تولد من + تاثيرگذارها!

۲۷سال پیش در سپیده‌دم روز پنجم خرداد پسری به دنیا آمد که نامش را نادر نهادند. وی از همان اوان کودکی نبوغ و استعداد خویش را به رخ سایرین کشید. نقل است که او از یکسالگی به شاعری پرداخته و گفته‌است:

ماما       قاقا

ادبا و شاعران سالها تلاش کردند تا به مفهوم این شعر پی ببرند و هنوز هم نتوانسته‌اند!

====================

به دعوت ناصر خالدیان عزیز وارد بازی تاثیرگذارها شده‌ام! ظاهرا قاعده بازی بدین شکل است که باید تاثیرگذارترین‌های زندگی‌ام را در اینجا بنویسم تا بقیه نیز بخوانند و بدانند و آگاه باشند!

تاثیرگذارترین مکان: البته واضح و مبرهن است که واژه مکان به تنهایی تاثیرات خاص خودش را دارد. من تا قبل از اختراع مترو، فکر می‌کردم اتوبوس‌های بهارستان-جمهوری تاثیرگذارترین مکان است. اما صفوف در هم فشرده مترو چنان تاثیری بر من می‌گذارد که هر بار پس از پیاده شدن احساس می‌کنم قلب و روده و سایر مخلفاتم جابجا شده‌است!

تاثیرگذارترین فرد: مدیر دوران راهنمایی بنده که وقتی فهمید هر هفته علیه او و معلمان مدرسه مقالاتی می‌نویسم و در بین دانش‌آموزان توزیع می‌کنم چنان تاثیری روی بنده گذاشت که اثرش تا یک هفته روی صورتم باقی ماند!

تاثیرگذارترین لحظه: آن لحظه‌ای بود که با کت و شلواری نو در خیابان گام برمی‌داشتم و از هوای بهاری لذت می‌ بردم غافل از اینکه از اون بالا کفتر می‌آیه! و آمد و بر شانه‌ام تاثیر  مرطوب و بدبویی گذاشت.

به گمانم بسیار دیر وارد این بازی شده‌ام. به همین دلیل باز هم نمی‌توانم کسی را به این بازی دعوت کنم. اگر کسی از خوانندگان این وبلاگ مایل بود می‌تواند در وبلاگ خودش بازی را ادامه دهد.

====================

امسال هم غافلگیر شدم. از همه دوستان خوب و عزیزم که از طریق اس‌ام‌اس، کامنت، ایمیل، تلفن و... تولدم را تبریک گفتند ممنونم.

/ 24 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان *فقط به خاطر تو*

با آرزوی رسيدن لحظه ای که * با کت و شلواری نو در خیابان گام برداری و در حال لذت بردن از هوای بهاری یک دانه دختر بیایه !!! و بر باغ لبانت تاثیری شگرف گذارد *

ويروس

سلام. تولدت با شونصد روز تاخير مبارکا باشه

ويروس

« زندگی » // با شدتی وحشیانه و جنون آمیز ، // آن چنان که قلبم را سخت به درد آورد ، // آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح ، // بی درنگ ، آسمان از روی زمین برم دارد . // یا لا اقل همچون قارون ، زمین دهان بگشاید // و مرا در خود فرو بلعد ، // اما ... نه ، // من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را .// من یک « متوسط ِ » بی چاره بودم و ناچار ، // محکوم که پس از آن نیز « باشم و زندگی کنم » . // نه ، باشم و زنده بمانم . // و در این « وادی حیرت ِ » پر هول و بیهودگی سرشار ، گم باشم . // و همچون دانه ای که شور و شوق های روییدن در درونش // خاموش می میرد و آرزوهای سبز در دلش می پژمرد ، // در برزخ شوم این « پیدای زشت » // و آن « ناپیدای زیبا » خرد گردم . // که این سرگذشت دردناک و سرنوشت بی حاصل ماست . // در برزخ دو سنگ این آسیای بی رحمی که ... // « زندگی » نام دارد ! == دكتر شريعتي

ويروس

ديگه شرمنده که اين قده دير اومدم و اين قده دير تولدت رو تبريک می گم. تولدت مبارکا باشه.

هانیه

هر چی آدم میشناسم تو خرداد به دنیا اومدن تولدت مبارک دوست عزیز

هديه

ااااااا تو هم ترکی؟ ميخوای بلينکيم ؟ خوشحال ميشم...

نيالا

استاد عزيز تولدت مبارک. نشد که زودتر تبريک بگم. يه دنيا شادی و يه سال پربار برات آرزو ميکنم

صادق جم

تولدتون مبارک! ببخشید که دیر اومدم!

مينا

نادر جونم من نمی دونستم تاريخ دقيق تولدت را تولدت مبارک انشاء ا... که صد سال زنده باشي خيلی دوستت دارم