور سوسکی کشیده شده بود که به زبان ترکی حرف می زد. شاید برای آن عده از فارسی زبانهایی که سالهاست به تحقیر ترکها می پردازند چنین کاریکاتوری تنها جنبه طنز و شوخی داشته باشد اما هضم چنین مساله‌ای برای هموطنان آزاداندیش ما غیر ممکن است.

مطلب جنجالی روزنامه ایران

متاسفانه جریان خزنده‌ای که سالهاست تلاش می‌کند تفکر پان‌فارسیسم را بر جامعه تحمیل کند شناخت درستی از قومیتها در ایران ندارد. عدم دسترسی قومیتها به حقوق اولیه -از قبیل خواندن و نوشتن به زبان مادری- و توهین‌و تحقیری که به آنان روا می‌شود ایران را روی بشکه‌ای از باروت قرار داده هر لحظه بیم انفجار آن می‌رود. کاش نژاد پرستان فارسی‌زبان می‌دانستند که چنین حرکتهایی نه تنها به اضمحلال و نابودی خودشان منجر می‌شود بلکه حلقه اتحاد ترکها را محکمتر می‌کند.

سکوت امروز من ترک‌زبان در قبال این کاریکاتور،‌باعث گستاخی بیش از پیش شوونیستهایی خواهد شد که خود را نژاد برتر! می‌دانند.

پی نوشتها:

۱- اخراج کاریکاتوریست و نویسنده مطلب از روزنامه:
درج مطلبى طنزآلود در صفحه کودکان «ایران جمعه» در ۲۹ اردیبهشت، متأسفانه موجب آزردگى خاطر هموطنان شریف آذرى زبان شد .روزنامه «ایران» که از ابتدا...

۲- تذکر اعلمی به باهنر و پاسخ وی در مجلس:
خبرگزاری فارس: دو تن از نمایندگان مجلس به انتشار مطالب توهین‌آمیز علیه آذری زبان‌ها در یکی از روزنامه‌ها اعتراض کردند که نایب رییس مجلس تاکید کرد مدیر مسئول روزنامه ایران عذرخواهی کرده و این مسئله برای هم‌میهنان ما خاتمه یافته است.

۳- واکنش رئیس کل دادگستری تهران:
خبرگزاری فارس:رئیس کل دادگستری تهران در واکنش به چاپ کاریکاتوری در یکی از روزنامه‌ها گفت:اگر مواردی اتفاق بیفتد که از مصادیق اهانت باشد، ما تکلیف داریم که پیگیری و با آن برخورد کنیم. قطعاً ما وارد چنین مساله‌ای خواهیم شد، چراکه قانون به طور صریح اعلام کرده که اگر مواردی اتفاق بیفتد که از مصادیق اهانت باشد، ما تکلیف داریم که وارد شویم و این مساله اختیاری نیست. به گفته وی اگر واقعاً در مواردی اهانتی نسبت به کسی صورت گیرد و عنوان مجرمانه داشته و شاکی هم وجود داشته باشد، وظیفه ماست که رسیدگی کنیم و قطعاً رسیدگی خواهیم کرد.در همین راستا، قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل و سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران به خبرنگار فارس گفتند آخرین پیگیری‌ها در خصوص چاپ کاریکاتور در یکی از روزنامه‌ها را روز شنبه به اطلاع عموم خواهند رساند.

۴- برنامه تجمعات اعتراض آمیز در روزهای آینده:
دانشگاه خواجه‌نصیر (دانشکده عمران) روز سه‌شنبه ۲ خرداد ساعت ۱۲
دانشگاه علامه طباطبائی روز چهار شنبه 3 خرداد ساعت 12
دفتر روزنامه ایران در خیابان خرمشهر غربی روز چهار شنبه 3 خرداد ساعت ۱۷دانشگاه شریف روز شنبه 6 خرداد ساعت 12تظاهرات روبری مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه 7خرداد ساعت 10

آرشیو موضوعی:حوادث آذربایجان

دنباله Add to Del.icio.us Balatarin